مشارکت همسفران لژیون دهم در مورد دستورجلسه: «وادی چهارم (در مسائل حیاتی؛به خداوند سپردن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن) و تأثیر آن روی من»:
همسفر فاطمه:
هر هفتهای که دستورجلسه کنگره۶۰ یکی از وادیها است، در مورد اینکه چه تأثیری روی من دارد، فکر میکنم. قانون پذیرش مسئولیتها، بهدلیل اطلاعات غلط و نادرستی که از قوانین و نیروی مافوق داشتم آزارم میداد، زمانی که قدرت حل مسائل را نداشتم و زندگی برایم سخت میشد و ناامیدی بر من غلبه میکرد، دنبال مقصر میگشتم و میگفتم: خدایا چرا من را به این دنیا فرستادی؟ خدایا چرا هرچی بلا است، سر من نازل میکنی؟ خدایا مگر من چه کردم؛ امّا من بهعنوان یک انسان خودم را نمیشناختم و نمیدانستم خداوند چه نیروهایی را در درونم قرار داده است. وادیها طوری نوشته شدهاند که هر شخصی در هر قسمت از سفر اول یا دوم باشد با هر بار خواندن آنها به مطالب جدیدی دست پیدا میکند. وادی چهارم به من میآموزد که تمام مسئولیت کارها، رفتارها و عملکرد خودم را قبول کنم. ما انسانها، باید بدانیم که اولین و آخرین موجودی هستیم که اختیار کامل داریم. من هستم که میتوانم، راه ارزشی یا ضدارزشی را انتخاب کنم؛ باید مسئولیت مشکلاتمان را حتی به گردن خداوند نیندازیم و سعی کنیم مرز بین خود و خداوند را مشخص کنیم و بدانیم همیشه مسئولیت دو طرفه است. در ادامه سفر، هر قدر که به خواستههای معقول نفس توجه کنیم و به اهمیت آنها پی ببریم به تدریج اعتماد به نفس لازم را بهدست خواهیم آورد و حرکتهای بعدی را با انگیزهای بیشتر و قویتر آغاز میکنیم و زیبایی زندگی و تنوع آن را تجربه میکنیم. هر قدر که در صلح و دوستی باشم، دیگران نیز نسبت به من همین حس را خواهند داشت. در نهایت باید بدانم که انسان با داشتن اختیار و پذیرش مسئولیت حیات خودش، میتواند بهتدریج به بالاترین نقطه تکامل مادی و معنوی رسد.
.jpg)
همسفر سمیه:
در مورد وادی چهارم باید بگویم: خودم را شناختم که با قدرت اختیاری که خداوند برای من قرار داده است؛ چهقدر قدرتمند هستم و برای بهرهمندی از این قدرت باید اول خودم و خواستههایم را بشناسم. تا قبل از کنگره۶۰ تمام مسئولیت کارهای خوب و بد خود را در اختیار خداوند قرار داده بودم. هرچه خوب پیش میآمد میگفتم: خودم انجام دادهام و هرچه بد پیش میآمد، میگفتم: این تقدیر است و خداوند برای من رقم زده است. با ورودم به کنگره۶۰ و آموزشهایی که گرفتم، متوجه شدم که چهقدر میتوانم در سرنوشت خودم دخیل باشم. جدای از تقدیر و فرمان الهی خواستههای من خیلی میتوانست در انتخابهایم موثر باشد؛ وقتی فهمیدم آنچه از قبل کاشتهام، امروز درو میکنم و این درخت حنظلی که کاشتهام و میوهاش به تلخی زهر است و من را آزار میدهد را میتوانم از ریشه برکنم و درختی بکارم که میوههای خوب، آبدار و شیرین داشته باشد، برای همین شروع به آموزش گرفتن کردم که بتوانم از درون خودم تزکیه و پالایش انجام دهم. فهمیدم که در کارها میتوانم از خداوند و نیروی الهی کمک و یاری بگیرم؛ امّا این نیرو فقط قرار است به من کمک کند تا مسیر برای من آسانتر شود. از زمانی که مسیر صراطمستقیم را شناختم، باور و اعتقادم به قدرت مطلق و یاری او بیشتر شده است و دلگرمتر هستم؛ امّا با توجه به قدرت اختیارم میتوانم در هر لحظه برای مسائل و مشکلات خودم یک راهکار انتخاب کنم و با اطمینان به یاری خداوند در این راه، دلگرمتر و کوشاتر حرکت میکنم. این اطمینان در هر لحظه با من است و به من نیرویی میدهد که قابل وصف نیست. خداوند را شاکرم که من را با کنگره۶۰ و این نگرش آشنا کرد.
رابط خبری: راهنما همسفر زهره (لژیون دهم)
ویرایش: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پانزدهم) دبیر اول سایت
ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پانزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کوروش آذرپور
- تعداد بازدید از این مطلب :
45