هفتمین جلسه از دوره نوزدهم سری کارگاههای خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی بنیان مشهد به نگهبانی مسافر نوید، استادی اسیستانت دیدهبان مسافر محسن و دبیری مسافر مهدی، با دستور جلسه «وادی چهارم و تأثیر آن روی من» یکشنبه مورخه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ ساعت هفده آغاز شد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محسن هستم یک مسافر؛ خداوند را شاکرم که امروز را روزی من قرار داد که در جمع پر مهر شما عزیزان باشم. شعبه بنیان خاطرات بسیار خوشی را برای من تداعی میکند. باید دانست تنها وادی که باید را از اول بیان میکند و عنوان میکند که راهی جز این نیست وادی چهارم است. باید بدانید که اگر قرار است اتفاقی بیفتد و تغییری انجام بشود تو هستی که تغییر را باید انجام داده و مسئولیت کارت را به عهده گرفته، به دیگران و خداوند واگذار نکنی. در این وادی یک تغییر نگاه برای من مسافر در درمان اعتیاد جسم، روان و جهانبینی اتفاق میافتد. اگر جهانبینی برای من بهعنوان یک مسافر سفر دوم اتفاق نمیافتاد قطعاً من حالم خوب نبود شاید قطع مصرف میشدم؛ ولی حالی که الان دارم و در لحظهای که هستم، به علت تغییر جهانبینی خداوند را شاکرم. عنوان دستور جلسه که میگوید برداشت تو از این وادی چه هست من یک نکته کلیدی را یاد گرفتم که توقع نباید داشته باشم چرا که بسیار در زندگی از من انرژی میگیرد. همیشه اتفاقات بد زندگی را به گردن دیگران میانداختم این مرام یک مصرفکننده است.

همیشه در مسائل زندگی و مشکلات خانوادگی تقصیر را به روی دوش خانواده میانداختم. یک آدم طلبکار و متوقع بودم. از دیگران توقع داشتم که کارهای من را انجام دهند. توقعات خارج از عرف داشتم و همیشه خودم را بهعنوان یک انسان مظلوم جلوه میدادم این اتفاق باعث میشد که از من انرژی بگیرد و در طول روز باید انرژی خیلی زیادی را صرف میکردم. فکرهای منفی که چرا اینطوری شد دیگران را مقصر بدانم و قضاوتشان کنم. از خانواده، همسرم، فرزندم و اطرافیان خشمگین میشدم. از این وادی یاد گرفتم از کسی توقع نداشته باشم مسئولیت کم و کاستیهای زندگی خودم را قبول کنم. من اگر مصرفکننده هستم مقصر خودم بودم، اگر تخریب در مصرف مخدر ایجاد شده مقصر خودم بودم .
زمانی که وارد کنگره ۶۰ شدم متوجه شدم من مادهای استفاده میکردم که باعث ازکارافتادن سیستم ایکس بدنم شده وبا درمان یک سری اتفاقات ریشهای در بدنم خواهد افتاد که باعث راهاندازی این سیستم میگردد. کمکم مسئله برای من حل شد، قرار است که درمان بشوم پس درمان میشوم. یکقدم جلوتر آمدم فهمیدم که اگر در شرایط خوبی نیستم و شرایط مالی، اجتماعی و خانوادگی خوبی ندارم خودم مقصر هستم وقتی که متوجه شدم خودم مقصر هستم نصف راه را رفتم و انرژی و حس بدی که به دیگران منتقل میکردم متوقف شد. دوربینم را به سمت خودم گرفتم. خودم را مسئول دانستم و برای ارتقای خودم تلاش کردم. در لژیونها بعضی مسافران بیان میکنند اگر من درمان نشوم مقصر راهنما است، پس در وادی چهار گیرکردهاند و مسئولیت درمان خود را گردن دیگران می اندازند. مسئولیتپذیری در درمان و سفر اول باعث میشود به رهایی برسید من اگر مسئولیت را به کسی بدهم و مسئولیتپذیر باشد و کار را درست انجام بدهد در نظر من آن شخص ارتقا پیدا میکند. در هستی هم دقیقاً همین اتفاق میافتد اگر من در سفر اول آموزش بگیرم و مسئولیت کار خودم را خودم قبول کنم و گردن دیگران نیندازم و دیگران را مقصر نکنم، دیگر انرژی منفی به اطراف نمیدهم، اطرافیانم میفهمند که من تغیر کردهام. قبلاً محسن یک آدم طلبکار و پرتوقع بود از همه طلب داشت؛ ولی حس و حال محسن تغییر کرده است. در دو سه ماه اول سفر وقتی درونت آرام میشود چهره شما هم فرق میکند. درون تو با بیرون تو کاملاً رابطه مستقیم دارد. قرار نیست خودت را مقصر بدانی. بذری را کاشتم که الان باید درو کنم مگر میشود گندم بکارم؛ ولی جو برداشت کنم. مگر میشود من مصرف کردم و کار ضدارزش را انجام دادم؛ ولی امروز زندگی خوبی داشته باشم. مسئولیت کارت را باید قبول کنی، اگر قبول کردی در ارتقا و رشد به خودت کمک میکنی. یکی از تصاویر کتاب ۶۰ درجه برف و لغزندگی و دمای ۶۰ درجه زیر صفر را میبینیم در مسیر سفر اول لغزندگی باعث میشد که به دره پرت بشویم و باعث آسیب میشد. همین لغزندگی در یکی از تصاویر دیگر شخصی را نشان میدهد که با تجهیزات اسکی میکند و لذت میبرد. در ذهنم موج دریا را در نظر گرفتم که انسانها را غرق میکند هر چه موجها بلندتر باشد خطرش بیشتر است، اما کسانی که موجسوارند و آموزشدیدهاند هرچه ارتفاع موج بیشتر باشد هیجان بیشتری در موجسواری تجربه میکنند. چقدر متفاوت است این دقیقاً نقطه عطفی است که به نظر من در درمان و وادی چهارم ایجاد میشود. در جهانبینی کنگره ۶۰ میگوید تو مقصری، تو مصرف کردی و به فرزندان، همسر، جسم و روانت آسیب زدی پس باید مسئولیت خودت را قبول کنی و برای ارتقا و رشد خودت کاری انجام بدهی. در آموزشها جز نظم، ترتیب و تغییر نگاه در جهانبینی اتفاق نخواهد افتاد. اگر آموزشها را دریافت کنم قطعاً روزبهروز درک، نگاه و احساس من به اطرافم تغییر میکند و قطعاً حس و حالم بهتر خواهد شد و قطعاً سفر بهتر و کاملتری چه در سفر اول چه سفر دوم خواهم داشت .
مرزبان خبری: مسافر وحید
عکس: مسافر سید مهدی
نگارش: مسافر محسن
ویرایش و ارسال: مسافر عباس
- تعداد بازدید از این مطلب :
101