سومین جلسه از دور هفدهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰، نمایندگی اسلامشهر با استادی مسافر اسماعیل، نگهبانی مسافر سجاد و دبیری مسافر عزیز با دستور جلسه "حرمت کنگره۶۰، چرا رابطه مالی، کاری و خانوادگی در کنگره۶۰ ممنوع است " در روز دوشنبه ۸ تیر ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
شاکر خداوند، کنگره۶۰، آقای مهندس و خانواده محترم ایشان میباشم و از ایجنت محترم و گروه مرزبانی برای اجازه خدمت در این جایگاه سپاسگزارم، لحظاتی پیش در این فکر بودم که در شعبه اسلامشهر که یک مکان امن است و حریم دارد، خدمتگزارانی هستند که از ساعت ۲ بعدازظهر تا ۹ شب خدمت میکنند. من سپاسگزارم از گروه مرزبانی، ایجنت محترم، خدمتگزاران OT، آبدارخانه، سایت، راهنماهای محترم و همه افرادی که میآیند و یک کاری انجام میدهند تا این حریم امن حفظ شود و ما بتوانیم به راحتی در اینجا قرار بگیریم و از زندگیمان لذت ببریم. هر مکانی یک حریمی دارد؛ کنگره نیز دارای حریم است. می گویند کنگره مکان امنی است؛ از نظر من امنیت در گرو قوانینی است که باید رعایت کنیم تا امن باقی بماند که در آسایش زندگی کنیم. در کلام الله میخواندم مومن یعنی کسی که در امنیت قرار دارد و فرامین الهی را اجرا میکند. یعنی کسی که فرامین الهی را که اجرا میکند خودش در امنیت قرار دارد. در کنگره نیز به همین گونه است، برای این که در امنیت بمانم، اینجا راحت سفر کنم و به درمان برسم تا برایم اتفاقی نیفتد، یک سری حریمها و خط قرمزهایی گذاشته شده است. من نباید خیال کنم وقتی یک اتفاقی میافتد فقط به خودم آسیب میزنم.
شماره تلفن دادن در کنگره ممنوع است، شاید گفته شود تلفن دادن که چیزی نیست همه شماره هم را دارند اما دلیل این قانون این است که در گذشته شخصی زنگ زده با مسافر دیگری تماس گرفته و همسفر او گوشی را برداشته است و در حالی که خانواده او از سفر او در کنگره مطلع نبودند و همین مساله دردسر ساز شده بود. این قضیه لو میرود و هم آن طرف از سفرش باز میماند و هم زندگیش از هم میپاشد. فقط به خاطر این که از خط قرمزی که کنگره تعیین کرده است رد شدند. در مورد مسئله مالی هم اتفاق افتاده پولی به صورت دستی رد و بدل شده است و سپس قرض گیرنده نتوانسته پول را پس بدهد و باعث شد که از خجالت به شعبه نیاید.
تمام این قوانین و حرمتهایی که در کنگره آمده قبلاً اتفاق افتاده و تجربه شده است و برای اسودگی ما به صورت قانون درآمده است. انحراف از مسیر همیشه با زاویه بسیار کم شروع میشود و در انتهای مسیر خود را نشان میدهد تا جایی که به جای این که به شهر الف برسیم سر از سر از شهر ب در میآوریم. به عنوان مثال اگر یک بالون را سوراخ کنیم در ارتفاع پایین اتفاقی نمیافتد اما در ارتفاع بالا، تحت فشار هوا سوراخ بزرگتر میشود و بالون سقوط میکند، به این دلیل که از یک خط قرمز کوچک رد شده است. بعنوان مثال دو نفر در یک کاری با هم شریک شدهاند و به مشکل مالی برخوردهاند و جلوی یکی از شعب کنگره با قمه به همدیگر حمله کردهاند. آن شخصی که حمله کرده بود فراری شد و از سفر باز ماند و آن شخصی هم که ضربه خورده بود یک دستش از کار افتاد و با وضعیت اسفباری زندگی میکند. فقط به خاطر اینکه حرمتها را نادیده گرفتند و قانون را اجرا نکردند. بارها دو سفر اولی در یک ماشین با هم نشستهاند ونهایتا به مصرف مواد مخدر باز گشتهاند. وقتی یک قانونی در کنگره هست مطمئن باشید که قبلاً تجربه شده و عبرت شده است. آقای مهندس بزرگترین وکیل مدافع مصرف کنندههای روی کره زمین است. قانون ایجاد شده تا اینجا برای من امن باشد که بتوانم درمان شوم، خدمتگزار شوم و بتوانم زندگی شیرینی داشته باشم. انشاالله که بتوانیم حرمتها را حفظ کنیم و در این مسیر حرکت نماییم. همان گونه کهاعضا قدیمی این حرمتها را حفظ کردند و کنگره راه خود را به درستی طی کرد، ما هم بتوانیم ادامه دهنده راه آنها باشیم و بتوانیم در اینجا درمان شویم. از اینکه که به صحبتهای بنده توجه کردید.

متن: مسافر سعید
عکس: مسافر امیر محمد
ویرایش و ارسال: مسافر محسن
- تعداد بازدید از این مطلب :
59