English Version
This Site Is Available In English

قبلاً همیشه با خودم می‌گفتم برای عذاب کشیدن آفریده شده‌ام

قبلاً همیشه با خودم می‌گفتم برای عذاب کشیدن آفریده شده‌ام

جلسه سوم از دوره‌ سی‌ یکم کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰؛ نمایندگی شعبه اروند آبادان، با استادی مسافر امیر ، نگهبانی مسافر عبدالله و دبیری مسافر میعاد با دستور جلسه ،،«وادی چهارم و تاثیر آن روی من » روز سه‌شنبه ۲ تیر ١۴٠۵ رأس ساعت ١٧:٠٠ آغاز به کارکرد.

سخنان استاد:

سلام دوستان، امیر هستم، یک مسافر.

در مورد دستور جلسه و تجربیاتی که برای خودم اتفاق افتاد، من به این نتیجه رسیدم که باید اول بپذیرم تمام مشکلاتی که به واسطه اعتیاد برایم به گره تبدیل شده‌اند را قبول کنم؛ اینکه هر مشکل یا اتفاقی که پیش آمده، از خود من بوده است و همه این مسائل به نحوه زندگی کردن و مصرف موادم مربوط می‌شود تا امروز که به اینجا رسیده‌ام.

در پله‌ی ۳ سی‌سی حالم خیلی بد بود. سر یک موضوعی پشت فرمان ماشین بودم و ناگهان کنار زدم و روی فرمان می‌زدم؛ واقعاً حالم خیلی بد بود. با آقا سینا تماس گرفتم و گفتم حالم خوب نیست. ایشان گفتند اگر ۷۰ سی‌سی هم مصرف کنید هیچ اتفاقی نمی‌افتد، به جای این کار روی ایمان خودت کار کن و ببین در این مسیر داری چه می‌کنی. همان لحظه تصمیم گرفتم حرف راهنما را قبول کنم.

وادی چهارم واقعاً به من زندگی داد. من یک کاسب‌کار هستم. یک روز دم شعبه ایستاده بودم، دیدم یکی از دوستانم با ماشین شاسی‌بلند رد شد. همان لحظه با خودم گفتم بعد از این همه سال کار کردن، من باید با اسنپ رفت‌وآمد کنم؛ اما در همان لحظه وادی چهارم جلوی چشمم آمد و پذیرفتم که امروز در همین جایگاه هستم.

آقا سینا یک روز از ما پرسید: به نظر شما مشکلات رحمت خداوند است یا لعنت خداوند؟ من قبل از کنگره فکر می‌کردم لعنت خداوند است، اما امروز آن را رحمت خداوند می‌دانم. ایمانم به کلام راهنما باعث شد به مرور این مشکلات حل شوند.

در ادامه توانستم سردار، دنور و پهلوان بشوم، در حالی که یادم هست وقتی به کنگره آمدم حتی پول یک پکیج را هم نداشتم. وقتی از آن گذرگاه سخت عبور کردم، معنای رحمت خداوند را دیدم.

یک روز در آکادمی نشسته بودم و دیدم فردی بلند شد و رفت پیش آقای مهندس و شال پهلوانی را دریافت کرد. در آن لحظه با تمام وجود از خدا خواستم که من هم شال پهلوانی را بگیرم و به لطف خدا، سال بعد آقای مهندس شال پهلوانی را به من داد.

تمام زندگی من کنگره است. قبل از ورود به کنگره بچه‌دار نمی‌شدم و به واسطه روش DST، بعد از سه روز رهایی بچه‌دار شدم. این‌ها را معجزات خداوند می‌دانم که در اختیار ما قرار می‌دهد.

در بخش‌های سرداری، دنوری و پهلوانی، وقتی بخشش کردن را یاد بگیریم، خداوند انسان را بی‌نیاز می‌کند؛ چه در مشکلات و چه در موضوع اعتیاد. امروز دغدغه یک سفر اولی این است که رها شود. هیچ کار پیچیده‌ای لازم نیست؛ فقط یک راه و یک روش، و آن هم راهی است که راهنما طی می‌کند و کافی است من پشت سر راهنما حرکت کنم.

قبلاً همیشه با خودم می‌گفتم برای عذاب کشیدن آفریده شده‌ام و هر بار برای ترک اعتیاد به صورت سقوط آزاد اقدام می‌کردم، اما دلیلش را نمی‌دانستم. امروز می‌بینم چقدر راحت می‌شود مواد را کنار گذاشت و با حال خوب در کنار هم در مسیر درمان هستیم. این راه، راه خداوند است. خداوند می‌گوید اگر ذره‌ای به سمت من بیایی، دستت را می‌گیرم و کمکت می‌کنم.

این واقعیتی است که در زندگی بسیاری از ما اتفاق افتاده است؛ کافی است در مسیر نور باشیم، خودمان را در راه خدا فدا کنیم تا حتماً گشایش رخ دهد.

تک‌تک ما که روی این صندلی نشسته‌ایم در قبال فردی که بیرون از کنگره مصرف‌کننده مواد است مسئولیت داریم.

ممنونم که به صحبت‌های من گوش کردید.

گروه سایت نمایندگی اروند آبادان 

تایپ: مسافر رضا لژیون پنجم، همسفر مهدی لژیون یک

عکاس: مسافر علی لژیون پنجم 

ویرایش و ارسال مطلب: مسافر امین لژیون یازدهم 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .