English Version
This Site Is Available In English

دنوری، نقطه عطف زندگی من شد

دنوری، نقطه عطف زندگی من شد

جلسه چهارم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی لویی پاستور با استادی همسفر نسیم دنور، نگهبانی همسفر نیلوفر دنور و دبیری همسفر زهرا با دستور‌جلسه «وادی چهارم (در مسائل حیاتی؛ به خداوند سپردن، یعنی سلب مسئولیت از خویش) و تأثیر آن روی من» روز سه‌شنبه ۲ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۴۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

به نظر من این وادی یکی از مهمترین وادی‌های کنگره۶۰ است؛ چراکه می‌گوید اگر می‌خواهی شرایطت را تغییر دهی باید مسئولیت شرایطی که در آن هستی را بپذیری. این وادی می‌گوید خداوند به ما عقل، اختیار و قدرت انتخاب داده تا مسیرمان را برگزینیم.

بیشتر ما قبل از اینکه وارد کنگره شویم وقتی مشکلی برایمان پیش می‌آمد تقصیر را گردن دیگران می‌انداختیم و می‌گفتیم تقصیر پدرم، مادرم، خانواده‌ام، جامعه و محل زندگیم است؛ در صورتی‌که اصلاً نمی‌دیدیم که ما برای خودمان چه کرده‌ایم؛ ولی این وادی به وضوح می‌گوید هیچ‌کس زندگی کس دیگری را نمی‌سازد و خود ما هستیم که می‌توانیم برای خودمان کاری انجام دهیم. نه اینکه این‌ها اصلاً مهم نیستند، هستند؛ ولی نسبت به میزانی که خود نسیم می‌تواند در زندگیش تأثیرگزار باشد درصد کمی مؤثر هستند. نه اینکه خداوند هیچ‌کاره است. نه! خداوند راه را به ما نشان داده، توانایی، استعداد و قدرت حرکت داده تا بتوانیم حرکت کنیم و شرایطی که در آن هستیم را تغییر دهیم.

یکی از نتایج مهم مسئولیت‌پذیری که در وادی چهارم به آن اشاره می‌شود، قدرت و آرامشی ست که به آن می‌رسیم. در واقع من قدرت دارم شرایطم را تغییر دهم؛ پس باید قدرت این را داشته باشم که مسئولیتم را بپذیرم؛ اگر همه چیز را تقصیر بقیه بیندازم، درحقیقت چشمم به حرکت بقیه افراد اطرافم است که آن‌ها برای من کاری کنند تا زندگی من تغییر کند.

یکی از زیباترین جلوه‌های وادی چهارم همین مشارکت کردن در حفظ، رشد و توسعه این سیستم است. ما در کنگره یاد می‌گیریم فقط دریافت‌کننده نباشیم، از جایی که آموزش گرفتیم و به درمان رسیدیم قدردانی کنیم و در واقع دین خودمان را ادا کنیم. به نظر من لژیون سردار همین جا معنا پیدا می‌کند. حضور در لژیون سردار صرفاً کمک مالی نیست، نشان‌دهنده پذیرش مسئولیت من نسبت به جایی است که به من آرامش داده، من را به رشد رسانده و باعث توسعه فردی من شده است.

نکته جالب دیگر برای من این بود که وقتی وارد لژیون سردار شدم فکر می‌کردم صرفاً دارم به یک سیستم و NGO ای که کار خوبی انجام می‌دهد کمک می‌کنم؛ ولی سال سوم گلریزانی که در کنگره حضور داشتم و به پیشنهاد استاد عزیزم، خانم نازنین دنور شدم، فهمیدم که این فقط یک موضوع اقتصادی برای من نیست و به من جهان‌بینی را یاد داد. دیدم با پرداخت من، منی که کلاس‌هایم را می‌پیچاندم؛ ببخشید خیلی راحت صحبت می‌کنم، کاملاً ناخودآگاه حالا یک جلسه غیبت هم ندارم و حالم دارد خوب می‌شود،  روی خودم تمرکز کرده‌ام و جنگیدن الکی را کنار گذاشته و رها کرده‌ام.

فکر می‌کنم اکثریت می‌دانند مسافر من همچنان رها نشده، قبلاً تمام تلاش من این بود که ایشان رها شود و اصلاً خودم هیچ؛ در صورتیکه این دنوری نقطه عطف من شد. دنوری باعث شد آن پوسته‌ای که نسیم دور خودش کشیده بود و در آن دنیای تاریکش غرق بود، ترک بخورد، آن سد و مقاومت در مقابل آموزش‌های کنگره شکسته شود. این خیلی برایم ارزشمند بود و باعث شد روی آرامش خودم بیشتر کار کنم. الان که فکر می‌کنم می‌بینم چقدر از نسیم قدیم فاصله گرفته‌ام و چقدر آدم‌ها را دوست دارم.

قبلاً به منافعم فکر می‌کردم، به آدم‌ها زیاد نزدیک نمی‌شدم که آسیب نبینم، حتی در آغوش‌گرفتن خیلی برایم سخت بود؛ ولی الان با عشق این کار را انجام می‌دهم و خودم متوجه این موضوع نشدم؛ رفته‌رفته اطرافیانم به من می‌گفتند نسیم چقدر تغییر کردی، مسافرم می‌گفت چقدر عوض شدی یا حتی خواهر لژیونی‌هایم می‌گفتند کنگره‌ای‌تر شدی و این‌ها را مدیون آن پیشنهاد دنوری، کنگره۶۰، آقای مهندس و آموزش‌هایشان و آموزشهای راهنمای سابقم خانم نازنین عزیزم می‌دانم و خیلی برایم ارزشمند است؛ البته کار و راه زیادی پیش رویم است و همه می‌دانیم که رشد یک نمودار سینوسی است و قطعاً همیشه به سمت بالا نیست.

در آخر اینکه کنگره برای من هزینه کرد تا من بیایم و به رهایی و آرامش برسم، من امروز وظیفه خودم می‌دانم در حد خودم سهمی در نجات و رهایی دیگران داشته باشم و این همان مسئولیت‌پذیری است که وادی چهارم به ما آموزش می‌دهد.

عکاس: مرزبان خبری همسفر مرجان
تایپ: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر سعیده (لژیون هشتم)
ارسال: راهنما همسفر سعیده (لژیون هشتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی لویی پاستور

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .