امروز جلسه هفتم از دوره اول کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی حسنآباد با استادی مسافر محمد مهدی، نگهبانی مسافر حجت و دبیری مسافر سردار با دستور جلسه «حرمت کنگره۶۰، چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در کنگره۶۰ ممنوع است» در تاریخ دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:
سلام دوستان محمدمهدی هستم مسافر. از نگهبان و دبیر جلسه، مرزبانان محترم، مسئول شعبه، آقا جعفر عزیز بابت دعوتشان صمیمانه تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا در این جایگاه خدمت کنم. خیلی خوشحالم که امروز در این شعبه تقریباً تازهتأسیس حضور پیدا کردهام. فضا به قول آقای حکیمی، فضای نویی است؛ فضایی زیبا، پرانرژی و دلنشین؛ اما دستور جلسه، حرمت کنگره ۶۰؛ چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در کنگره ۶۰ ممنوع است؟
هر مکان و هر مجموعهای قوانین خاص خود را دارد. قانونگذار دارد و مجری قانون هم دارد. از همان ابتدای ورود به کنگره، این قوانین نوشته شدهاند و در تمام شعبات خوانده و یادآوری میشوند. حرمتها بیان میشوند و موظفیم آنها را رعایت کنیم. حالا این «باید» دو جنبه دارد. یک جنبه این است که اگر قوانین را رعایت نکنیم، مجریان قانون با ما برخورد میکنند؛ مرزبان، راهنما یا ایجنت، در هر شعبهای که باشیم. اما موضوع دیگری هم وجود دارد. بعضی از قوانین هستند که اگر رعایتشان نکنیم، خود سیستم با ما برخورد میکند. وقتی گفته میشود بیرون از شعبه رابطه کاری، مالی یا خانوادگی نداشته باشید، اگر خارج از کنگره چنین رابطهای برقرار کنیم، دیگر آنجا مرزبانی نیست که ما را توبیخ کند یا راهنمایی باشد که تذکر بدهد؛ اما خود سیستم به ما آموزش میدهد. جایی به مشکلی برمیخوریم، کمکم از کنگره فاصله میگیریم و بعدها متوجه میشویم که ای کاش آن کار را انجام نمیدادیم.
پس سیستم کنگره، سیستمی بسیار هوشمند است. من باور دارم که خالق کنگره، صرفاً آقای مهندس نبودهاند. خلقت کنگره موضوعی بسیار فراتر و عمیقتر از این حرفهاست. آقای مهندس آن را به اجرا درآوردهاند، اما ریشه این مجموعه، الهی و حکمی مقدس دارد. وقتی چنین خلقتی پشت این مجموعه باشد، دیگر موضوع فقط من و شما نیست. خود سیستم از مجموعهاش محافظت میکند و کائنات نیز حواسشان به این مجموعه مقدس هست. اگر من قانونی را رعایت نکنم، شاید مرزبان نبیند، شاید راهنما متوجه نشود، اما قطعاً با من برخورد خواهد شد. بیرون از اینجا شاید اسمش را «کارما» بگذارند، اما اصل ماجرا همین است.
نکته دیگر این است که قوانین بهروشنی بیان شدهاند؛ اینکه چه کارهایی باید انجام دهیم و از چه کارهایی پرهیز کنیم. این قوانین پیچیده نیستند، بلکه بسیار ساده و روشن هستند. هدف اصلی آنها چیست؟ اینکه ما به تعادل برسیم؛ زیرا به واسطه مصرف، در بخشهای مختلف زندگی از تعادل خارج شدهایم. البته وقتی میگویم به واسطه مصرف، منظورم این نیست که هر کسی مصرفکننده نیست، حتماً در تعادل است. نه، همه ما در زندگی دیدهایم که افراد زیادی مصرفکننده نیستند؛ اما تعادل هم ندارند. با این حال، شرایط مشخص است. به واسطه مصرف از تعادل خارج شدهایم و کنگره قرار است تکتک ابعاد زندگی را برای ما دوباره به تعادل برساند.
من یک سؤال دارم؛ لژیون تغذیه سالم چه ارتباطی با درمان اعتیاد دارد؟ پاسخش همان تعادل است. هدف این است که تعادل در زندگی ما شکل بگیرد و یا سیگار، خیلیها میگویند: سیگار چه ربطی به اعتیاد دارد؟ من آمدهام تریاک را کنار بگذارم، چرا باید درباره سیگار صحبت شود؟ اتفاقاً سیگار یکی از مهمترین بخشهای اعتیاد است. یا ورزش؛ چرا تأکید میشود که حتماً باید در پارک حضور داشته باشیم؟ باز هم پاسخ، تعادل است. هدف اصلی کنگره، رساندن انسان به تعادل است. همسایهای داریم که مصرفکننده است؛ آن هم به شکلی عجیب. دیشب از ساعت یازده شب تا سه صبح مشغول شستن یک تکه موکت بود و نمیتوانست از آن دل بکند. یکی از همسایهها گفت: من او را برای ترک میبرم. خانوادهاش تا این حرف را شنیدند گفتند: «خواهش میکنیم این کار را نکنید. اگر ترک کند، امان همه را میبرد و اذیت میکند. بگذار در دنیای خودش بماند.»
از این ماجرا چه برداشتی میشود کرد؟ اینکه اگر ما فقط درمان جسمی میشدیم، بدون جهانبینی و بدون رسیدن به تعادل، هر کدام از ما میتوانستیم یک بمب ساعتی باشیم و از گذشته خود انتقام بگیریم، پر از کینه بودیم، با خانواده درگیر میشدیم و حتی نمیتوانستیم لحظهای کنار یک نفر آرام بنشینیم. اگر جهانبینی نبود، اگر تعادل مطرح نبود، شعبهها تبدیل به میدان جنگ و رینگ بوکس میشدند. افراد فقط نامه میگرفتند، دارو مصرف میکردند و تمام. پس مهمترین فلسفه قوانین و حرمتها این است که ما به تعادل برسیم. اگر تعادل نباشد، درمان هم سودی نخواهد داشت. حتی ممکن است انسان بعد از درمان، از گذشته خودش هم بدتر شود. اینطور نیست که کسی بدون جهانبینی درمان شود و بعد زندگی آرامی داشته باشد. شاید دوباره به مصرف برگردد، اگر هم برنگردد، باز هم آرامش واقعی را تجربه نخواهد کرد.
امیدوارم همه ما در مسیر اصلی کنگره باقی بمانیم. گاهی خود من، وارد حاشیه میشوم و از مسیر فاصله میگیرم. فراموش میکنم که اینجا چقدر مقدس است، چقدر عظمت دارد و چه چیزهایی را به من بازگردانده است؛ حتی چیزهایی که هیچوقت نداشتم و اینجا به دست آوردهام و گاهی فراموش میکنم. در پایان، دوباره از استاد عزیزم، آقا جعفر، صمیمانه تشکر میکنم. هر آنچه امروز در زندگی دارم، مدیون ایشان هستم و تا همیشه نیز خود را مدیون ایشان خواهم دانست.
.jpg)
تایپ و ویراستاری: راهنمای تازهواردین مسافر مجید
عکاس: راهنمای تازه واردین مسافر مجید
ارسال: مسافر محمد مرزبان خبری
نمایندگی حسنآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
69