اولین جلسه از دوره سوم لژیون سردار نمایندگی صبا با استادی مسافر حبیب، نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر اسماعیل با دستور جلسه «حرمت کنگره ۶۰،چرا رابطه مالی،کاری و خانوادگی در کنگره 60 ممنوع است؟» دوشنبه ۸ تیر ۱۴۰۵ ساعت۱۵:۳۰ آغاز به کارکرد
سخنان استاد:
سلام دوستان حبیب هستم مسافر؛ از نگهبان، دبیر و خزانهدار سپاسگزارم که به من اجازه دادند تا در این جایگاه خدمت کنم. در سفرهای قبلی که داشتم حرمتها همینی بودند که الان هم خوانده میشود ولی من هیچ کدام را قبول نداشتم چون حال بدی داشتم. با این حال یک بندی که میگوید "کسانی که قادر نیستند از لوازم، کیف و موبایل شخصی خودشان مراقبت کنند چگونه میتوانند از زندگی خود مراقبت کنند"، برای من در آن زمان جالب به نظر میآمد. مهندس دژاکام میفرمایند حرمت ها را از همان ابتدا نوشتم تا مشکلی بوجود نیاید،چون اگر دو خط در شروع با هم تنها یک درجه زاویه داشته باشند در انتها کیلومترها با هم فاصله پیدا میکنند. رعایت حرمتهای کنگره از نظر من مانند رعایت فاصله حریم دکل فشار قوی برق است، ممکن است با ورود به حریم آن من دچار برق گرفتگی نشوم ولی به مرور زمان بر روی جسم و فیزیولوژی من تاثیر خواهد گذاشت.
مهندس میفرمایند حرمت کنگره را با جمله "دروغ گفتن"، شروع کردم چون اولین قدم ورود به تاریکیها دروغ گفتن است. حرمتها میگوید که رابطه مالی و کاری ممنوع است، به این خاطر که با پول قرض گرفتن و عدم توانایی در پرداخت آن با مشکلاتی زیادی مواجه میشویم که سفر و آموزش گرفتن ما را تحت تاثیر قرار میدهد و باعث فاصله گرفتن از کنگره میشود. اگر من وارد حریم کنگره میشوم باید حرمت آن را حفظ کنم، اگر حفظ کنم در مرکز این دایره میمانم و اگر حفظ نکنم به حاشیه میروم و مانند حاشیه گردباد ممکن است به بیرون پرت شوم. در مورد تمام بندهای حرمت کنگره، سالها فکر شده است و به این نتیجه رسیدهاند که این مسائل بیشترین آسیب را به مسافران وارد کرده است.البته قرار نیست با رعایت نکردن حرمت ها به یکمرتبه ضرر آن را ببینم بلکه این نیز به صورت تدریجی باعث دوری من از کنگره خواهد شد، مهندس میفرمایند کسی که پول قرض میدهد از کسی که پول قرض میگیرد، اشتباه بزرگتری میکند به دلیل اینکه دانسته باعث دوری طرف مقابل می شود،یک زمانی راهنمایم به من میگفت که در کنگره باید جلوی پای بزرگترها و پیشکسوتان بلند شوی، امروز میفهمم که این تمرینی برای من بوده است تا بیرون از کنگره به بزرگترها، پدر و مادر احترام بگذارم و با احترام به راهنمایم پذیرای حرف او به عنوان یک اموزش دهنده و معلم باشم، من اینجور مسائل را در کنگره آموختم.

در خصوص لژیون سردار، اگر بخواهیم دقیق نگاه کنیم لژیون سردار هم، یک حریم است و حرمت دارد. برای ورودم به لژیون سردار قصد داشتم تعهد سرداری را پرداخت کنم ولی راهنمایم به من گفت که تعهد دنوری را پرداخت کن، در ابتدا کمی ناراحت شدم ولی در ادامه شرایط بهتر شد و کمکم آن را پرداخت کردم و به حس خیلی خوبی رسیدم. پرداخت تعهد دنوری برای من یک گوشه کوچکی از بهایی بود که به واسطه سفر در کنگره باید پرداخت میکردم. درست است که سیستم کنگره پیش میرود و به من نیاز ندارد ولی اگر من بگویم به من که نیازی ندارد و دیگری هم بگوید به من که نیاز ندارد، این به نظر من درست نیست. مهندس میفرماید نیاز من در دل نیاز دیگران است و نیاز دیگران در دل نیاز من؛ پس من باید یک قدمی بردارم. اگر من تعهدی میکنم و شروع میکنم به پرداخت آن تعهد، آن حریم و حرمت را نگه داشتهام و وقتی این کار را انجام بدهم آن حریم هم از من حفاظت خواهد کرد ولو به مقدار بسیار کم که شاید من از آن ناآگاه باشم، به شرط آن که تعهدم را به درستی انجام دهم. اگر من یک مبلغی را اعلام میکنم باید توان مالی پرداخت آن را داشته باشم یا اینکه بدانم حدالامکان تا سال آینده قادر به پرداخت آن هستم و باید تصمیم به تعهد را عقلانی بگیرم و این تصمیم از روی هیجان و احساست نباشد که نتوانم آن را پرداخت کنم. امیدوارم که بتوانم تعهدات خود را پرداخت کنم و در این مسیر درست حرکت کنم و این حرمتها را نگه دارم. ممنون از این که به صحبتهای من گوش کردید.
تهیه: مسافر مجتبی
ویرایش و ارسال: مسافر حیدررضا
خدمتگزاران سایت نمایندگی صبا
- تعداد بازدید از این مطلب :
205