چهارمین جلسه از دوره سیزدهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی رضا مشهد، به استادی راهنمای محترم تازه واردین مسافر مهدی نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر ابراهیم با دستور جلسه (وادی چهارم و تاثیر آن روی من) روز سه شنبه مورخ 2 تیرماه 1405 راس ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.
.jpg)
سخنان استاد:
«سلام دوستان، مهدی هستم یک مسافر. خدا را شکر میکنم که امروز در جمع شما هستم و واقعاً خیلی خوشحالم که امروز به شعبه رضا آمدم.در مورد دستور جلسه «وادی چهارم و تأثیر آن روی من»؛ دستور جلسات کنگره ۶۰ اکثراً در مورد خودِ شخص و خودِ بنده است و ما نمیتوانیم از واژه «ما» استفاده کنیم. مثلاً دستور جلسه هست: «کمک من به کنگره، کمک کنگره به من» یا «من در مورد پایههای مالی کنگره چه کردهام؟»؛ اینها هر چه هست، مربوط به خودِ بنده است.حالا وادی چهارم میگوید: «در مسائل حیاتی، سپردن مسئولیت به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویش.» آقای مهندس لطف کردهاند و این دستور جلسات را در کنگره ۶۰ قرار دادهاند؛ هیچکدام از اینها از رویِ سادهانگاری نیست و پشتِ هر ایده و برنامهای، تفکرِ بسیار زیادی بوده است. این دستور جلسات به خاطر این نیست که ما فقط بنشینیم و در مورد یک خط از تابلو که درباره وادیها نوشته شده، صحبت کنیم؛ مثل دوران مدرسه که میگفتند این شعر را معنی کن و ما فقط آن را تکرار میکردیم.ما نیاز داریم که سالانه، حداقل این وادی چهارم را یا از روی کتاب بخوانیم، یا اگر سخت است، سیدیِ آن را در ماشین گوش کنیم یا از منابع کنگره ۶۰ استفاده کنیم و آن را انجام دهیم. وقتی میگوید «تأثیر آن روی من»، منظورم این است که ما معمولاً میگوییم تأثیر آن روی مرزبان، تأثیر آن روی راهنما یا روی بچه همسایهمان چیست؛ مثلاً میگوییم: «نگاه کن فلانی چقدر منیت دارد» یا «راهنمای ما دو دقیقه دیر آمد و من را سرِ پا نگه داشت؛ اصلاً وادیها را کار نمیکند.»ما همیشه در حال پیاده کردنِ جهانبینی روی دیگران هستیم؛ دانشی که کسب کردهایم را معیار قرار میدهیم و بر اساس آن دیگران را قضاوت میکنیم. در حالی که به قول وحید آقا، جهانبینی مثل مسواک شخصی است؛ جهانبینیِ من فقط به دردِ من میخورد. وادی چهارمی که من دارم مطالعه میکنم، فقط به دردِ من میخورد و اگر بخواهم آن را گوش کنم و دیگران را قضاوت کنم، این خودش کاری بسیار بدتر از انجام ندادنِ وادی است.حالا در وادی چهارم، علاوه بر این خطی که کل وادی را توضیح داده، میگوید که ما در وادی سوم فهمیدیم هیچکس از خودِ ما مهمتر نیست و باید بار مسئولیتهایمان را خودمان به دوش بکشیم؛ اما بعد از این مسئله، باز «گریزگاه» پیدا میشود. گریزگاه یعنی یک امتیاز یا پوانِ منفی که ما به نیروهای منفی میدهیم و به آنها اجازه نفوذ میدهیم.»«یه جور دیگه ما را کلهپا میکنه؛ آن گریزگاه چیست؟ آن گریزگاه این است که ما به صورت عارفانه و به صورت خیلی خودخواهانه و طلبکارانه بگوییم: زندگیمان را واگذار کردیم به خداوند.ما ۱۵ سال جای دیگری بودیم که تابلوه که کجا بودیم؛ مثل اینکه بگوییم آن چیست که قوقولیقوقولی میکند و یک تاچ هم روی سرش است، ولی اسمش را نمیگوییم؟ من ۱۵ سال توی آنی بودم.یک قدمی هست که آقای مهندس توضیح میدهند؛ قدم سومش میگوید که ما زندگی خودمان را به خداوند واگذار کردیم. این مشکل اکثر ماهاست، حالا چه آنور چه اینور، میگوییم به خداوند واگذار کردم. آقای مهندس میگوید: کتت سوراخ است، شانس سوراخه! بگویی من به خدا واگذار کردم؛ خب، به خدا واگذار کردیم، بالاخره یک حرکتی هم باید انجام بدهی.آخر وادی چهارم میگوید: «در نتیجه، از تو حرکت از خدا برکت.» ولی ما همیشه میآییم آن قسمت را که به نفع ماست خیلی بزرگش میکنیم و قسمتهایی را که به نفع ما نیست کوچک میگیریم. مثلاً خودِ خدا گفته: «آنکه دندان دهد، نان دهد.»»«ما همیشه میآییم آن قسمتی که به نفعمان هست را خیلی بزرگش میکنیم و قسمتی که به نفعمان نیست را کوچک نگه میداریم؛ مثلاً میگوییم: «خود خداوند گفته آنکه دندان دهد، نان دهد»، اما بقیهاش را برای خودمان حلوفصل نمیکنیم. در وادی چهارم میگوید کل مسئولیت زندگی ما بر عهده خودمان است؛ بر عهده افکار، آموزشها و تمام آنچه یاد گرفتهایم. از نظر مالی و از نظر سفری که در حال انجام آن هستیم، تمام مسئولیتش صددرصد بر عهده خودمان است.در سیدی «جبر و اختیار» که از خواست، تقدیر و فرمان الهی صحبت میشود، من متوجه شدم که حتی ما در فرمان الهی هم میتوانیم تأثیرگذار باشیم، به شرطی که وظیفه خودمان را درست انجام دهیم؛ سعی کنیم حواسمان به خودمان باشد و مسئولیتی که به عهده ماست را به خوبی انجام دهیم.من در جاهای دیگری که بودم، قدمی داشتند که میگفت: «خدایا کلیه نواقص اخلاقی من را برطرف کن»؛ خب وقتی از خدا میخواهیم، ما هم باید یک حرکتی انجام بدهیم دیگر! اینطور نیست که من یک گوشه بنشینم و از خدا بخواهم همه کارها را انجام بدهد. مسئولیت کل زندگی بر عهده خودِ ماست. الان هر اتفاقی برای من بیفتد، اگر مریض شوم، بیپول باشم یا هر اتفاق دیگری، به خاطر «نامه پیشین» است که خودم رقم زدهام؛ به خاطر این است که ۱۵ سال مسئولیت کارهایم را به عهده نگرفتهام.من قضاوت یکی از بندگان خدا را میکردم و میگفتم این چون وضع مالیاش خوب است، حتماً یا ارث به او رسیده یا پدر پولداری داشته؛ خیلی در ذهنم او را قضاوت میکردم تا اینکه با هم شروع کردیم به صحبت کردن. دیدم زمانی که من در حال مصرف و رفیقبازی بودم، او سخت مشغول کار کردن بوده است. الان که زندگی خوب و موفقی دارد، به دلیل این است که آن «نامه پیشین» را درست نوشته که الان اینجاست. من هم فرصت داشتم، اما اگر از الان شروع کنم به انجام مسئولیتهایم و در مسیر باشم، قطعاً دو سال دیگر به گذشته روشنتر نگاه میکنم و همین، نامه پیشینِ من میشود.وادی چهارم به من میگوید که من مسئول کارها و وظایف شخصی خودم هستم؛ جهانبینی من به دردِ من میخورد و باید سعی کنیم اگر اشتباهی انجام دادیم، اشتباه خودمان را بپذیریم و اجازه بدهیم هم خودمان و هم دیگران زندگی کنند. در پایان خیلی خوشحالم که در جمع شما هستم و از اینکه به صحبتهایم گوش کردید، ممنونم.»
.jpg)
تایپ : مسافر مجیدلژیون یازدهم
ویرایش: مسافر مجیدلژیون پنجم
ارسال خبر: مسافر احمدلژیون چهارم
تایید خبر: مسافر محمد لژیون پانزدهم
مرزبان خبری: مسافر داوود
- تعداد بازدید از این مطلب :
534