English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده- من مالک آن چیزی هستم که می‌بخشم

گروه خانواده- من مالک آن چیزی هستم که می‌بخشم

اگر بنایی آباد باشد، اما ساکنین آن خراب باشند، بنا کم‌کم رو به نابودی و خرابی می‌رود؛ اما ساکنین آباد در بناهای خراب و ویرانه‌ها می‌توانند آن‌ها را احیاء نمایند. من وقتی وارد کنگره ۶۰ شدم، هیچ‌گونه اطلاعاتی در مورد لژیون سردار نداشتم. یک روز که به شعبه آمدم، دیدم جلسه‌ای تشکیل شده و تعدادی از همسفرها روی صندلی، گرد هم نشسته‌اند. کنجکاو شدم و سؤال کردم که این جلسه برای چه چیزی است؟ یکی از همسفرها من را راهنمایی کرد و به من گفت این جلسه مربوط به لژیون سردار است و کسانی که عضو هستند، در این جلسه شرکت می‌کنند. گفتم: «من هم می‌توانم شرکت کنم؟» گفتند: «الان به عنوان مهمان می‌توانی سر جلسه بنشینی؛ ولی بعداً باید عضو لژیون سردار شوی.»

وقتی مشارکت همسفرها را گوش کردم، متوجه شدم آن روز حس و حال خوبی از مشارکت‌ها گرفتم. همه‌ی همسفرها از تجربه خودشان، از زمانی که عضو لژیون سردار شدند، صحبت می‌کردند که وضع مالی خوبی نداشتند؛ ولی با پس‌انداز کردن توانستند عضو لژیون سردار شوند و قدم کوچکی در این مسیر بردارند. مشارکت همسفرها خیلی روی من تأثیر گذاشت و از همان‌جا بود که تصمیم گرفتم، من هم در جشن گلریزان شرکت کنم و از خدا خواستم تا این توانایی را به من بدهد تا بتوانم عضو کوچکی در لژیون سردار باشم. متوجه شدم که بخشنده بودن، بیش از آنکه توانایی مالی بخواهد، قلب بزرگ می‌خواهد و قدرت بخشش از داشتن مال مهم‌تر است. من مالک آن چیزی هستم که می‌بخشم و بخشندگی باید از صمیم قلب باشد، حتی اگر کم باشد.

اگر بخواهم از تجربه خودم بگویم، من برای اولین بار وقتی می‌خواستم عضو لژیون سردار بشوم، ترس این را داشتم که شاید نتوانم به‌موقع این مبلغ را پرداخت کنم؛ ولی یک نیرو از درونم به من امید می‌داد که نترس و حرکت کن، خدا هم کمکت می‌کند. همین‌طور هم شد. وقتی این مسئله را با مسافرم در میان گذاشتم، گفت: «اشکال ندارد، خودم هم می‌خواهم عضو لژیون سردار بشوم.» از شنیدن این خبر خیلی خوشحال شدم، به‌طوری‌که اشک ذوق از چشمانم جاری شد. به مسافرم گفتم: «من که خودم خانه‌دارم و هیچ درآمدی ندارم، آیا به‌نظرت ما می‌توانیم هر دو سردار شویم؟» مسافرم گفت: «تصمیم گرفته ام به نیت لژیون سردار اسنپ کار کنم و هر روز هرچه کار کردم، برای لژیون سردار کنار بگذارم.» همین‌طور هم شد. من هم با پس‌انداز کردن عضو لژیون شدم.

واقعاً حس و حال خوبی دارم. من در لژیون سردار بخشش را یاد گرفتم و بخشیدن باعث حال خوب من شد. خدا را سپاسگزارم که این فرصت را به من داد تا بتوانم برای دومین بار عضو لژیون سردار باشم. امیدوارم که بتوانم این راه را ادامه بدهم و عضو کوچکی در لژیون باشم. دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما بکاریم تا دیگران بخورند.

نویسنده: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
ویرایش: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول) دبیر سایت
ارسال: همسفر زهرا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پاسارگاد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .