خدای خوبم نمیدانم به پاس کدام خوبی در زندگیام مسیرم را به سوی کنگره گشودی تا با آمدن در این راه بتوانم دانستنیهایی را که در هیچ مکتب و مکان دیگری پیدا نمیشد را آموزش بگیرم تا بدانم از کجا آمدهام و آمدنم بهر چه بود. شکر این نعمت را چگونه میتوانم به جا آورم، در جایی هستم که کمکم کرد تا بتوانم به حالخوش برسم و از تمام ناخوش احوالیها و افکاری که مثل حصاری در آن زندانی بودم بیرون بیایم و متوجه شوم در مسیری بودم که سرانجام نیکویی برایم به همراه نداشت.
در تاریکترین نقطه قرار داشتم از همه چیز بیخبر بودم، علم کنگره و مکان کنگره برایم از هر گوهری با ارزشتر است. علمی که بهترینها را برایم رقم زد، بزرگترین آرزویم بودن و ماندن در این بهشت زمینی است تا خدمت کنم و آموزش بگیرم. علم کنگره بود که به من فهماند بدی انسانها به خاطر جهل آنهاست و هر انسانی سر راه من قرار میگیرد برای آموزش دیدن من است. امیدوارم روزی به مرحلهای از رشد دانایی برسم تا بتوانم محبت بلاعوض کنم، بتوانم راحت از خطای دیگران بگذرم و آنچه خداوند از مادیات در اختیارم قرار داده است ببخشم.
بهراستی ما انسانها موجودات بسیار پیچیدهای هستیم تا قبل از ورودم به کنگره اصلاً به چنین مواردی توجه نداشتم؛ اما الان میدانم که چقدر از آنچه باید باشم فاصله دارم و چقدر باید آموزش بگیرم و تلاش کنم تا در آن جایگاهی که باید باشم قرار بگیرم. با فهمیدن جزئیات آفرینشمان پی به این میبریم که خداوند چه بهای سنگینی را برای ما داده است. با آفرینش انسان و دادن قدرت اختیار به انسانها آنها را از موجودات دیگر متمایز کرد و اشرف مخلوقات قرار داد.
قدرت مطلق فرمودند: «تبارکالله احسن الخالقین» فرشتگان گفتند پروردگارا شما موجودی را به زمین میفرستی که خونریزی و فساد کند، قدرت مطلق فرمودند من میدانم آنچه را که شما نمیدانید و با خواندن این متن از کتاب عشق فهمیدم هر مشکلی در زندگی دارم نه تنها تقدیر و خواست من بوده، بلکه بخشی از آن هم آنچه هست که من نمیدانم و باید در مقابل آن به تلاش خود ادامه دهم تا از این گذرگاه سخت عبور کنم، مانند طلایی که در کوره آتش قرار میگیرد تا تبدیل به زیباترین شود، من هم در کشاکش زندگی با دانایی بتوانم بهترین خودم شوم. خداوندا پناه میبرم به خودت از بزرگترین دشمن خودم که همان جهل و نادانی من است. آفرینندهام از تو میخواهم به ما انسانها کمک کنی تا خواسته درونی خودمان را تقویت کنیم تا از ضد ارزشها که سالهاست با آنها خو گرفتهایم، به طوری که متوجه منفی بودن آن نبودیم دور شویم و در مسیر صراط مستقیم قرار بگیریم.
افکار منفی و خلقوخوی نرم و چهره گشاده را از من گرفته بود و به قدری در آن غرق بودم که متوجه بد منظری خود نبودم؛ اما با زیاد شدن آگاهی خود فهمیدم که با خود چه کردهام، با خودم هم قهر بودم و به خود بد کردم آن هم در اثر ندانستن و بهای سنگین آن هم یک عمر اشتباه زندگی کردم و نفهمیدم. ای خالق کل هستی از تو میخواهم که کمکم کنی از مسیر آموزش و از همه مهمتر عملی کردن آن فاصله نگیرم تا بتوانم همان باشم که خودت میخواهی خالقم به نگاهت و یاریت شدیداً نیازمندم.
نویسنده: همسفر محبوبه رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون هجدهم)
رابط خبری: همسفر محبوبه رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون هجدهم)
عکاس: همسفر منیره رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون نهم)
ویراستاری: همسفر سمیه رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون سوم) دبیر دوم سایت
ارسال: همسفر فاطمه رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی میرداماد اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
83