جلسه هفتم از دور نهم کارگاه آموزشی خصوصی همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی دامغان به استادی همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر اکرم و دبیری همسفر فهیمه با دستور جلسه « حرمت کنگره۶۰، (چرا روابط کاری و مالی و خانوادگی در کنگره ممنوع است؟) » روز دوشنبه ۸ تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
از دبیر جلسه تشکر میکنم و از راهنمای خودم، خانم راضیه، سپاسگزارم که به من اجازه دادند در جایگاه استادی قرار بگیرم. خیلی حس قشنگی است و واقعاً خوشحالم.
در مورد موضوع «حرمت کنگره ۶۰» و اینکه چرا روابط کاری، مالی و خانوادگی در آن ممنوع است، باید بگویم: در بند اولی که حرمت در آن خوانده میشود، ذکر میگردد که اینجا مکانی امن و مقدس است؛ مکانی که هر شخص با ورود به آن، موظف به حفظ حرمت آن میباشد. چرا میگوییم این مکان مقدس و امن است؟ من خود، مقدس بودن آن را از این نگاه میبینم که هزاران انسان چه مسافرانمان و چه خودمان به وسیله آن به رهایی و حال خوش رسیدهاند.
یادم میآید زمانی که اوایل به کنگره میآمدم، به محض ورود به این فضا، بدون هیچ نگرانی یا ترس از قضاوت شدن، احساس امنیت میکردم. اینجا محیطی بود که اعتماد و امنیت را به آدم القا میکرد. به نظر من، همه اینها برمیگردد به اینکه مدتهای زیادی است که همه در حال رعایت حرمت کنگره هستند و فضا را امن نگه میدارند.
شاید بپرسید چرا در ابتدای جلسه باید «باید و نبایدها» خوانده شود؟ و چرا نام آن را «قوانین کنگره ۶۰» نمیگذارند و به جای آن از واژه «حرمت» استفاده میشود؟ من بیشتر فکر کردم و متوجه شدم که «حرمت» بسیار فراتر از «قانون» است. قانون ممکن است با اثرِ اجبار و ترس از مجازات و تنبیه، ما را به رعایت برخی امور وادار کند؛ اما حرمت، چیزی است که انسان با شناخت و باور قلبی به آن دست مییابد. وقتی حرمت را درک کنی، با جان و دل آن را رعایت میکنی و اگر کسی مراقب آن نباشد، در واقع از آن غافل است.
واژه «حرمت» خود از ریشه «حریم» میآید؛ یعنی حد و مرز. حریم یعنی چهارچوبی که من برای هر چیزی که برایم ارزش دارد تعیین میکنم و سعی میکنم از آن فراتر نروم. به نظر من، هر چیزی که حرمت داشته باشد، یعنی دارای حریم است و همین حریم است که به آن چیز ارزش میدهد. برای مثال، من برای خانوادهام ارزش قائلم، پس سعی میکنم با احترام با آنها صحبت کنم؛ خانهام را دوست دارم، پس آن را تمیز نگه میدارم؛ و فرزندم را دوست دارم، پس از او مراقبت میکنم. اگر باور داشته باشم که نشستن بر این صندلی برای من سود و فایده دارد، قطعاً با تمام وجود حرمت آن را رعایت میکنم تا زمانی که بتوانم. وقتی میبینم مسافرم به حال خوب رسیده است، میفهمم که باید قدر این صندلی و این آموزشها را بدانم.
حتی این کارهای به ظاهر کوچک، مثل دروغ نگفتن، تهمت نزدن، استفاده نکردن از الفاظ ناشایست و قرض ندادن، بخشی از رعایت حرمت است. شاید کسی بگوید: «من که دروغ نمیگویم و پول قرض نمیگیرم، پس حرمت را رعایت کردهام»؛ اما اگر عمیقتر فکر کنیم، شاید حرمت با یک نگاه یا لحن صحبت کردن ما شکسته شود. من، فاطمه، باید سعی کنم همیشه مراقب باشم تا با رفتارم دل کسی را نشکنم.
در بخش دوم دستور جلسه که پرسیده شد چرا رابطه کاری و مالی در کنگره ۶۰ ممنوع است، با خودم فکر میکردم: «اگر من به کسی پولی قرض بدهم و او مرا سر کار بگذارد، مگر اثر خیرخواهی بد است؟». اما اکنون درک میکنم که در پسِ این حرمت چه چیزی نهفته است. اگر شخصی نتواند پول را در موعد مقرر برگرداند، حتی اگر من مشکلی نداشته باشم، او ممکن است دچار خجالت و شرمندگی شود. پس حفظ حرمتها، در درجه اول، برای حفظ کرامت و آرامش خودِ من است تا بتوانم به دیگران احترام بگذارم.
استاد امین میفرمایند: «اگر میخواهیم هدف اصلی ما یعنی آموزش و درمان بهدرستی صورت بگیرد، باید بستر آن را نیز فراهم کنیم». به نظر من، رعایت حرمتها دقیقاً همان بستری است که ما برای تازهواردان فراهم میکنیم. حرمت یعنی حضور من بهگونهای باشد که باعث نشود کسی از من ناراحت شود.
ممنونم که با سکوت خود به صحبتهای من گوش دادید.

تایپیست: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر مریم ( لژیون اول )
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر راضیه ( لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر شقایق رهجوی راهنما همسفر وحیده ( لژیون پنجم ) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دامغان
- تعداد بازدید از این مطلب :
108