English Version
This Site Is Available In English

رعایت حرمت ها و قوانین: حال خوش

رعایت حرمت ها و قوانین: حال خوش

نهمین جلسه از دوره نهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ‌۶۰ نمایندگی صبا به استادی راهنما مسافر علیرضا، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر حسین با دستورجلسه «حرمت کنگره‌۶۰ چرا در کنگره رابطه مالی کاری و خانوادگی ممنوع است» شنبه ۶ تیر ۱۴۰۵ ساعت  ١٧:٠٠ آغاز به کار کرد

سخنان استاد:

سلام دوستان علیرضا هستم مسافر؛  خیلی خوشحالم که یک بار دیگر در این جایگاه هستم و دارم خدمت می‌کنم و آموزش می‌گیرم. حرمت دو بار در جلسات نمایندگی‌ها خوانده می‌شود و این نشان می‌دهد که اهمیت موضوع خیلی بالاست. از تجربه خودم می‌گویم. شاید اولین مسئله‌ای که باعث می‌شود یک رهجو، رهجوی واقعی کنگره شود و به درمان برسد، رعایت حرمت‌ها باشد. حرمت، قوانین کنگره و قوانین نمایندگی است. عمل کردن به حرمت‌ها باعث می‌شود ساختار نمایندگی‌ها و ساختار کنگره همیشه پابرجا بماند. حرمت‌ها ستون‌های کنگره هستند. هر جا حرمت‌شکنی شود، باعث می‌شود این ساختار به هم بریزد، حالا به هر شکلی که اتفاق بیفتد. ممکن است من حرمت یک راهنما را نگه ندارم، یک فرد قدیمی و حتی حرمت نگهبان را نگه ندارم. یا  الان که من اینجا نشسته‌ام، یک سری حرمت‌ها برای جایگاه نگهبانی وجود دارد که من باید حتما آن‌ها را انجام بدهم. اصلا هم ربطی ندارد که من در چه جایگاهی هستم؛ هر کس در جایگاه خودش باید حرمت‌ها را نگه دارد.

من خودم وقتی وارد کنگره شدم، این حرمت‌ها خیلی برایم جالب بود. وقتی گوش می‌کردم که می‌گفتند پول گرفتن ممنوع است، روابط مالی ممنوع است، پشت سر کسی حرف زدن ممنوع است، وقتی به گذشته خودم رجوع کردم، دیدم چقدر به خاطر همین مسائل در محیط کار، خانواده و جاهای دیگر مشکل داشتم. چقدر درگیری داشتم، فقط به خاطر اینکه بلد نبودم چطور با آدم‌های اطرافم برخورد کنم. یک جا شاید شوخی اضافه می‌کردم، یک جا باید حرف نمی‌زدم ولی حرف می‌زدم، یک جا صدایم را بالا می‌بردم، یک جا شاید زیاد صحبت می‌کردم، سر کار دیر می‌رفتم. همین زود آمدن، سر لژیون نشستن، لباس سفید پوشیدن، همه این‌ها چیزهایی هستند که باعث می‌شوند حال من خوب شود.

ما وقتی وارد یک بیمارستان می‌شویم، آنجا هم یک سری قوانین دارد. اگر به آن قوانین احترام نگذاریم، قطعا حالمان خوب نمی‌شود. مثلا می‌گویند فلان غذا را نخور چون نمک دارد ولی اگر من بگویم امروز می‌خواهم نمک بزنم و بخورم، ممکن است فردا، اگر مشکل قلبی هم داشته باشم یا عمل کرده باشم، همان موقع حالم بد شود و دوباره به اتاق عمل بروم یا اتفاقات دیگری بیفتد. در خانواده یا محیط کار هم همین‌طور است. اگر بگویم هر موقع دلم خواست می‌آیم و می‌روم، همه این‌ها را می‌توانیم ربط بدهیم به همین نمایندگی که در آن هستیم؛ چه برای بچه‌های سفر اول، چه برای دوستان سفر دوم و چه برای راهنماها. در سی‌دی جبر و اختیار یک، دو و سه، آقای مهندس همچنان تأکید می‌کند که راهنما موظف است به حرف مرزبان گوش کند؛ حتی می‌گوید اگر لازم باشد، مرزبان می‌تواند لژیون‌ها را ببندد و ما اصلا نمی‌توانیم اعتراضی داشته باشیم؛ ولی در کنارش اندازه‌ها را هم به ما یاد می‌دهد؛ این‌که بتوانیم اندازه‌ها را نگه داریم. حرمت گذاشتن هم قطعا یک اندازه‌ای دارد و باید آن اندازه را نگه داشت. این اهمیت موضوع را به ما می‌رساند.

حرمت سر لژیون نشستن، چیدن صندلی‌ها، لباس پوشیدن، طرز نشستن در جلسه، اینکه چه موقع می‌توانم از جلسه بیرون بروم و چه موقع برگردم، از موبایل استفاده بکنم یا نکنم، همه این‌ها باعث می‌شود اگر رعایت نکنم، نگاه دیگران به من متفاوت باشد. در واقع، نگاه دیگران به من تا حد زیادی به رفتار خودم بستگی دارد. اگر با لباس نامرتب وارد نمایندگی بشوم، قطعا یک جور دیگر به من نگاه می‌کنند و اگر مرتب باشم، جور دیگری؛ حالا یک مقدار هم درباره این صحبت کنم که اگر حرمت‌ها را رعایت نکنم، چه اتفاقی می‌افتد. هم از نظر سیستم شبه‌افیونی و هم در زندگی شخصی.

وقتی یک مشکل خانوادگی، مالی، عاطفی یا حتی یک خرید و فروش پیش می‌آید، یک آدم عادی و سالم هم به هم می‌ریزد. اگر سیگاری هم باشد، دیده‌اید وقتی عصبانی می‌شود، یک بسته سیگارش می‌شود دو بسته، این نشان می‌دهد که حتی در حالت عادی هم به هم‌ریختگی داریم. وقتی وارد سفر می‌شویم، یک دارو به ما داده می‌شود و آن دارو اندازه دارد. بیشتر از اندازه، حالم را بد می‌کند و کمتر از اندازه هم حالم بد می‌شود. باید دقیقا به اندازه مصرف شود تا سیستم شبه‌افیونی راه بیفتد. حالا اگر راهنما به من بگوید این خرید و فروش را انجام نده، از کسی پول قرض نگیر یا قرض نده ولی من این کار را انجام بدهم، قطعا حالم به هم می‌ریزد. ممکن است پولی به کسی بدهم و او پولم را برنگرداند. آن وقت ذهنم مدام درگیر می‌شود که پولم چه شد. در حالی که من دارو را به اندازه مصرف می‌کنم ولی سیستم شبه‌افیونی تحمل این فشار را ندارد و ممکن است باعث شود دارو را هم کم یا زیاد مصرف کنم. خواستم بگویم که از نظر علمی و فنی، تمام این مسائل برای اذیت کردن من نیست؛ همه در جهت این است که من به درمان برسم. حتی مسئله خواب هم به همین موضوع برمی‌گردد و شاید بخش زیادی از آن به رعایت همین حرمت‌ها مربوط باشد که می‌تواند حال من را خوب کند.

در پایان، اگر بخواهم صحبت‌هایم را جمع‌بندی کنم، چون وقتم هم تمام شده است، احترام به خودمان باعث می‌شود دیگران هم به ما احترام بگذارند. قطعاً احترام به خود و دیگران باعث ایجاد تعادل در درون ما می‌شود و این تعادل حال ما را خوب می‌کند. در نتیجه، می‌توانیم سفرمان را سهل‌تر و بهتر طی کنیم. همان‌طور که در نوشته‌ها هم آمده است، سهل یا سخت بودن سفر تا حد زیادی به رعایت همین حرمت‌ها برمی‌گردد و اینکه ما آن‌ها را انجام بدهیم. خواستم بگویم که از نظر علمی و فنی، تمام این مسائل برای اذیت کردن من نیست؛ همه در جهت این است که من به درمان برسم. حتی مسئله خواب هم به همین موضوع برمی‌گردد و شاید بخش زیادی از آن به رعایت همین حرمت‌ها مربوط باشد که می‌تواند حال من را خوب کند. از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید از همه شما متشکرم.

عکس: مسافر ابوالفضل
تهیه: مسافر رضا
ویرایش و ارسال: مسافر حیدررضا
خدمتگزاران سایت نمایندگی صبا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .