روزهای سختی را پشتسر میگذاشتم؛ ولی گاهی ندایی در گوشم زمزمه میکرد که ناامید نباش، همیشه اینطور نمیماند، راه آشکار میشود و انسان تغییر میکند. به خواست خدا راه نمایان شد و آدرس کنگره را از دوست مسافرم دریافت کردیم و با هم به کنگره آمدیم.
وقتی وارد کنگره شدم، با فرشتگانی سفیدپوش که جنس آنها از عشق و محبت بلاعوض بود روبرو شدم، انگار به بهشت پا نهاده بودم. با مشاوره راهنمای تازهواردین، من پایبند کنگره و این مکان مقدس شدم. اوایل تصورم بر این بود که باید به خاطر مسافرم در کنگره حضور داشته باشم؛ ولی با آموزشهای راهنما، متوجه شدم این مسیر ارزشمندی است. آرامش در این مکان با آرامشی که روانشناسان توسط داروهای آرامبخش تجویز میکنند بسیار فرق دارد.
در کنگره با عشق، محبت، احترام به آرامش و تعادل میرسیم، آرامشی که دو سر یک کمان بیانتها است، محبتی که از یک چشمه درونی سر چشمه میگیرد. نگاه و دید مثبت راه را برای ما هموار میکند. حس، اولین شروع به کارگیری قوه عقل است، از جنس محبت است که در هستی آرامش را ایجاد میکند و ما را به طرف نور سوق میدهد. آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است.
همه هستی نیاز به محبت و تشنه محبت هستند، محبتی که قلبی، نه زبانی و در حد تعادل باشد. برای انجام هر کار؛ باید قوه عقل و حس را با هم به کار بگیریم، به جایی میرسیم که در باور خودمان نمیگنجد و آنچه میخواهیم اتفاق میافتد. جلودار واقعی خداوند است که راه را به ما نشان میدهد، پیمودن آن با خود ما است، باید با تفکر آغاز کنیم. تفکر یک مثلث کامل است که اضلاع آن (مبدا، مقصد و هدف) است. در حرکت؛ باید مبدا و مقصد مشخص شود و بدانیم که از این مقصد چه هدفی داریم، وقتی هدف مشخص شد آن را دنبال میکنیم، به نتیجه میرسیم. انسان با تعادل در هر کاری به موفقیت دست مییابد.
وقتی میگوییم، همه موجودات در هستی تسبیح خداوند را میگویند؛ یعنی هر موجودی در هستی وظیفه خود را با نظم و تعادل، پشت سر هم انجام میدهد. در راه ارزشها قدم گذاشتن تسبیح خداوند است. عبادت به جز خدمت خلق نیست به تسبیح و سجاده و دلق نیست. قدم گذاشتن به سوی ارزشها تسبیح و فرمانبرداری از خداوند است و موقع برداشت محصول به حال خوش میرسد.
برای اینکه بتوانیم هستی و موجودات را دوست داشته باشیم؛ باید بتوانیم به دیگران محبت کنیم، خود را دوست داشته و به خود، محبت کنیم. از محبت خارها گل میشود. این اتفاق در کنگره۶۰ انجامپذیر است. آدمی گر ایستد بر بام عشق؛ دستهایش تا خدا هم میرسد؛ از آقایمهندس و خانواده محترم ایشان بسیار سپاسگزاریم که آرامش و حال خوش را به من و خانوادهام هدیه دادند.
نویسنده: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر صدیقه (لژیون ششم)
رابط خبری: همسفر عصمت رهجوی راهنما همسفر صدیقه (لژیون ششم)
عکاس: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر صدیقه (لژیون ششم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی هاتف
- تعداد بازدید از این مطلب :
116