جلسه نهم از دوره شصتوچهارم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ابنسینا به استادی اسیستانت مالی همسفر صبا، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر عاطفه با دستور جلسه «وادی چهارم (در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن؛ یعنی سلب مسئولیت از خویشتن) و تأثیر آن روی من» روز سهشنبه ۲ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
در ابتدا سپاسگزار خداوند هستم که در تقدیر من قرار داد امروز در نمایندگی ابنسینا در خدمت شما باشم؛ باید برای این فرصتی که در اختیارمان قرار داده شده و حضور در مکان مقدس کنگره۶۰، خداوند را شکر کنیم و از او بخواهیم آموزشهایی که برای طی کردن مسیر و رسیدن به مقصد نیاز داریم روزی ما گرداند. بسیار خوشحالم که پس از سال ۱۳۹۸، برای دومین بار توفیق حضور در این شعبه را پیدا کردم. امیدوارم با دستور جلسه امروز برداشتهای خوبی داشته باشیم و دست پر از این جلسه خارج شویم.
تقریباً چهار وادی اول، بنیادیترین وادیها و نشاندهنده مسیر هستند؛ اگر آنها را خوب نیاموزیم نمیتوانیم وارد عمل شویم. گاهی میبینیم که برخی زمان زیادی را صرف آموزش میکنند؛ اما در عمل تناسبی بین رفتارشان و آنچه آموختهاند دیده نمیشود؛ یعنی عمق مطلب را دریافت نکردهاند؛ به عنوان مثال با خواندن وادی اول باید با ساختار ذهن و تفکر آشنا شویم و کمکم قدرت تشخیص و حرکت پیدا کنیم. در وادی دوم کسی که آموزش میبیند؛ باید حجم ناامیدی خود را کاهش دهد. سختترین وادیها در مباحث نظری، وادی سوم و چهارم هستند.
در وادی سوم باید تغییرات درونی ایجاد کنیم، مسئولیتها را بپذیریم و دوربین را از روی دیگران برداشته و روی خود متمرکز شویم. در وادی چهارم که یکی از سختترین وادیها است، رابطه ما با خداوند مطرح میشود. اگر رابطه با خود (وادی اول تا سوم) و رابطه با خداوند حل نشود نمیتوانیم وادی پنجم را به خوبی اجرا کنیم؛ به همین دلیل است که بسیاری از حرکتها نتیجه خوبی ندارد و فرد دوباره به ناامیدی بازمیگردد. همسفرانی که ناگهان با کوچکترین اتفاق ناامید میشوند، نشاندهنده این است که شناخت آنها از چهار وادی نیاز به بازنگری دارد.
خاطرم هست اولین تولدی که در کنگره۶۰ سال ۱۳۸۸ در شعبه آکادمی شرکت کردم، مشارکتکنندهای که اولین سال تولدش بود جملهای گفت که مرا پایبند کنگره۶۰ کرد، ایشان گفتند: کنگره رابطه من را با خداوند خوب کرد. از نظر من خیلی جمله قشنگی بود؛ چون من با چنین رویکردی وارد کنگره۶۰ نشده بودم. هدف من از ورود به کنگره حل مشکل مسافرم و چالشهای درماناعتیاد بود. سالها بعد وقتی وادی چهاردهم را خواندم، با تمام وجودم عاشق خداوند شدم. سختترین سال زندگیام را تجربه کردم. یک سالی که در آتش سختیها و نفرتهای عمیق سوختم و تعجب میکردم که چرا در آغاز همان سال این عشق را تجربه کردم.
این تضاد، مرا دچار گمراهی کرده بود! درک کردم که سختیها ناشی از جهل من بود، درست مثل اینکه به کودکی کلاس اولی مسئله پیچیده مثل لوگاریتم یا مشتق بدهیم. آن مسئله بیجواب نیست؛ بلکه در توان دانش فعلی آن کودک نیست. هرچه انسان رشد میکند، حل مسائل برای او آسانتر میشود تا زمانیکه زمین ذهن ما در چهار وادی اول پاکسازی نشود، آماده کاشت نیست. وادی پنجم زمان کاشت است؛ اما پیش از آن باید زمین وجودمان را از سنگلاخها و علفهای هرز مثل شرک، منیت، ناامیدی و ترس پاکسازی کنیم. هر چه آموزش میبینیم، زمین وجودی ما حاصلخیزتر میشود و رشد و شکوفایی در ما بیشتر اتفاق میافتد.
رابطه ما با خداوند طیفهای مختلفی دارد. گاهی مسائل ساده است؛ مثلاً گم کردن یک کفش که ربطی به خداوند ندارد و باید خودمان آن را پیدا کنیم؛ اما گاهی با مشکلات پیچیدهتری مثل بیماری سخت یا بحران مالی مواجه میشویم. وقتی در این شرایط سخت، یقه خداوند را میگیریم که چرا این اتفاق برای من افتاد؟ نشاندهنده این است که ظرفیت درونی و دانش ما برای حل آن مسئله کافی نیست. ما نیاز داریم بیشتر آموزش بگیریم، کاوش کنیم و به عمق بیشتری از خودشناسی برسیم؛ دقیقاً مثل دانشآموزی که برای حل مسئلهای دشوارتر باید به مقطع تحصیلی بالاتر برود؛ بنابراین اگر جایی از خداوند راضی نیستیم و احساس میکنیم او خدای خوبی برای ما نبوده است، نشانهای است که به ما هشدار میدهد بذر آموزش را در وجودمان تقویت کنیم تا سطح درک و پذیرشمان ارتقاء یابد.
وقتی مدام به خداوند گله میکنیم که چرا برای من کم گذاشتی؟ نشاندهنده این است که رابطهی ما با او تراز نیست، یک مثال میزنم: اگر کسی به آقای مهندس بگوید شما مرا دوست ندارید؛ اگر دوست داشتید وزنم را کم میکردید! پاسخ مشخص است، کاهش وزن و طی کردن مسیر درمان به عهده خود فرد است و کاری از دست شخص دیگر برنمیآید. بسیاری از ما با خداوند نیز همینگونه صحبت میکنیم، جایگاههای بالایی را طلب میکنیم؛ اما ظرفیتش را در خود ایجاد نکردهایم و حرکتی نمیکنیم. برای اینکه بار مسئولیت را از دوش خود برداریم با خداوند میجنگیم؛ باید بپذیریم که رشد کردن مستلزم آموزش است. از وقتی به کنگره۶۰ آمدهام رابطه من با خداوند دگرگون شده است؛ دیگر به قهر و آشتیهای کودکانه فکر نمیکنم و امروز اگر در این جایگاه هستم، به علت همان تغییرات درونی است که حاصل حرکت مداوم بوده است. بیایید این الگو را در روابط انسانی نیز پیاده کنیم.
در جایگاه راهنمایی به رهجوهایم میگفتم: اگر در مسیر باشید، آموزشپذیر باشید و روی گرههای درونی خودتان کار کنید، رابطه من با تو عالی خواهد بود؛ اما اگر به جای پرداختن به خودتان، فقط به حواشی دیگران مشغول باشید، بسیار اشتباه است. همین سؤال را میتوانیم از خداوند بپرسیم که دوست دارد من چگونه باشم؟ شاید پاسخ آن را در کتابهای آموزشی بیابیم. خداوند از ما نمیخواهد هزار مطلب یاد بگیریم و همه را اجرا کنیم؛ بلکه انتظار دارد همان مقدار اندکی که آموختهایم را به کار بگیریم؛ همین تلاش برای عمل کردن به آموزشها، نشان میدهد که ما در پی نزدیک شدن به او میباشیم.
خداوند همه ما را دوست داشته که مسیر کنگره۶۰ را سر راه ما قرار داده است؛ فقط کافی است در راستای خواسته خود حرکت کنیم تا به موفقیت دست یابیم. شاید بارها در اشتباه را کوبیده و مسیر غلط را پیموده باشیم؛ اما اکنون در جای درستی ایستادهایم. شاید برای خیلی از ما باور شده که این رابطه را نمیشود درست کرد؛ اما همانطور که گفتم اگر با خداوند در صلح باشیم؛ قطعاً درک، دانایی و توانایی بسیاری در ما ایجاد میشود. آنجاست که عشق مطرح شده در وادی چهاردهم قابل درک میشود؛ چون خداوند خود عشق است. امیدوارم که خداوند به من، به شما و به همه اعضاء کنگره۶۰ یک فرصت دوباره بدهد و مسیر را برایمان هموارتر کند تا از کوتاهترین راهها به خواستههایمان برسیم.
مرحله ۳۰ سیدی همسفر نوشین و همسفر اشرف رهجویان راهنما همسفر سحر (لژیون اول)

رهایی ویلیام همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر زهرا

دریافت نشان پیمان وادی هشتم همسفران مریم، مینا و رویا رهجویان راهنما همسفر ایران (لژیون چهاردهم)


مرزبانان کشیک: همسفر سمیرا و مسافر فرهاد
تایپیست: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر نورا (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر سمیرا
همسفران نمایندگی ابنسینا
- تعداد بازدید از این مطلب :
97