چرا در کنگره ما جهانبینی را آموزش میبینیم؟! جهانبینی یعنی دیدن جهان، یا چگونه دیدن جهان؛ یعنی جهان را با تفکر و اندیشه یا دید ۳۶۰ درجه ببینیم، یا از دید خود یا همان «سوراخ کلید» ببینیم. گاهی یک مشکل آنقدر زندگی ما را تحتالشعاع قرار میدهد که زندگی و خواستهها و مشکلات دیگری که داشتهایم را به کل فراموش میکنیم و فقط روی همان مشکل متمرکز میشویم؛ در نتیجه آموزشها و مسائل دیگر معنی خود را از دست میدهند. مانند کسانی که با مشکل اعتیاد وارد کنگره میشوند؛ آنقدر این مشکل برای آنها سخت و رنجآور شده که به هیچ چیز دیگری فکر هم نمیکنند و هنگامی که آموزشهای جهانبینی برای آنها تدریس میشود، با خود میگویند که این حرفها به چه درد ما میخورد! ما فقط میخواهیم مشکل اعتیاد درمان شود. در حالی که نمیدانیم تمام مشکلات من، از جمله اعتیاد، به خاطر ندانستن و بلد نبودن جهانبینی است که همان علم درست زندگی کردن میباشد.
با آموزش جهانبینی ما یاد میگیریم زندگی را از چه دریچهای نگاه کنیم؛ از دریچهی ناامیدی، منفی و سیاهی، یا دریچهی مثبتنگری و امیدواری. که اگر ما زندگی را با دید مثبت نگاه کنیم، خیلی از مسائل و مشکلات برای ما تغییر میکند و آسان و قابلحل میشود. در واقع آموزشهای کنگره دو مطلب مهم را به ما آموزش میدهد: ۱. خوبی، خوب است و بدی، بد است؛ ۲. در زندگی خوبی و بدی با هم است، زیرا دنیا بر پایه اضداد بنا شده و این اضداد هستند که باعث چرخش زندگی میشوند. با آموزش جهانبینی ما یاد میگیریم که به مسائل با دید ۳۶۰ درجه نگاه کنیم. اینگونه راحتتر میتوانیم مشکلات خود را حل کنیم، زیرا با این دید متوجه میشویم ۹۰ درصد مشکلات مربوط به خود ما است؛ چون درست فکر نکردهایم، بررسی نکردهایم و تصمیمات غلط گرفتهایم. پس یاد میگیریم که کلید حل تمام مشکلات دست خود ما است؛ اما وقتی بدون آموزش و از سوراخ کلید به مسائل و مشکلات نگاه میکنیم، همه را مقصر مشکلات خود میپنداریم. بنابراین هرچه تلاش و تفکر میکنیم به نتیجهای نمیرسیم و گاهی به خاطر منیت، حتی از سوال کردن هم امتناع میکنیم.
اما باید بدانیم چیزی که ما را وادار به تفکر میکند، نیروی آگاه ما است. نیروی آگاه، الهاماتی است که از سمت نیروهای مثبت درون به ما میشود. هرچه در امورات جاریه یعنی کارهای روزمره مثل صبح زود بیدار شدن، سر موقع و زود خوابیدن، درس خواندن و... ما موفقیت بیشتری کسب کنیم، انرژی ما بالاتر میرود، حس ما بهتر میشود و این الهامات را بیشتر دریافت میکنیم. در این سیدی به شعر زیبای حافظ اشاره میکند: «با دوستان مروت، با دشمنان مدارا» با دشمن مدارا کردن درست است؛ گاهی در مورد یک موضوع یا مسالهای قدرت داری که با دشمن روبرو بشوی ولی آن موضوع ارزش جنگیدن ندارد و تو مدارا میکنی. اما گاهی حق با تو است و باید بجنگی و حقت را بگیری، اما تو از روی ترس مدارا میکنی؛ اینجا مدارا معنی ندارد و اشتباه است. باید با دشمن بجنگیم و حق خود را از او بگیریم.
گاهی ما برای رسیدن به خواستههای خود هیچ تلاشی نمیکنیم و فقط به همه میگوییم «التماس دعا». دعا کردن چیز بسیار خوبی است، اما وقتی دعا مستجاب میشود که در جهت خواسته خود تلاش کنیم و مشکلات و مسائلی که سر راه رسیدن به هدف ما وجود دارد را حل نماییم. آنگاه متوجه خواهیم شد که چقدر قدرتمند و توانا هستیم. پس مشکلات همیشه وجود دارند؛ هیچگاه نباید ناامید بشویم و از خواسته و هدف خود کوتاه بیاییم. باید از زمانی که در این بُعد در اختیار ما گذاشته شده، حداکثر استفاده را ببریم. همچنین در مسیر حل مشکلات، ایمان به خدا باعث میشود ما با ذهنی قویتر به مسائل بپردازیم، زیرا ایمان به خدا در انسان قوت قلب به وجود میآورد. نماز و دعا از عبادتهای کلاسیک خوانده میشوند؛ این مدل عبادات خوب است، اما کسی که ایمان قوی دارد همیشه در حال خدمت به خلق است؛ خدمت به خلق شکل کاملتری از عبادت میباشد و گرههای بسیاری را از خود ما هم باز میکند.
ما با ایمانی قوی و کامل در حل مشکلات خود میکوشیم. تلاش برای حل مشکلات باعث رشد و بزرگ شدن ما میشود و درهای بسته بسیاری را برای ما باز خواهد نمود. هنگامی که تلاش میکنیم مشکلی را حل کنیم، اگر مشکل دیگری به وجود آمد، باید آرام باشیم و ناامید نشویم و با اراده بیشتر تلاش کنیم تا همه مشکلات را حل نماییم. اگر مشکل سخت بود و به نتیجه نرسیدیم، باید راههای دیگر را برای حل مشکل خود پیدا کنیم؛ یعنی هیچگاه در برابر مشکل تسلیم نمیشویم و حتماً راهی پیدا خواهیم نمود. در دین ما گفته میشود هنگامی که امام زمان ظهور میکند، ۳۱۳ نفر یاران امام زمان کنار او هستند و ایشان را یاری میکنند تا همه چیز را درست کنند. در مکاتب مختلف این اندیشه و افکار نیز وجود دارد؛ گفته میشود مربیان حق ۳۰۰ نفر هستند که: ۴۰ نفر از آنها «ابدال» به معنای تغییر و تبدبل یافتگان (کسانی که از مراحلی عبور کرده و تغییر و تحول یافتهاند مانند کسانی که از بند اعتیاد یا هر ضدارزشی آزاد و به انسانی رها تبدیل شدهاند)، ۷ نفر «اوتاد» به معنای میخ، ۵ نفر «نقبا» به معنی نخبه، ۳ نفر «مختار» و یک نفر «غوث» میباشند که همه زنده هستند و هر کس از ایشان جهان خاکی را ترک کند، طبق شرایط خاص، یک نفر دیگر با تمام ویژگیهای او جایگزین میشود.
همچنین بنا بر وضع زمان، تغییر و تبدیل، در هر جسم کروی شکل یک محور وجود دارد. یعنی در جهان خاکی که ما زندگی میکنیم همه از یک محور فرمان میگیریم و جهت حرکت ما تعیین میشود. حال اگر ما به سمت ضد ارزشها حرکت کنیم (یعنی به طرف مسائل منفی برویم) به جهنم میرسیم که جهنم تمثیل همان در رنج و سختی بودن و مشکلات ما است؛ اما اگر به سمت درست حرکت کنیم به بهشت میرسیم و بهشت تمثیل آسایش و آرامشی است که ما تجربه میکنیم. این محور گاهی یک نفر است و گاهی به صورت گروهی عمل میکنند، مانند مرزبانان در کنگره ۶۰ که یک محور گروهی هستند و کنگره را اداره میکنند. همچنین محور گاهی با چندین حلقهی دیگر (جهانهای دیگر) در ارتباط میباشد و مسائل و فرمانها را از چندین جهان دیگر دریافت و منتقل میکند.
در سیستم الهی، این حلقهها، مربیان حق و محورها وجود دارند و کار خود را به درستی انجام میدهند. در نتیجه جهانها با یکدیگر در ارتباط هستند و مرگ پایان زندگی نیست؛ و انسان زمانی میتواند پیشرفت کند که از مراحل و حلقههای بالاتر به او در قالب القا و الهام کمک شود، در غیر این صورت یک قدم هم نمیتواند بردارد. خداراشکر که در مسیر آموزشها محوری داریم که با اقتدا به او میتوانیم آنقدر تغییر کرده که از انسانی که غوطه ور در تمامی ضدارزشها است، به مربیان الهی تبدیل و ترخیص شویم؛ مشروط به آنکه خود را طلب کنیم و خواستهی قوی داشته باشیم و در جهت آن تلاش کنیم و ناامید نشویم.
منبع سیدی: درب دیگر
رابط خبری:راهنما همسفر الهه(لژیون پنجم)
نویسنده: راهنما همسفر الهه(لژیون پنجم)
ارسال:راهنمای تازهواردین همسفر زهرا.ا رهجوی راهنما همسفر مهتاب نگهبان سایت
نمایندگی همسفران خمین
- تعداد بازدید از این مطلب :
84