English Version
This Site Is Available In English

ساختار کنگره ۶۰ برای من یک ساختار بسیار نظام‌مند، قوی و اصولی است.

ساختار کنگره ۶۰ برای من یک ساختار بسیار نظام‌مند، قوی و اصولی است.

یازدهمین جلسه از دوره چهارم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی کمال‌الملک به استادی مسافر کوروش، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر داوود با دستور جلسه «حرمت کنگره60» در روز شنبه 06 تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ شروع به کار کرد.

سخنان استاد:

خدا را شاکر هستم که به من اجازه داده شد یک روز دیگر در کنگره باشم. کنگره هر روز دارد به من خدمت می‌کند. امروز هم اجازه داده شد که اینجا بنشینم و دوباره کنگره به من خدمت کند. امیدوارم حال همه عزیزان خوب باشد. از راهنما تشکر می‌کنم که اجازه دادند من در این جایگاه قرار بگیرم و آموزش بگیرم.

ساختار کنگره ۶۰ برای من یک ساختار بسیار نظام‌مند، قوی و اصولی است. حرکت کنگره ۶۰ برای خود من از روز اول همین‌گونه بود، چون من جای دیگری هم که بودم، آنجا هم یک ساختاری وجود داشت که دنبال این بود که آنجا هم چنین نظم و انضباطی و چنین نظامی را داشته باشد. وقتی وارد کنگره شدم، دیدم سازمان بسیار قوی است، کارها خیلی منظم انجام می‌شود، جلسات رأس ساعت برگزار می‌شود، رأس ساعت تمام می‌شود و کارها خیلی مرتب و منظم انجام می‌شود. احساس امنیت کردم. دیدم چقدر اینجا من راحتم، چقدر اینجا در آسایش و آرامش هستم، چقدر اینجا راحت می‌شود زندگی کرد و چقدر اینجا زیستن راحت است.

خیلی فکر کردم و گفتم چرا باید این‌گونه باشد؟ چرا بیرون از این در، خیلی‌ها تلاش می‌کنند و در خیلی جاها کار می‌کنند که به این طریق حرکت کنند، اما انجام این کار بیرون خیلی سخت است؟ کم‌کم که جلوتر آمدم، دیدم این نظم، انضباط و امنیتی که من اینجا دارم، همین‌طوری به دست نیامده است. این‌ها حاصل یک تفکر بسیار، بسیار قوی است. این تفکر قوی هم در رأس، آقای مهندس و دیده‌بانان و خدمتگزاران کنگره هستند که بخشی از آن بر اثر تجربه سال‌ها فعالیت در اینجا شکل گرفته است. مسائلی که تجربه شده و نتیجه خوبی از آن گرفته نشده، کنار گذاشته شده است؛ یعنی دیگر قرار نیست آن اتفاق دوباره بیفتد.

وقتی حرمت را می‌خوانی، یکی از آن دلایل را پیدا می‌کنی که چرا اینجا این‌قدر امنیت وجود دارد و چرا اینجا این‌قدر امن است. از همان اول شروع می‌کنیم که می‌گوید هر شخصی که اینجا هست، باید حرمت را حفظ کند. می‌گوید دروغ نباید بگویی. یکی از کارهایی که نظم و انضباط را به هم می‌ریزد و یک ساختار را از بین می‌برد، دروغ گفتن است.

بعد اینجا ما اصلاً اجازه نداریم کسی را سرزنش کنیم و حرف کسی را قطع نمی‌کنیم. همین‌طور که نوشته شده، برای من بسیار ارزشمند است. من سازمان‌های دیگری هم رفته‌ام. بزرگ‌ترین عذابی که در آن سازمان‌ها می‌کشیدم، حرف‌های ناشایستی بود که زده می‌شد. اینجا اصلاً چنین الفاظی را نمی‌شنوی. اینجا همه حرف‌های خوب می‌زنند. اصلاً شوخی‌هایی که آنجا می‌کردند، من اینجا ندیدم. اصلاً اجازه نداریم چنین شوخی‌هایی با هم بکنیم.

اصلاً به من اجازه داده نشده در جلسه بدون اجازه سخن بگویم. اینجا تا استاد جلسه و نگهبان جلسه، که نماینده آقای مهندس هستند، اجازه ندهند، اصلاً ما صحبت نمی‌کنیم. من در این چند سال اصلاً ندیدم کسی اینجا بدون اجازه صحبت کند.

می‌خواهم به مسئله‌ای برسم که این چند وقت، حتی در خانواده خود من هم مشکل ایجاد کرده است؛ این بحث‌های سیاسی. می‌گوید اینجا بحث سیاسی نداریم. من هر عقیده و هر اعتقادی که دارم، برای بیرون از این در است و وقتی وارد اینجا شدم، چه موافق باشم و چه مخالف، اینجا اجازه بحث سیاسی کردن ندارم.

مسئله دیگری که هست، پول گرفتن و پول دادن است. یک خاطره بگویم. در سفر اول بودم، یکی از بچه‌ها آمد و به من گفت دویست هزار تومان پول می‌خواهم. حقیقتش پول هم داشتم. گفتم خدایا، چه به او بگویم؟ اینجا می‌گوید دروغ نگو. یک‌دفعه انگار به من القا شد و به آن شخص گفتم: من به راهنما می‌گویم، اگر گفت بده، پول را به شما می‌دهم، اصلاً مشکلی ندارد. گفت: نه، دیگر نمی‌خواهم راهنما بفهمد. گفتم: نه، من می‌روم به راهنما می‌گویم. دیگر پول را ندادم. من ماندم، اما او رفت. بچه‌هایی هم که از او پول گرفتند، رفتند.

دوباره تجربه دیگری که داشتم این بود که بعضی وقت‌ها بچه‌ها می‌گفتند بیکارم و کاری ندارم. من می‌گفتم چرا کنگره برای بچه‌ها کار درست نمی‌کند؟ بعد دوباره مسئله‌ای پیش آمد، سر همین کار. تجربه‌ای که خودم دیدم این بود که سر کار، در سفر اول، رفتن و یک رابطه کاری ایجاد شد و هر دو نفر رفتند. اصلاً رابطه کاری ممنوع است، چون آسیب می‌زند. دیگر آن امنیت از بین می‌رود و آن حرمت از بین می‌رود.

همه این‌ها باعث می‌شود که من اینجا راحت‌تر سفر کنم، راحت‌تر بتوانم به درمان برسم و بعد از درمان به تعادل برسم. همه مسائلی که اینجا گفته می‌شود، در نهایت سود و منفعتش برای من است و اگر هم گوش نکنم، دوباره ضررش برای خود من خواهد بود.

در سفر اول به ما گفتند که نباید با هم بروید و بیایید. بچه‌هایی که با هم رفت‌وآمد کردند، آسیب دیدند. راهنما هر آنچه را که به من می‌گوید، من باید گوش کنم و فرمان‌بردار باشم تا آسیبش را نبینم و فکر می‌کنم همه ما موظف هستیم که حرمت کنگره ۶۰ را رعایت کنیم.

از اینکه به صحبت های من گوش کردید از همه‌ی شما عزیزان سپاسگزارم

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .