هشتمین جلسه از دوره دوم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی لامرد، با استادی مسافر محمود، نگهبانی مسافر رضا و دبیری مسافر غلامرضا، با دستور جلسه «وادی چهارم و تأثیر آن روی من»، روز یکشنبه ۳۱ خردادماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۶ برگزار شد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، محمود هستم، یک مسافر.
خداوند را شاکرم که بار دیگر توفیق حضور در کنگره ۶۰ و جمع شما عزیزان را نصیبم کرد. از جناب مهندس و خانواده محترمشان که چنین بستر امن و ارزشمندی را برای من فراهم کردند تا به درمان برسم سپاسگزارم.
از تمامی راهنمایان ، بهویژه راهنمای خود،ایجنت، لژیون مرزبانی و تمامی خدمتگزاران نمایندگی که با عشق و مسئولیتپذیری، شرایط لازم را برای بهرهمندی من از آموزشهای کنگره فراهم میکنند، قدردانی می کنم.
من نیز مانند بسیاری از شما، زمانی که وارد کنگره شدم به گرمی استقباال شده و احساس آرامش داشتم، در روزهای نخست، شناخت دقیقی از محیط نداشتم. بااینحال، صحبتهای راهنمای تازه واردین هنوز در گوشم طنینانداز است؛ که به من گفتند: «تو در اینجا فقط با راهنما سروکار داری؛ گوش و چشمت باید فقط به راهنما باشد.».
ممکن است در اوایل سفر، صحبتهای راهنما را بشنوم اما زمانی که نوبت به عمل میرسد، در ذهن خود دچار تردید شوم. بهجای اینکه برنامهها و دستورها را اجرا کنم، ناخواسته تفکرات دیگری به سراغم بیاید.
علت این موضوع، حداقل برای من، این بود که هنوز آموزش کافی نگرفته بودم.
پس از 1 الی 2 ماه با کمک راهنما، به خودم آمدم و سعی کردم آموزشهای کنگره را جدی بگیرم و آنها را بهصورت عملی به کار ببندم و سفرم را بهدرستی انجام دهم. بهمرور، احساس کردم تشنه یادگیری هستم. تازه متوجه شدم که هیچ نمیدانم و باید چیزهای زیادی بیاموزم. در آموزشها و سخنان جناب مهندس غرق شده بودم، فقط آموزشها به من انرژی میداد و از آموزشها نیرو میگرفتم. اکنون خدا را شکر می کنم که حال خوبی دارم و اینها را همه مدیون کنگره ۶۰ و راهنمای خود هستم. امیدوارم همه دوستان سفر خوبی را تجربه کنند.
.jpg)
اما در ارتباط با دستور جلسه؛ << در مسائل حیاتی مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن.>> همه وادیها در کنگره ۶۰ اهمیت خاص خود را دارند و هیچ مطلبی در کنگره بدون دلیل مطرح نشده است.
به نظر من، یکی از دلایلی که مصرفکننده شدم و با وجود خستگی و رنج فراوان حاضر نبودم خود را درمان کنم، این بود که مسئولیت خود را نپذیرفته بودم. سختیهای زیادی را در زندگی متحمل می شدم اما به دلیل جهل و ناآگاهی حاضر نبودم نقش و مسئولیت خود را بپذیریم.
این وادی راه های گریز را می بندد و به من آموزش می دهد که نقش اول بر عهده خودم است. نباید مسئولیت خود را به گردن دیگران یا حتی خداوند بیندازم. اساس کنگره ۶۰ بر حرکت و عمل استوار می باشد. من باید حرکت و تلاش کنم تا به آگاهی و نتیجه مطلوب برسم.
جناب مهندس میفرمایند: خداوند برای این جهان سیستمی قرار داده است که به صورت خودکار و بر اساس تلاش و مسئولیت پذیری، عدالت را اجرا می کند. در این سیستم اگر حرکت در مسیر ارزشها باشد، القا، احیا و نیروهای مثبت به ما کمک خواهند کرد؛ همانگونه که امروز با اذن خداوند بر این صندلی نشستهایم. اما اگر حرکت در جهت ضد ارزشها باشد، در آن مسیر نیز القا و احیا وجود دارد، اما از نوع منفی.
بنابراین، اختیار انسان محترم شمرده شده است و هر کس باید مسئولیت زندگی و اعمال خود را بپذیرد.
از اینکه به صحبت های من گوش دادید از همه شما سپاسگزارم.
.jpg)
نگارش:مسافر غلامرضا (لژیون اول)
عکس:مسافر اصغر (لژیون دوم)
ویرایش و تنظیم: همسفر علی(لژیون دوم)
ارسال:مسافر محمود(لژیون سوم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
70