هفتمین جلسه از دور چهارم لژیون سردار ویژه مسافران نمایندگی اسلامشهر، با استادی راهنمای محترم مسافر پویان، نگهبانی مسافر محسن و دبیری مسافر محمود با دستور جلسه "کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه و تصاویر آن" و ارتباط آن با لژیون سردار روز چهارشنبه ۲۷ خردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
خداوند رو شاکرم که اذن حضور من را با این جلسه داد و از ایجنت محترم و نگهبان لژیون سردار سپاسگزارم که به بنده اجازه خدمت در این جایگاه را دادند. دستور جلسه هفتگی راجع به کتاب ۶۰ درجه و تصاویر آن میباشد، اولین بار که وارد کنگره شدم تصاویر کتاب ۶۰درجه روی دیوارها وفضای شعبه برایم عجیب و در عین حال جذاب بود؛ امروز تصویر ماشین کتاب که نمایانگر حال تازه واردین میباشد در ذهنم تداعی شد که راننده و ماشین هردو وضعیت نابسامانی دارند، مانند روزهای آغازین خود در کنگره که از به طور کلی نا امید بودم، از آنجایی که در روشها و انجیوهای دیگر به نتیجه نرسیده بودم، در کنگره از روز اول چشم میگفتم تا به نتیجه برسم، راهنما نیز به من میگفت نیازی به عجله نیست باید مانند ماشینی که در گردنه برفی حرکت میکند آهسته و پیوسته حرکت کنیم. بعد از مصرف دارو و بخشش آن در هر وعده سیستم ایکس من به مرور به راه افتاد و نتیجه بخشش مواد رهایی و حال خوش بود و از همان ابتدا بخشش را یاد گرفتم.
.jpg)
در تصاویر کتاب هرچه جلوتر میرویم مانند حرکت من در سفر که رو به جلو حرکت میکنم بخشش بیشتر میشود، من هر چقدر که از زمان مال و انرژی خود میبخشم، هم باعث اتصال بهتر من با کنگره میشود هم دریافت من بیشتر خواهد شد. لژیون سردار یکی از بهترین عاملین نگهداری من و تغییر حس در کنگره۶۰ میباشد و مسافر سفر اولی با وجود تغییر حس به مسیر خود ادامه میدهد؛ من باید حس خوبی را دریافت کنم که ماندگار باشم، زمانی که میبخشم، گوش میکنم و به حرکت ادامه میدهم در نهایت به نتیجه میرسم و در کوهستان برفی که شهامت حرکت نداشتم با سرعت زیاد حرکت میکنم. در واقع حال من خوب است، مواد شبه افیونی بدن به مقدار کافی وجود دارد و از آن لذت میبرم؛ زمانی که وارد کنگره شدم از لحاظ مالی بسیار ضعیف و در واقع ورشکسته بودم، تمام موجودی من ۲۵۰ هزار تومان بود که ۲۰۰ هزار تومن از آن را تقدیم لژیون سردار کردم. در عین اینکه خجالت میکشیدم این مبلغ را اما اعلام کردم زیرا در آن لحظه بیشترین مقدار از دارایی من بود. کنگره بستری را برای بخشش فراهم نموده است که من هم در مسیر کنگره شریک باشم و آن بستر لژیون سردار است، با ورود به این لژیون درهای بسیاری به روی من باز میشوند و در اینجا میآموزم من امانتدار خزانه الهی میباشم و باید هر هر آنچه که به دستم میرسد به جریان بیندازم و ببخشم، از اینکه به صحبتهای بنده توجه کردید از شما سپاسگزارم.
.jpg)
متن وعکس: مسافر محسن
- تعداد بازدید از این مطلب :
116