جلسه دوم از دوره دوم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی ورامین با استادی راهنمای محترم مسافر مصطفی و نگهبانی مسافر حمید و دبیری مسافر سعید با دستور جلسه «وادی چهارم و تأثیر آن روی من » شنبه ۳۰خرداد ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مصطفی هستم یک مسافر
خدا را شاکرم که امروز به من اجازه داده شد تا خدمت کنم و آموزش بگیرم. از خدمتگزاران نمایندگی ورامین تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند.
دستور جلسه وادی چهارم که در مورد سلب مسئولیت در مسائل حیاتی است. وقتی میخواهیم به وادی چهارم فکر کنیم باید به پلههای قبلی، یعنی وادی اول، وادی دوم و وادی سوم و بعد به وادی چهارم فکر کنیم. ما در وادی اول آموختیم که تفکر معمار ساختار است و بایدها و نبایدهای جهان ذهن ما را مشخص میکند. در وادی دوم نیروی حمایت کنندهی تفکر که امیدواری است به ما آموزش داده شد. این وادی به ما میگوید: که باید خودت را در هستی حساب کنی. در وادی سوم معنی و مفهوم تفکر مشخص میشود. در وادی چهارم تفکر جایگاه خودش را پیدا میکند.
ما در بعضی مواقع در جهان تفکر خودمان، کاری را که مسئولیتش تماماً بر عهده خودمان است را به دیگران واگذار میکنیم، به عنوان مثال؛ ما اگر میخواهیم خانه بخریم میگوییم: خواهرم هست، برادرم هست اما وقتی وارد کار میشویم متوجه میشویم که این اتفاق نمیافتد و در آن زمان به دلیل اینکه شخص مسئولیت خودش را قبول نکرده و درک نکرده است، درونش باعث ناامیدی میشود. این وادی به من میآموزد که مسئولیت کار من با خودم است و من نباید دنبال این باشم که دیگران حتماً به من کمک کنند. من اگر میخواهم به درمان برسم خودم باید سر جلسه کنگره حضور داشته باشم، خودم باید سیدی بنویسم، من نباید منتظر باشم که دیگران جای من این کارها را انجام بدهند. کسانی که در کنگره مسئولیت پذیری را متوجه شوند از طوفان سهمگین اعتیاد به سلامت عبور میکنند .
ما وقتی مسئول میشویم باید سوالهای خوبی از خودمان بپرسیم تا قدر این جایگاه را بدانیم و اینکه از نظر من انسانهای مسئولیت پذیر به بهشت میروند چون باعث اذیت کسی نمیشوند و کارشان مشخص است و با دیگران کاری ندارند. الآن خیلیها در بازار کار هستند میدانند که فضای بازار خراب است، من در شرایط خوب یک مسئولیتی را قبول کردهام ولی الآن از زیر آن مسئولیت شانه خالی میکنم ، من با این کار به هستی پیام میدهم که برای من مشتری نفرستند چون از پسش بر نمیآیم.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید متشکرم.
- تعداد بازدید از این مطلب :
78