روزهایی بود که در اثر خستگی و مشکلات، برای فرار کردن از آنها، ناامیدی و ترس وجودم را احاطه کرده بود. اینگونه بود که به سمت الکل کشیده شدم؛ اما نمیدانستم که با مصرف هر جرعه از آن، یک قدم از خودِ واقعیام دورتر میشوم. گاه ناملایمتهای زندگی آرامش را از من سلب کرده بود. نقاب میزدم و با خندههای دروغینم بیشتر به سمت او کشیده میشدم، برای تسکین دردهایم.
تا اینکه خداوند مسیری را سرِ راه من قرار داد و مرا با کنگره ۶۰ آشنا کرد. اینجا بود که یاد گرفتم چگونه با ناامیدی، ترس و مشکلات برخورد کنم و از دام این اهریمن رها شوم و به درمان برسم. درمان فقط کنار گذاشتن مواد مصرفی نیست! درمان یعنی ساختن دوبارهی یک انسان. یاد گرفتم برای هر مسئلهای باید اول صورتمسئله را حل کرد. متوجه شدم به جای فرار از مشکلات، باید بیاموزم صبر کنم، توکل کنم و بسپارم به خداوند.
یاد گرفتم نظم، ادب، احترام و تفکر به من آرامش میدهد و این راه مرا به سمت مسئولیت و مسئولیتپذیری هدایت میکند؛ یعنی همان عزتنفس. مرا دوباره زنده میکند و با فرمانبرداری و عملکرد، مرا به هدف یک زندگی سالم نزدیک میکند. کنگره به من آموخت که حالِ خوب را نمیشود از ته یک لیوان پیدا کرد. حالِ خوب نتیجهی تغییر آموزش غلط است؛ حرکت و خدمت در صراط مستقیم است.

اگر امروز میخندم و نقابی بر چهرهام نیست، به خاطر آموزشهایی است که در این مسیر الهی توسط جناب آقای مهندس و راهنمایان خوبشان دریافت کردهام؛ که میتوانم در صدد حل مشکلاتم برآیم و آنها را حل کنم. من فقط مصرف الکل را کنار نگذاشتم؛ ترس، ناامیدی و بهانهجوییهایم را یکییکی پشت سر گذاشتم و امروز زندگی برایم معنای دیگری دارد. قدر خانواده، سلامتی، دوستی و لحظهها را میدانم.
با تمام وجودم از قدرت مطلق میخواهم کسانی که هنوز درگیر تاریکی هستند، در این مسیر قرار بگیرند و اذن ورود به این راه راستین کنگره ۶۰ را دریافت کنند. و در اول و آخر، شکرگزار خداوند هستم.
ویرایش: مسافر مهدی لژیون هشتم
تایپ: مسافر محمد رضا لژیون نوزدهم
تنظیم و ارسال: گروه سایت
نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
171