سلام دوستان حدیث هستم یک همسفر:
زندگی من و مسافرم پیش از ورود به کنگره۶۰، تقریباً هر روز با درگیری و بیمحلی به هم شروع میشد؛ همیشه حرفی برای ناراحت کردن یکدیگر داشتیم و آرامش در زندگی ما معنا نداشت.
زمانیکه به کنگره آمدیم، متوجه شدیم زندگی کردن یعنی چه؟ کنگره به ما یاد داد بهجای دعوا، مشکلات را حل کنیم، به مسائل با دید مثبت نگاه کنیم، بیشتر تفکر کنیم و با هم دوست و همراه باشیم.
اوایل من اصلاً امیدی به درمان مسافرم نداشتم. با خود میگفتم: چرا باید به کنگره بروم؟ مسافر من درمان نمیشود. من بسیار خسته و ناامید بودم؛ اما مهندس دژاکام با بستر ارزشمند و محکمی که برای ما فراهم کردند، باعث شدند دوباره به زندگی امیدوار شوم.
اکنون بسیار بهتر از گذشته در کنار هم زندگی میکنیم؛ درک کردن، احترام گذاشتن و مطالب آموزنده بسیاری را از کنگره یاد گرفتهایم. من حال خوب امروز خود و مسافرم را مدیون راهنما همسفر زهرا و مسافرشان هستم و از صمیم قلب از ایشان تشکر میکنم؛ از مهندس دژاکام و خانواده محترمشان نیز بسیار سپاسگزارم.
نویسنده: همسفر حدیث رهجوی راهنما همسفر آذر (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر آذر (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی دهخدا قزوین
- تعداد بازدید از این مطلب :
88