همسفر فریبا به همراه مسافر احسان با آنتیایکس مصرفی شیره وارد جمعیت إحیای انسانی کنگره۶۰ شدند؛ مدت ده ماه و شش روز به روش DST و با داروی OT به راهنمایی همسفر مائده و مسافر اکبر سفر کردند. همسفر فریبا در رشته ورزشی دارت و مسافر ایشان در رشته والیبال فعالیت دارند.
اینک در باب دستورجلسه «وادی چهارم و تأثیر آن روی من» با ایشان گفتگویی انجام دادیم. لطفاً با ما همراه باشید.
.jpg)
لطفاً بفرمایید در وادی چهارم، عبارت «مسئولیت دادن به خداوند؛ یعنی سلب مسئولیت از خویش، چه معنایی دارد» و چرا مانع حرکت میشود؟
در وادی چهارم، یاد میگیریم که خداوند به ما اختیار داده است. اگر ما مسئولیت تلاش کردن، تصمیم گرفتن و قدم برداشتن را از دوش خود برداریم و آن را به خدا بدهیم، در واقع از قدرت خود استفاده نمیکنیم. این کار مثل این است که کسی در یک قایق نشسته باشد، باد هم بوزد؛ اما او بهجای پارو زدن، فقط دعا کند که قایق به ساحل برسد.
خداوند میتواند باد را بفرستد؛ اما اگر ما پارو نزنیم، قایق به مقصد نمیرسد. پس «سلب مسئولیت از خویش» به معنای فرار از عمل و تبدیل شدن به یک تماشاگر در زندگی خود است؛ به جای اینکه قهرمان زندگی خود باشیم.
مهمترین درسی که از وادی چهارم در مسیر درمان اعتیاد آموختهاید چیست و چگونه این آگاهی را به دیگران منتقل میکنید؟
مهمترین درس وادی چهارم برای من این بود که هر کس باید مسئول اعمال خود باشد.؛بزرگترین درس، این است که هیچکس جز خود تو و به کمک نیروی بالاتر، منجی تو نیست. در مسیر اعتیاد، اغلب عادت کردهایم یا از دیگران بخواهیم ما را نجات دهند و یا منتظر باشیم شرایط عوض شود.
وادی چهارم میگوید: مسیر درمان، مسیر مسئولیتپذیری است؛ اما نکته مهمتر اینجاست که چطور این را به دیگران بگوییم؟ اگر ما فقط با زبان بگوییم؛ من مسئول خود هستم، کسی باور نمیکند؛ اما اگر دیگران ببینند که ما در سختیها واکنشهای تند نشان نمیدهیم، در کارها منظم هستیم، وقتی اشتباه میکنیم آن را میپذیریم و بهجای مقصر دانستن دیگران، دنبال راه حل هستیم، آنگاه است که پیام ما منتقل میشود. انتقال پیام، از طریق نمایش تغییر است، نه از طریق حرف زدن.
لطفاً بفرمایید، پس از طی کردن وادی چهارم و آموزش گرفتن از آن، تا چه اندازه مسئولیت کارهای خودتان را پذیرفتهاید؟تجربه خود را در این زمینه بیان کنید؟
پذیرش مسئولیت، به معنای پایان دادن به بازی مقصر دانستن است. تا قبل از قرار گرفتن در این مسیر، شاید همیشه یک نفر یا یک چیزی وجود داشت که تقصیرها را به گردن او بیندازیم برای مثال خانواده من اینطور بودند؛ شرایط اقتصادی بد است، دوستم مرا رها کرد.
پذیرش مسئولیت؛ یعنی وقتی با یک مشکل روبهرو میشویم به جای اینکه دستها را رو به آسمان بگیریم و بگوییم چرا این اتفاق برای من افتاد؟ از خودمان بپرسیم: حال که این اتفاق افتاد، من چه واکنشی میتوانم نشان دهم؟ این یعنی پذیرفتن اینکه من کنترل اتفاقات را ندارم؛ اما کاملاً کنترل واکنشهای خود را دارم و این به این معنا است که پذیرفتن آرامش من، بستگی به تغییر جهان ندارد؛ بلکه بستگی به تغییر من دارد.
به اعتقاد شما، با توجه به وادی چهارم، چه زمانی دعا و نیابش نزد خداوند نتیجهبخش و مؤثر است؟
من یاد گرفتم که دعا و نیایش، ابزاری برای آماده شدن در درون است. قبلاً فکر میکردم دعا؛ یعنی از خدا بخواهم شرایط سخت زندگی من را عوض کند یا مشکلات را از پیش روی من بردارد؛ اما در وادی چهارم فهمیدم دعا زمانی نتیجهبخش خواهد بود که من برای تغییر خود نیایش کنم؛ یعنی دعا میکنم تا قدرت، آرامش و وضوح ذهن خود را بهدست بیاورم تا بتوانم در مواجهه با همان شرایط سخت، انتخابهای درست داشته باشم. در واقع دعا نباید جایگزین عمل ما شود؛ بلکه باید سوخت حرکت ما باشد.
به نظر شما چرا گاهی همسفران، خواسته یا ناخواسته، تمام مسئولیتهای زندگی را بر دوش مسافر میگذارند یا بالعکس و چگونه وادی چهارم به ما میآموزد که همسفر و مسافر هر کدام مسئول اعمال خود هستند؟
این یکی از سختترین بخشهای روابط انسانی است. ما گاهی به خاطر عشق، دلسوزی یا حتی ترس از دیدن رنج دیگری، وارد زندگی او میشویم و میخواهیم جای او تصمیم بگیریم یا مسئولیت کارهای او را انجام دهیم. فکر میکنیم با این کار به او کمک میکنیم؛ اما در واقع جلوی رشد او را میگیریم.
با توجه به مسئله اختیار که در وادی چهارم مطرح شده است؛ چگونه میتوانیم با داشتن اختیار کامل، انتخابی صحیح داشته باشیم؟
من فکر میکنم انتخاب صحیح وقتی ممکن میشود که آگاه باشم و عجولانه تصمیم نگیرم. وقتی احساساتم را کنترل کنم، تفکر کنم، اول مشورت و سپس تصمیم بگیرم، انتخاب من درستتر میشود. وادی چهارم به من آموخت که اختیار به معنای مسئولیت انتخاب است.

لطفاً بفرمایید چه تفاوتی بین توکل به خداوند با واگذاری مسئولیت به خداوند وجود دارد؟
از نظر من توکل؛ یعنی من وظیفه خود را انجام دهم و نتیجه را به خدا بسپارم؛ اما واگذاری مسئولیت یعنی هیچ کاری نکنم و همهچیز را از خدا بخواهم. توکل باعث حرکت میشود ولی واگذاری مسئولیت، باعث توقف است. من آموختم که اول تلاش کنم، سپس به خداوند توکل کنم.
کلام آخر
در پایان، از خداوند متعال سپاسگزارم که در تاریکترین لحظات، مسیر نور را به روی من گشود. از مهندس حسین دژاکام تشکر میکنم که کنگره۶۰ را به مثال خانهای امن برای ما ساختند. از راهنمای خود به عنوان الگویی از صبر و عشق، بینهایت سپاسگزارم. این وادی برای من فراتر از یک مرحله، شروع دوباره زندگی و بازگشت به خویشتن است.
انجام مصاحبه و تایپ: همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر نگار (لژیون بیستوپنجم)
رابط خبری: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر مائده (لژیون بیستوسوم)
عکاس: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
ارسال: همسفر الهام رهجوی راهنما همسر پریسا (لژیون بیستوششم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی شیخبهایی
- تعداد بازدید از این مطلب :
195