دومین جلسه از دور شانزدهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰، نمایندگی اسلامشهر با استادی راهنمای محترم مسافر پویان، نگهبانی مسافر محمود و دبیری مسافر ابراهیم با دستور جلسه"حرمت کنگره۶۰، چرا رابطه کاری و مالی و خانوادگی در کنگره۶۰ ممنوع است" در روز شنبه ۶ تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که یکبار دیگر به من فرصت داد این جایگاه را تجربه کنم و آموزش بگیرم، دستور جلسه امروز شاید پرتکرار ترین نوشتار کنگره است که در هر جلسه دوبار خوانده میشود از این بابت که از اهمیت بسیاری برخوردار است، هر سازمان یا نهادی مخصوصا نهادهایی که در راه درمان اعتیاد و مواد مخدر فعالیت میکنند اگر حرمت و قوانین در آن وجود نداشته باشد خیلی زود از بین میروند. آن چیزی که کنگره۶۰ را متمایز میکند و تا امروز نگهداشته است، طبق گفتههای آقای مهندس، همان جهانبینی ماست و در طول جلسات آن چیزی که جهانبینی کلی ما هست به عنوان حرمت برای ما خوانده میشود. چرا حرمت و چرا رابطه کاری و مالی و خانوادگی در کنگره ممنوع میباشد؟ همانطور که از نامش پیداست حرمت یعنی حریم، حرام، حرم که اینها ریشه مشترک دارند، یعنی این کار ممنوع است؛ یعنی یک سری کارهایی که ما نباید انجام بدهیم، به این دلیل که به خودمان آسیب نزنیم و بتوانیم با موفقیت سفرمان را پشت سر بگذاریم. با توجه به این چند سالی که در کنگره حضور دارم، اگر هربار حرمت کنگره۶۰ به من گوشزد نمیشد و مواردی که در حرمت وجود دارد هربار برای من تکرار نمیشد و من انجامش رعایت نمیکردم بعید بود که در کنگره میماندم.
راجع به اینکه کنگره مکانی مقدس است باید بگویم که ما فقط برای اینکه درمان شویم به اینجا میآییم، کنگره جایی برای داد و ستد و رفیق بازی و آشنا شدن و رفت و آمد خانوادگی، حرف سیاسی یا بحث درمورد مذاهب و مکاتب مختلف صحبت نیست. همه ما یک نقطه مشترک در کنگره۶۰ داریم و آن این است که از درد اعتیاد و مواد مخدر رنج بردهایم و زمانی زبان مشترک ما اعتیاد بود اما اکنون ما حس مشترکی در راه درمان مصرف مواد مخدر داریم. متاسفانه بعد از یک مدتی که به اینجا میآییم ارزشها را فراموش میکنیم مخصوصا وقتی که از سفرمان مدتی میگذرد و حسهای ما باز میشود خلق و خوی ما تغییر میکند، روابط ما کمی قویتر میشود و میتوانیم با بغل دستی کمی بهتر صحبت کنیم، آن خصوصیت اجتماعی بودن به سراغمان میآید و دوست داریم یک اجتماع هرچند کوچک برای خودمان درست کنیم؛ چند نفری باهم به کوه برویم، بیرون برویم، اگر کار و شغلمان مشکلی دارد پول بگذاریم روی هم و کاری انجام بدهیم، اینها در کنگره یک زمانی امتحان شده و اوایل کنگره این قوانین به صورتی که اکنون رعایت میشود نبوده و آنطور که قدیمیترها تعریف میکنند یک سری افرادی کارهایی انجام میدادند که اگر امروز برای یک سفر اولی تعریف کنند باورش نمیشود بنابراین از آن پس مهندس دژاکام به این نکته واقف شد که به یک چارچوبی نیاز است و در یک قالبی باید حرکت کنیم تا مسیرمان مشخص باشد. هنگامی که متن حرمت را میخوانند اگر تازهوارد از در وارد شود از او میخواهیم که بایستد و صبر کند، یعنی از همان ابتدا به او گوشزد میکنند که این موضوع مهمی است و خود به خود میفهمد و توجه میکند به این نکات. اولین موردی که در حرمت گفته میشود.
به نظرم در میان ضد ارزشها از همه مهمتر دروغ گفتن میباشد، قوانین میگوید دروغ نگویید زیرا مادر تمام خباثتها دروغ است، یعنی هرآنچه ضد ارزش در دنیا هست از دروغ شروع میشود،اگر از میان ضدارزشهایی که انجام میدهیم دروغ را حذف کنیم خود به خود بیشتر مشکلات حل میشود. مثلا اگر من سفرم را خراب کنم و به همسفرم و به راهنمایم نگویم دروغ گفتهام، زمانی که داروی خود را خودسرانه کم و زیاد میکنم دروغ گفتهام هر چیزی را که دارم انکار میکنم دروغ گفتم. میخواهم کلاهبرداری کنم باید دروغ بگویم، میخواهم خانواده را دور بزنم دروغ میگویم و اینکه یک دروغ کافی نیست، در پی دروغ اول باید دروغ دوم را گفت و همینطور دروغ بعدی و مثل یک دومینو ادامه دارد، میگویند دروغگو کم حافظه است، کم حافظه نیست برای هرکس یک گنجایشی دارد؛ بعضی ها خوب دروغ میگویند، نسبت به امادگی مغز و ذهن و موادی که مصرف میکنند متفاوت است، وقتی مواد مصرف نکنی دروغ هم نمیگویی،کسی که مسافر باشد دیگر دروغ نمیگوید، رهجویی که در مسیر رهایی است و رها میشود دروغ نمیگوید. وقتی رهجو میگوید من سیدی ننوشتهام امروز راهنما به او جوابی میدهد و حل میشود، شاید وقتی راهنما به رهجو تذکر میدهد یا سخت گیری میکند، رهجو منحرف شده به مسیر باز میگردد و همان جلسه مشکل حل شود اما وقتی دروغ میگوید و مثلاً میگوید سیدی هایم در ماشین جا ماند یا عروسی بودم، صد دروغ باید بگوید. راهنما هم خودش روزی دروغگو بوده، کسی که به اینجا آمده و شال نارنجی گرفته مصرف کننده بوده، مگر میشود مصرف کننده دروغ نگفته باشد؟ همه چیز را بلد است. رهجویی که حرمت را رعایت نمیکند برای راهنما کاملا مشخص است و رهجویی که حریم خود، لژیون و خانوادهاش را نقض کند، فرامین را رعایت نمیکند و از مسیر خارج میشود. تمام این قوانین و حرمت هایی که در کنگره است فقط برای این است که من با آرامش بتوانم سفرم را به سلامت تمام کنم.
در اینجا میگوییم حرمت پیشکسوت مهم است و باید رعایت شود و پیشکسوتی به ریش سفیدی ارتباطی ندارد، شاید فردی بزرگتر از من است و یا همسن پدر من باشد ولی زمانی که وارد لژیون میشود، راهنما پیشکسوت است؛ یک سفر دومی و کسی که خدمتگزار است پیشکسوت محسوب میشود، چه راهنمایی که فرد انتخاب کرده چه راهنما لژیون های دیگر؛ شاید اینها را در حرمتهای کنگره ذکر نشده باشد اما جزو قوانین است و باید رعایت کنیم. اینجا راه سومی وجود ندارد، یا باید سفر را طی کرد و یا باید از صراط مستقیم خارج شد، راه سوم همان است ک دارو مصرف شده و در کنارش دروغ گفته میشود، چنین شخصی به خودش آسیب میزند و یک مواد هم به او اضافه میشود؛ در نهایت من راهنما تا یک جایی میتوانم کنار بیایم از یک جایی به بعد ممکن نیست، همسفر و خانواده هم تا یک جایی انرژی میگذارند از یک جایی به بعد دیگر نمیشود، در حرمت قرائت میشود که بدون اطلاع و هماهنگی هرگونه پولی را دریافت و پرداخت کردن ممنوع میباشد زیرا وقتی به کنگره میآیم فقط به درمانم فکر کنم. پای زندگی یک نفر و یک خانواده و یک جامعه در میان است، وقتی حرمت خوانده میشود باید احترام ویژه برای آن قائل باشیم و رعایت کنیم زیرا هر اتفاق بدی در کنگره رخ میدهد به دلیل رعایت نکردن حرمت است. اینکه ما مشکلات خود را بپوشانیم و درموردش صحبت نکنیم شرایط را بدتر میکند و یک انرژی و موج بدی شروع میشود و ادامه پیدا میکند و در نهایت یک سونامی کل شعبه را در بر میگیرد.زمانی که من یک سفر اولی میباشم همسفر بنده هم تخریب بیشتری نسبت به من دارد و خودم نیز به او خسارت وارد کردهام، سالها با نشعگی و خماری و کار های ضد ارزشی خود که انجام دادهام آسایش را از او سلب نمودهام اما امروز ما به اینجا آمدهایم تا زندگی کنیم. بعضی افراد خواسته دارند ولی از سر ناآگاهی حرمت را رعایت نمیکنند و به مشکل میخورند. از اینکه با سکوت خود به من اجازه مشارکت دادید سپاسگزارم.


عکس: مسافر احمد
متن: مسافر امیر محمد
ویرایش و ارسال: مسافر محسن
- تعداد بازدید از این مطلب :
82