ششمین جلسه از دور پنجاه پنجم از سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60، به نمایندگی پارک لاله، به استادی راهنمای محترم مسافر بیژن، نگهبانی مسافر مجتبی و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه (حرمت کنگره 60، چرا رابطه مالی و خانوادگی در کنگره ممنوع است؟) در روز یکشنبه 7 تیر ماه 1405 راس ساعت 06:00 صبح آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد :
خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان، بیژن هستم، یک مسافر.
ابتدا از نگهبان، دبیر، گروه مرزبانی، ایجنت محترم و همه عزیزانی که فرصت حضور در این جایگاه را برای من فراهم کردند، صمیمانه تشکر میکنم. سالهای زیادی است که در کنگره ۶۰ حضور دارم، اما تاکنون فرصت خدمت در نمایندگی پارک لاله برایم فراهم نشده بود. جالب اینجاست که حدود دو هفته قبل با خودم فکر میکردم با وجود تجربه خدمت در جایگاههای مختلف، هنوز حضور در پارک لاله را تجربه نکردهام و دوست داشتم این اتفاق هم رقم بخورد. امروز که در این جایگاه هستم، خدا را شکر میکنم و امیدوارم بتوانم از حضور در کنار شما آموزش بگیرم.
در مورد دستور جلسه باید بگویم هر مجموعهای برای حفظ نظم و رسیدن به اهداف خود، نیازمند قوانین و چارچوبهایی مشخص است. این محدودیتها اگر در مسیر درست قرار داشته باشند، نهتنها مانع رشد انسان نمیشوند، بلکه او را به سمت پیشرفت هدایت میکنند. برای مثال، قوانین راهنمایی و رانندگی را در نظر بگیرید؛ گاهی فردی برای راحتی خود، مقابل یک داروخانه دوبله پارک میکند، در حالی که تنها چند متر جلوتر جای پارک وجود دارد. همین بیتوجهی به قانون، باعث ایجاد ترافیک و ایجاد مشکل برای دیگران میشود.
در کنگره ۶۰ نیز همین موضوع صدق میکند. بدون شک، حرمتها و قوانین کنگره حاصل سالها تجربه هستند. احتمالاً در ابتدای شکلگیری کنگره، برخی اتفاقات مانند روابط مالی میان اعضا رخ داده و همین تجربیات باعث شده است که این قوانین تدوین شوند.
خودم در اوایل سفر اول، دوستی داشتم که برای تهیه داروی خود به پول نیاز داشت. از روی محبت، مبلغی به او قرض دادم، اما آن زمان هنوز مفهوم حرمتها را بهخوبی درک نکرده بودم. چند جلسه بعد متوجه شدم که او به دلیل ناتوانی در بازپرداخت پول، از حضور در جلسات خجالت میکشد و حتی قصد داشت دیگر به کنگره نیاید.
روزی او را صدا زدم و گفتم اصلاً نگران آن پول نباشد. از او خواستم آن مبلغ را هدیهای برای تولد دخترش بداند و هرگز خود را موظف به بازگرداندن آن احساس نکند. همانجا بود که گفت حقیقت این است که میخواستم دیگر به شعبه نیایم.
آن روز متوجه شدم که نیت خیر، بدون آگاهی، همیشه نتیجه خوبی به همراه ندارد. ما در کنگره یاد میگیریم که چگونه درست کمک کنیم. بسیاری از ما در ابتدای ورود، شیوه صحیح زندگی کردن را نمیدانستیم، اما با گوش دادن به سیدیها، مطالعه و آموزش، بهتدریج یاد گرفتیم چگونه رفتار کنیم و چگونه اصول زندگی را در عمل به کار ببریم.
کنگره واقعاً یک محیط امن است. اینجا علاوه بر درمان اعتیاد، اخلاق، احترام، مسئولیتپذیری و شیوه صحیح ارتباط با دیگران را نیز میآموزیم و سپس این آموزشها را در خانواده، محیط کار و جامعه به کار میبریم. هرچه بیشتر این اصول را رعایت کنیم، حال درونی ما نیز بهتر خواهد شد.
خوشبختانه آن دوست نیز در کنگره ماند، سفر خود را با موفقیت به پایان رساند، راهنمای تازهواردین شد و همسفر ایشان نیز به جایگاه راهنمای شال نارنجی رسید. هر زمان که آنها را میبینم، خدا را شکر میکنم که آن اشتباه، با آگاهی و محبت جبران شد و مانع ادامه مسیرشان نشد.
بسیاری از مواردی که امروز در حرمتها میخوانیم، مانند دروغ نگفتن، قطع نکردن سخن دیگران، سرزنش نکردن افراد و رعایت احترام، شاید در گذشته نیز بارها به ما آموزش داده شده بود، اما آنها را جدی نمیگرفتیم. امروز در کنگره میآموزیم که همین اصول ساده، تأثیر عمیقی بر روابط انسانی دارند.
برای مثال، یاد گرفتهایم هنگام صحبت دیگران، سخن آنها را قطع نکنیم. شاید این موضوع ساده به نظر برسد، اما همین رفتار میتواند کیفیت ارتباطات ما را در خانواده، محیط کار و جامعه به شکل چشمگیری بهبود ببخشد. حتی اگر فردی صاحب کسبوکار باشد، رعایت همین اصول اخلاقی میتواند موجب رشد و موفقیت بیشتر او شود.
به باور من، رعایت حرمتها باعث افزایش احترام، استحکام پیوندهای محبت و بهبود کیفیت زندگی میشود. در کنگره ۶۰، حرمتها، وادیها و آموزشها همگی به یکدیگر پیوستهاند و مجموعهای منسجم را تشکیل میدهند که انسان را به سمت تعادل و رشد هدایت میکند.
امیدوارم همواره بتوانیم خدمتگزار خوبی باشیم و حال دل همه شما عزیزان خوب باشد.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، سپاسگزارم.

عکس و ضبط و تایپ: مسافر رضا از نمایندگی امیرکبیر
ویراستاری و بارگذاری: مسافر وحید از لوئی پاستور
تهیه شده در گروه مرزبانی سایت پارک لاله
- تعداد بازدید از این مطلب :
166