اگر بخواهم از حس و حال خودم درباره لژیون سردار بگویم؛ باید از روزی شروع کنم که برای اولین بار در یکی از جلسات لژیون سردار حضور پیدا کردم. وقتی اعضا مشارکت میکردند، با دقت به صحبتهایشان گوش میدادم، انرژی خاصی بین افراد رد و بدل میشد. آنها از حس و حال خوب، برکت و معجزاتی که از این کار در زندگیشان به وجود آمده بود صحبت میکردند. برایم عجیب بود، مگر چنین چیزی امکان داشت؟
بعضیها بدون داشتن درآمد توانسته بودند پسانداز کنند و سردار یا دنور شوند، همه از کم شروع کرده بودند. دلم میخواست من نیز مثل آنها باشم و در حد توانم از سبد حمایت کنم؛ اما باید عضو لژیون سردار میشدم. خدا را شکر که توانستم در لژیون سردار باشم و از اینکه شاید با دستان ما یک نفر دیگر به حال خوش برسد، عضو لژیون سردار شدم و پس از اینکه کارت کشیدم، حس و حال خوبی پیدا کردم. این موضوع به من ثابت کرد که آموزشهایی که گرفتهام بیهدف نبوده و خودم را محک زدم تا بتوانم ذرهذره به فرمان عقل نزدیک شوم.
در این مکان مقدس یاد گرفتم که سردار بودن فقط بخشش مال نیست؛ بلکه عبور کردن از مرزهای خودخواهی و شاد کردن دل افرادی است که هنوز در تاریکی راه میروند. بخشنده بودن پیش از آنکه توانایی مالی بخواهد، قلب بزرگ میخواهد. جناب مهندس در این مسیر بسیار سختی کشیدند و بد نیست که من نیز کمی سختی بکشم تا این سیستم پابرجا بماند. انسانها فراموشکار هستند. من همیشه باید به یاد داشته باشم که خودم و مسافرم چقدر حالمان خراب بود و امروز کجا قرار داریم. تنها پیوند محبت ما را به همدیگر متصل نگه میدارد و اگر اعتقاد داشته باشم که خداوند بخشش را میبیند و اگر هیچکس هم نبیند، آرامش و آسایش را برای خود به ارمغان آوردهام.
از بنیانگذار کنگره۶۰ آقای مهندس دژاکام که با اندیشههای الهی این مسیر را بنا نمودند، تشکر میکنم و از خدمتگزارانی که با خدمتهای خود چراغ این مسیر را روشن نگه داشتهاند سپاسگزارم و امیدوارم هر روز بر تعداد عاشقان خدمت و بخشش افزوده شود.
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مائده (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر مائده (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
173