جلسه دوم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی شادآباد به استادی همسفر فائزه، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر نگار با دستور جلسه "وادی چهارم (در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن) و تأثیر آن روی من " روز سهشنبه ۲ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۱۵ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
قدردان خداوند هستم که به من یک فرصت دیگر داد تا در لژیون سردار و در کنگره۶۰ خدمتگزار باشم، ممنونم از همسفر فاطمه که من را انتخاب کردند و به من اعتماد کردند؛ از دبیر و خزانهدار نیز خیلی ممنونم خدا قوت به هر سه عزیز میگویم. وقتی دستور جلسههای کنگره را مرور میکنیم همه زیبا هستند ولی یک زیباتری هم وجود دارد که به نظر من وادیها از همان نوع زیباترند.
دستور جلسه وادی باشد و لژیون سردار نیز باشد خب قطعا خیلی جلسه پرباری را خواهیم داشت در نهایت دستاورد خیلی بهتری نیز داریم. امیدوارم با نگاه به مشارکتهایمان نسبت به سال پیش پختهتر بشویم و در این مسئله رشد کرده باشیم، در نهایت از عملکردهای خوبمان نسبت به پارسال بگوییم. وقتی خدمتگزار یک دستور جلسه هستید همیشه به این فکر میکنید که خودتان را کجای آن دستور جلسه میبینید و من نیز از این امر مستثنی نیستم.
قطعا یا آموزش میبینی یا در آن دستور جلسه عملکرد خوبی داشتی؛ من نیز به واسطه شما عزیزان قرار است که آموزش بهتری بگیرم تا بهتر رشد کنم. تیتر وادی میگوید: "در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویش" وقتی که جز به جز کلمههای این تیتر را بررسی میکنیم، اول به مسائل حیاتی برمیخوریم، مسائل حیاتی هر موضوعی نیست؛ اینکه مثلا امروز چی بپوشم، چی بخورم و چکار کنم اینها موضوعات حیاتی نیستند.
اما موضوع های حیاتی مثل اعتیاد، ازدواج، بچهدار شدن، تحصیل و رشد کردن در هر زمینهای است که در آخر به مسئولیت میرسیم، مسئولیت نیز یک بار سنگینی دارد. در تیتر وادی میگوید که مسئولیت دادن به خداوند اینجا نمیگوید که مسئولیت را به خدا بده، به خدا توکل کن یا اینکه از زیر بار مسئولیت شانه خالی کن که وقتی از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنی در نهایت یک آدم بیمسئول یا بالعکس میشوی.
اگر فقط به خدا توکل کنی یا اینکه فقط خودت حرکت کنی و خدا را در نظر نگیری در نهایت به کفر و شرک میرسی؛ اما در این سیدی خیلی خوب میگوید که تو مسئولی و یک مرزی بین مسئولیت تو و خدا را مشخص میکند؛ میگوید اگر این مرز را بهتر بشناسی و مرز را با آموزشهای جهانبینی استاد امین، آقای مهندس و راهنماهایمان بهتر یاد بگیری عملکرد خیلی بهتری را نیز خواهیم داشت.
اینکه شما کجا بفهمی وقت عمل کردنتان است، وظیفهات این است که عمل بکنی یا اینکه وظیفهات این است که شرایط را بپذیری و تسلیم شرایط بشوی، این خیلی در کنگره مهم است؛ خیلی مسائل حادی برامون که یکی از آن مسائل بهوجود میآید. ما یک زمانهایی را با توکل کردن اشتباه میگیریم مثلا فقط میآییم به خداوند توکل میکنیم و از زیر بار مسئولیت شانه خالی میکنیم، فقط میگوییم: خدایا! بر تو توکل میکنیم؛ آیا اینجا ما از روی ترس پشت اسم خدا پنهان میشویم یا از روی یک ایمان واقعی داریم این کار را انجام میدهیم؟
اینجا قدرت تشخیص این موضوع، نیازمند آموزشهای جهانبینی و همان آموزشهای وادی است که این جا به ما یاد میدهند بهتر است عملکرد خیل عالیتری داشته باشیم؛ مثلا وقتی میخواهید دنور بشوید یا مشارکت مالی خوبی داشته باشید تمام حرکتها را انجام میدهید و به خدا توکل میکنید اما حرکت نیز میکنید یعنی طوری نیست که فقط بگویید: خدایا! میخواهم دنور بشوم؛ حرکت میکنی به سمتش میروی اما یکسری اتفاقات برای تو در این مسیر به وجود میآید که کاملا اولویت زندگیات تغییر میکند و اینجا نیاز است که تو بر خدا توکل کنی و از خدا بخواهی که با صبر و آرامش بهترینها را برایت بچیند.
دقیقا در مشارکتهای همه عزیزانی که دنور یا سردار هستند یا پهلوان شدند یکسری مشکلاتی را میگویند که ما اصلا فکرش را نمیکردیم که مثلا این جایگاه نصیبمان شود، این اتفاق برایمان افتاد ولی خدا آن قدر قشنگ برای آنها چید که به هر دو رسیدند یعنی هم به پهلوانی و مشارکت مالی خوب رسیدند و نیز مشکلی که در زندگی شخصی داشتند رفع شد. به نظر من حضور در لژیون سردار نمونه بارز وادی چهارم است؛ یعنی که تو اینقدر مسئولیتپذیری، اینقدر توانا شدی که توانستی در لژیون سردار مشارکت خوبی داشته باشی.
در کنگره۶۰ من در قبال رشد و توسعه کنگره۶۰ مسئول هستم؛ آیندگان، خودم و در قبال همه اینها مسئول هستم و همین وادی چهارم اینجا میآید به ما یاد میدهد که چگونه بهترین مشارکت را داشته باشیم که در رشد و حفظ کنگره۶۰ نیز عملکرد خوبی داشته باشیم. فرمان پهلوانی، دنوری و لژیون سردار از سمت خداوند برای ما صادر میشود؛ اما از طرفی فرمان حرکت نیز باید از طرف ما صادر شود؛ اگر من حرکت درستی داشته باشم اگر بتوانم خوب حرکت کنم قطعا به آن چیزی که خدا برای من صادر کرده میرسم.
اما اینجا وادی خیلی هوشمندانه به من یاد میدهد که تو مسئولی، اختیار داری و خدا به تو اختیار داده است؛ تو مسئولی، مسئول رشد و حرکت و همه اینها مسئول فکر کردن، اما تو مسئول فرمان خدا نیستی، تو مسئول گردش زمین و زمان نیستی و تو مسئول کائنات نیستی؛ پس اینجا اگر دیدید به جایی نرسیدید به فرموده آقای مهندس که همیشه میگویند: تو تلاشت را بکن و به نتیجه کاری نداشته باش خدا خودش قطعا بهترینش را برای تو میچیند.
در لژیون سردار همیشه قبل از جشن گلریزان یک جو خاصی در شعبه و همه شعب کنگره۶۰ وجود دارد که حال و هوای آنهایی که میگویند میخواهم دنور شوم یا میخواهم لژیون سردار شرکت کنم، پهلوان بشوم همه حال و هوای خاصی دارند؛ ولی وقتیکه حرکت نمیکنم و میخواهم پول از غیب برای من برسد، در واقع از دستهای زمینی و دستهای آسمانی میخواهم که یک پولی به من برسانند که بتوانم در لژیون سردار شرکت کنم همه به نظر من درست نیست؛ حالا پول نیز از غیب برای تو رسید ولی وقتی وارد لژیون سردار میشوی اولین سوالی که از خودت میپرسی این است که من کجای این مشارکت مالی قرار گرفتم و سهم من از این مشارکتها چقدر بوده است؟
همین باعث اولین نقطه رشد در همان زمانه میشود، باعث میشود که تو خیلی آگاهانه با برنامهریزی برای سال بعد یا برای بهتر شدن مشارکت مالی شرکت و برنامهریزی بکنی. من خودم به شخصه از اینکه انسان تصمیمهای یهویی یا احساسی بگیرد کمی مخالف هستم؛ اینکه مثلا شب گلریزان بروی یک تیکه طلا بفروشی بدون اینکه از قبل برنامهریزی کرده باشی و در جشن به خوبی شرکت بکنی، میگویی یک تیکه طلا میفروشم و به کنگره کمک میکنم این کار خیلی ارزشمند است حس آن نیز ارزشمند است؛ اما ارزشمندتر آنجایی است که تو بیایی و از سال مالی که تیر ماه است شروع کنی خیلی تیکههای کوچک یا حالا اعداد فیزیکی مهم نیست اما تیکههایی را جمعآوری کنی فقط به نیت اینکه بتوانی یک مشارکت خوبی داشته باشی.
به نیت لژیون سردار طلا جمع بکنی و بتوانی بهترین مشارکت را داشته باشی این خیلی ارزشمند است؛ تو را تواناتر و خدمتت را پایدارتر نیز میکند. در پذیرش مسئولیت، وقتی مسئولیتی را میپذیری تواناتر میشوی، قدرتمندتر میشوی و از نوشخوار فکری جلوگیری میکند؛ جلوگیری از نوشخوار فکری یعنی اینکه در تایم گلریزان همیشه با خودت فکر میکنی خدایا! من پولش را از کجا بیاورم؟ با خود میگوید: یکی از دوستانم میخواهد دنور شود، آن یکی بیشتر از ظرف وجودیاش میخواهد ببخشد، آن یکی میخواهد پهلوان شود ولی من هیچ کاری نکردم؛ وقتی در طول این چند ماهی که سال مالی شروع میشود مسئولیت برنامهریزی را برعهده بگیرید قطعا خیلی از نوشخوار فکری جلوگیری میکند؛ اینها دقیقا مثل دومینو است وقتی مسئولیت را قبول کنی تواناتر میشوی، قدرتمندتر میشوی از نوشخوار فکری جلوگیری میکند و بالعکس؛
اگر از مسئولیت شانه خالی بکنی آدم گلهمندی میشوی گلایه میکنی، ناامیدی و همیشه میگویی چرا من هیچی ندارم تا در این لژیون بهترین مشارکت را داشته باشم؟ به نظر من مسئولیتپذیری یک امری است که کوچک و بزرگ یا خیلی اینقدر بلد نیست؛ مهم این است که تو بتوانی اولین دومینویی که با اسم مسئولیت شروع میشود را به بهترین شکل ادامه بدهی و در ادامه تواناتر و قدرتمندتر بشوی و سرنوشت خود را به دست مسئولیتپذیری تغییر بدهی.

تایپیست: همسفر زری رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون نوزدهم)
ویرایش و ثبت: همسفر هانیه رهجوی راهنما همسفر فتانه (لژیون چهاردهم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
148