جلسه دوم از دوره شانزدهم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی میرداماد به استادی دنور همسفر نسیم، نگهبانی دنور همسفر مریم و دبیری دنور همسفر مریم با دستور جلسه «وادی چهارم و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۱ تیرماه ساعت ۱۴:۴۵ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
دستور جلسه امروز وادی چهارم و تأثیر آن روی من هست. در مسائل حیاتی به خداوند مسولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن میباشد. در کنگره۶۰ درمان قطعی اعتیاد وقتی اتفاق میافتد که سه ضلع مثلث درمان یعنی جسم، روان و جهانبینی به یک اندازه رشد کنند و به تعادل برسند. ضلع جهانبینی این مثلث بار سنگینی را در درمان اعتیاد بر عهده دارد، تمام آموزشها و نوشتارها در تغییر جهانبینی نقش اساسی دارند و وادیها در این زمینه جایگاه ویژهای دارند.
وادیها راه و روش درست زندگی کردن را به ما میآموزد که چگونه زندگی سالم و روان با کمترین چالش را داشته باشیم. وادی اول جایگاه تفکر و درست فکر کردن را به ما میآموزد، وادی دوم پوچی و ناامیدی را که از عوامل بازدارنده محسوب میشود از بین میبرد.
وادی سوم هیچ کس به اندازه خودمان به فکرمان نیست؛ پس منتظر کمک دیگران نباشیم این بار خودمان باید به تنهایی حمل کنیم و سپس بر زمین بگذاریم، دقیقاً همین جاست که با خود فکر میکنیم که کسی به ما کمک نمیکند؛ پس به سراغ خداوند برویم تا مشکلات ما را حل کند.
در اینجا وادی چهارم مطرح میشود که در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن، اگر من امروز دچار مشکلات هستم به دلیل جهل و نادانی و خروج من از صراط مستقیم است؛ بنابراین خودم باید آنها را حل کنم و نباید گردن خداوند بیندازم.
مسئولیتها دو طرفه است بین والدین و فرزندان، استاد و شاگرد، من و گنگره، انسان و قدرت مطلق. من در سال ۱۴۰۱ دچار بیماری صعبالعلاج شدم و سلامتی خود را مدیون کنگره و آموزشهای جهانبینی هستم، حتی خود من اطرافیانم را آرام میکردم حالا من باید در حد توانم در پرداخت هزینههای کنگره شریک باشم با عضو شدن در لژیون سردار، دنور، پهلوان و حمایت از سبد قانون ۱۱ کاری کنم که چراغ کنگره روشن بماند، اگر هنوز اذن رهایی مسافرم از طرف خداوند صادر نشده حداقل میتوانم سهم کوچکی در رهایی دیگران داشته باشم.
خداوند همه مسئولیتش را در برابر بندگانش به نحو احسن انجام داده است با معجزه زندگی و هستی، همانطور که در کتاب ادموند و هلیا آمده خداوند بهای سنگین و انرژی زیادی صرف خلقت ما کرده؛ ولی من نسیم این انرژیها را به باتلاق میریزم و همیشه طلب کار خداوند هستم و میخواهم بدون تلاش خودم، خداوند مشکلات من را حل کند خداوند را استغفرالله با غول چراغ جادو اشتباه میگیریم و انگار خداوند فرمانبردار بنده هستند.
در کنگره یاد گرفتم که همه مشکلاتم را با جان و دل بپذیرم که اصل رهایی پذیرش است، دقیقاً مثل یک مصرفکننده مواد مخدر که اگر سختیها را پذیرفت و حرکت کرد، آنگاه نوبت به شعبدهبازی عجیب هستی و خلقت میرسد و آن روز مشمول رحمت خداوند میشود و مثلث خواست، فرمان و تقدیر برای درمان او کامل میشود.
به هر حال من نسیم باید بدانم که بایستی فقط روی وجود خودم، تفکر و اندیشه خودم، تلاش و آموزش خودم حساب کنم، اگر تکلیف و وظیفهام را انجام دادم، قدرت مطلق با نیروهای مافوق به کمکم میآیند، البته دستهای آسمانی فقط القا افکار میکنند و بقيه کارها و مسئولیتها به عهده خودمان است، اگر مسئولیتی به عهده خداوند بگذاریم در حقیقت فرار از مسئولیت است و باید این را هم بدانیم که در مسیر زندگی و رسیدن به خواستهها دعا و راز و نیاز نیایش موقعی تأثیر گذار است که در مسیر ارزشها و صراط مستقیم حرکت کنیم و از فرامین خداوند پیروی کنیم و تلاش خودمان را بکنیم.
هر کسی قدرت مطلق را بشناسد در صلح به سر میبرد و آرامش نسبی برخوردار است، هر قدر بیشتر این نیرو را بشناسیم همان میزان تغییرات بزرگی در جهت مثبت در زندگی ما ایجاد میکند، بار شناخت خداوند باید ابتدا خودمان را بشناسیم به عبارتی از خود شناسی به خدا شناسی برسیم.
کسی که در مرحله نفس اماره است، حسابگرانه عمل میکند و فقط میخواهد به هر قیمتی که شده به خواستهاش برسد، مثل دزدی که فقط میخواهد فلان مقدار طلا را داشته باشد و آن را از راه دزدی بدست میآورد، در ابتدا خوشی است؛ ولی در نهایت بدبختی و زندان است؛ چون میخواهد از کوتاهترین راه به خواسته خود برسد، البته در پیام بهترین راه هست و در سیدی محرم هم آقای دکتر امین تأکید میکنند که بهترین راه، کوتاهترین راه نیست، بلکه راهی است که با کمترین تلفات و کمترین آسیب به جواب یا خواسته خود برسیم.
انسانی که مراحل نفس را با تزکیه و پالایش و دانایی بگذراند وارد دروازههای نفس مطمئنه میشوند و معمولاً کار غیر معقول انجام نمیدهد این مرحله جایی هست که کن فیکون یا شو شود اتفاق میافتد و نتیجه این که هدف خداوند از این که ما را به پایینترین نقطه خلقت رسانده این است که انسان با داشتن اختیار و پذیرش مسئولیت حیات خویش، خودش را به بالاترین نقطه تکامل همراه با صلح و آرامش برساند، یعنی به فرمان عقل نزدیک شود و بداند که اگر در جهت خواست منطقی و عقلانی خود قدم بردارد، هر وقت قدرت مطلق را صدا بزند، خداوند او را یاری خواهد داد و اگر در خلاف مسیر حرکت کند ارتباطش با مبدأ قطع خواهد شد.


.jpg)
.jpg)
تایپست: همسفر زهرا رهجو راهنما همسفر فاطیما (لژیون بیست و ششم)
عکاس: همسفر منیره رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون نهم)
ویراستاری: همسفر فاطمه رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم) نگهبان سایت
ارسال: همسفر سمیه رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون سوم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی میرداماد اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
834