English Version
This Site Is Available In English

وادی چهارم تلنگر عاشقانه به قلبم

وادی چهارم تلنگر عاشقانه به قلبم

همسفر محبوبه به همراه مسافر علی آخرین آنتی ایکس متادون، شیره وارد کنگره شدند؛ با روش DST با داروی OT به مدت ۱۲ ماه و ۵ روز اول، رهایی ۱ سال و ۳۰ روز با راهنمایان مسافر قاسم و همسفر زهرا. ورزش همسفر دارت، مسافرم والیبال، در ضمن مسافرم سفر نیگوتین داشتن مدت رهایی ۱ سال و ۱۵ روز.

تفاوت توکل با واگذاری چیست؟

وادی چهارم به انسان می‌‌آموزد که توکل با واگذاری مسؤلیت تفاوت دارد؛ توکل یعنی انجام دادن وظایف و تلاش حداکثری همراه با اعتماد به قدرت مطلق؛ اما واگذاری مسؤلیت به خداوند یعنی کنار کشیدن از عمل و انتظار برای حل شدن مشکلات بدون تلاش. یکی از موضوعاتی که در این وادی برای من بسیار مهم است همین مسئله توکل و واگذاری می‌باشد. گاهی انسان تنبلی، ترس خود را پشت کلمه توکل پنهان می‌کند، اما هیچ اقدامی انجام نمی‌دهد در حالی که توکل واقعی زمانی معنا پیدا می‌کند که انسان تمام تلاش خود را انجام داده باشد. همان طور که یک دانش آموز برای موفقیت در امتحان باید درس بخواند، یک بیمار برای بهبودی باید درمان را دنبال کند و یک کشاورز برای برداشت محصول باید زمین را آماده کند؛ پس با انجام وظیفه است که توکل معنا پیدا می‌کند. گنگره ۶۰ تاکید می‌کند که خداوند یاری کننده کسانی است که خود برای تغییر شرایطشان قدم بر می‌دارند و می‌‌توان گفت: که برای تغییر زندگی ابتدا باید مسؤلیت آن را بپذیریم و سهم خود را در تمامی مسائل بشناسیم.

اجرای این وادی چه تغییری در زندگی شما ایجاد کرد؟

وادی چهارم برای من فقط یک درس نبود، بلکه بازگشت به خود واقعی‌ام بود. روزی بود که فکر می‌کردم سرنوشت من دست تقدیر یا دیگران است؛ اما این وادی به من فهماند که مسئولیت تمام حفره‌های زندگی‌ام با خودم است. فهمیدم تا خودم نخواهم، هیچ تغییری در جان خسته‌ام رخ نمی‌دهد در لحظه‌های تنهایی این وادی مثل یک تلنگر عاشقانه به قلبم نشست؛ یاد گرفتم به‌ جای طلبکار بودن از کائنات، آستین همت بالا بزنم. درد پذیرش مسئولیت، اگر چه سخت بود، اما شروع آرامش من شد؛ وقتی دست از مقصر دانستن دنیا کشیدم، دلم سبک‌تر از همیشه شد. حالا می‌دانم که هر اشک و هر لبخند، نتیجه بذرهایی است که خودم کاشته‌ام. این وادی به من یاد داد برای بهبود حالم، اول باید خودم را در آغوش بگیرم. دیگر در تاریکی‌ها به دنبال نوری از بیرون نمی‌گردم؛ چون نور درون خود من است. صبر کردن برای من تبدیل به یک عبادت زیبا شد، صبری همراه با حرکت.

سخت‌ترین

بخش مسئولیت پذیری عمل کردن است یا پذیرفتن حقیقت؟

در نگاه کنگره‌۶۰، مسئولیت‌ پذیری فقط انجام دادن یک کار نیست؛ بلکه ابتدا باید فرد حقیقت را ببیند و بپذیرد. به همین دلیل بسیاری از افراد، پذیرفتن حقیقت را سخت‌تر از عمل کردن می‌دانند. انسان معمولاً دوست دارد مشکلات خود را به گردن شرایط، دیگران یا گذشته بیندازد؛ اما وقتی سخنان راهنما یا دیده‌بان‌ها نشان می‌دهد که بخشی از مشکل به انتخاب‌ها و عملکرد خود ما مربوط است، پذیرفتن این موضوع آسان نیست. پذیرش حقیقت نیازمند کنار گذاشتن غرور، توجیه‌ها و باورهای اشتباه است. از طرف دیگر، عمل کردن نیز دشوار است؛ زیرا به نظم، استمرار و پشتکار نیاز دارد. اما زمانی که فرد حقیقت را واقعاً بپذیرد و به آن ایمان داشته باشد، انگیزه و توان بیشتری برای عمل کردن پیدا می‌کند. به همین دلیل گفته می‌شود که عمل کردن نتیجهٔ پذیرش حقیقت است؛ پس می‌توان نتیجه گرفت که: پذیرفتن حقیقت مرحلهٔ اول و عمیق‌تر مسئولیت‌پذیری است. عمل کردن مرحلهٔ بعدی و نشانهٔ واقعی پذیرفتن آن حقیقت است. اگر حقیقت پذیرفته نشود، عمل کردن معمولاً سطحی، موقتی یا همراه با مقاومت خواهد بود.

بنابراین در بسیاری از موارد، سخت‌ترین بخش مسئولیت‌ پذیری این است که انسان با خودش صادق باشد، حقیقت را بپذیرد و سهم خود را در مسائل زندگی قبول کند؛ زیرا پس از این پذیرش، مسیر عمل کردن روشن‌تر و آسان‌تر می‌شود. وقتی خطا می‌کنم به‌ جای خشم از خودم با مهربانی به دنبال جبران هستم. این وادی پیوند دوباره من با خودم بود؛ پیوندی که سال‌ها از آن غافل بودم. حالا با تمام وجودم حس می‌کنم که معمار خانه دل خودم هستم و مسیر، تنها همراه من است و خداوندی که وقتی من برای آبادانی‌ام تلاش می‌کنم، یاری‌اش جاری می‌شود. وادی چهارم به من آموخت که برای مشکلات زندگی به دنبال مقصر نباشم. این وادی به من یاد داد، مسؤل افکار، گفتار، رفتار و در نتیجه مسئول آینده خودم هستم؛ قبل از آشنایی با این وادی ممکن بود در برابر مشکلات، احساس ناتوانی کنم؛ اما اکنون می‌دانم که با آموزش، تفکر و حرکت می‌توانم شرایط را تغییر دهم و این وادی باعث شد: اعتماد به نفسم بیشتر شود از نقش قربانی خارج شوم و قدرت تصمیم گیری پیدا کنم و همیشه در مشکلات، دنبال راه حل باشم.

به عنوان کلام آخر اگر پیام یا مطلبی را دوست‌ دارید بفرمایید؟

وادی چهارم به ما می‌آموزد که برای تغییر زندگی باید مسؤلیت اعمال خود را بپذیریم و از بهانه جویی دوری کنیم و با توکل به خداوند، خودمان برای حل مشکلات اقدام کنیم؛ امروز وقتی به وادی چهارم فکر می‌کنم آن را در تمرین در لژیون و همراهی با دوستان، حتی در نحوه‌ نگاه به خودم می‌بینم این وادی به من یاد داده که من مسئول حال خوب، پیشرفت و رفتار خودم هستم. اگر بخواهم بهتر شوم باید از خودم شروع کنم؛ «اگر بخواهم در مسیر درمان، رهایی ثابت‌ قدم بمانم باید مسئولیت این سفر را با آگاهی بپذیرم» در پایان می‌توانم بگویم وادی چهارم برای من فقط یک آموزش نبود؛ بلکه یک تجربه‌ زنده بود، تجربه‌ای که در کنگره۶۰ در سفر، در لژیون و در ورزش به من فهماند که مسئولیت‌ پذیری یعنی رشد، یعنی تعهد، یعنی احترام به خود و دیگران و من امروز بیش از همیشه باور دارم که هر قدمی که با مسئولیت برداشته شود به رهایی و آرامش نزدیک‌تر است.

 

مصاحبه کننده و عکاس: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر منصوره (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صادق قم

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .