English Version
This Site Is Available In English

رهایی در درون ساخته می‌شود

رهایی در درون ساخته می‌شود

گاهی انسان‌ها کارهایی می‌کنند که در نگاه اول بسیار زیبا، تحسین‌برانگیز و فرهنگی به نظر می‌رسد، مثل تماشاگران ژاپنی که بعد از پایان مسابقات فوتبال، جایگاه خود را تمیز می‌کنند و زباله‌هایشان را جمع می‌کنند، رفتاری که بارها مورد تحسین جهان قرار گرفته است، اما آنچه برای من جالب‌تر بود، واکنشی بود که بعضی از خود مردم ژاپن به این موضوع نشان دادند، آن‌ها گفتند: بسیاری از همین افرادی که در استادیوم زباله جمع می‌کنند، در خانه ساده‌ترین مسئولیت‌های شخصی خود را به مادر یا همسرشان واگذار می‌کنند.

این نگاه، مرا به تأمل فرو برد، چقدر ممکن است انسان در بیرون از خانه، تصویری مسئولیت‌پذیر، منظم و آگاه از خود نشان دهد، اما در نزدیک‌ترین دایره‌ زندگی‌اش، از پذیرش مسئولیت شانه خالی کند. گاهی همه می‌خواهند دنیا را جای بهتری کنند، جامعه را اصلاح کنند، فرهنگ را بالا ببرند، اما در ساده‌ترین کارها و کوچک‌ترین مسئولیت‌ها، در همان ظرفی که خودشان استفاده کرده‌اند، در همان بار کوچکی که می‌توانند از دوش مادر یا همسر بردارند، حضور ندارند.

اینجاست که وادی چهارم معنای عمیق خود را آشکار می‌کند، در مسائل حیاتی، مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن. فقط درباره‌ واگذار کردن مسئولیت به خداوند نیست؛ بلکه درباره‌ هر نوع فرار از مسئولیت است، درباره‌ آنجاست که انسان به جای نگاه کردن به سهم خود، نگاهش را به بیرون می‌دوزد. گاهی به خدا، گاهی به تقدیر، گاهی به شرایط، گاهی به دیگران. اما حقیقت این است که مسئولیت، از دوردست‌ها آغاز نمی‌شود، از نزدیک‌ترین نقطه آغاز می‌شود؛ از خودِ من، از جسم من، از رفتار من، از انتخاب‌های من، از خانه‌ی من. انسانی که هنوز در شعاع صفر زندگی‌اش مسئولیت را نپذیرفته، چگونه می‌تواند ادعای ساختن جهان را داشته باشد؟

این موضوع وقتی به درمان در کنگره۶۰ نگاه می‌کنم، برایم شفاف‌تر می‌شود، گاهی مسافری وارد کنگره می‌شود و در ظاهر همه چیز درست به نظر می‌رسد، در جلسات حضور دارد، سی‌دی گوش می‌کند، درباره‌ی آموزش‌ها صحبت می‌کند و حتی شاید دیگران را هم نصیحت کند. آیا مسئولیت درمان خود را واقعاً پذیرفته است؟آیا در همان شعاع نزدیک به خودش، مسئولانه عمل می‌کند؟ آیا دارویش را سر وقت مصرف می‌کند؟ آیا از ضدفرمان‌ها دوری می‌کند؟ آیا با خودش صادق است؟ آیا اشتباهاتش را می‌پذیرد؟

گاهی انسان دوست دارد از درمان حرف بزند، اما هنوز در درونش انتظار دارد شخص دیگری او را نجات دهد، راهنما، خانواده، شرایط، یا حتی خداوند، در حالی که وادی چهارم به آرامی یادآوری می‌کند: کنگره راه را نشان می‌دهد، راهنما آموزش می‌دهد، خداوند نیرو می‌دهد،اما قدم برداشتن با خود انسان است. در درمان هم مانند زندگی، مسئولیت از کارهای بزرگ و شعارهای زیبا شروع نمی‌شود، از قدم‌های کوچک آغاز می‌شود، از نظم، از صداقت، از فرمانبرداری، از انجام درست همان کارهای ساده که شاید به چشم نیایند، شاید حقیقت این باشد که انسان نمی‌تواند مسئولیت ساختن جهان را بپذیرد، وقتی هنوز مسئولیت فنجان چای خودش را نپذیرفته است.

مسافر نمی‌تواند انتظار رهایی داشته باشد، وقتی هنوز مسئولیت حال، رفتار و فرمان‌های خودش را نپذیرفته است. رهایی چیزی نیست که از بیرون به انسان داده شود. رهایی در درون ساخته می‌شود، آنجا که انسان دیگر مقصر بیرون از خود نمی‌گردد و شجاعانه می‌گوید سهم من چیست؟ شاید آغاز همه‌ تغییرات بزرگ در زندگی، پاسخ صادقانه به همین سؤال باشد.

نویسنده: راهنمای تازه واردین همسفر سمیه
ویرایش و ارسال: همسفر ندا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گوجان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .