جلسه هفتم از دوره سیویکم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی اروند آبادان به استادی اسیستانت همسفر شهلا، نگهبانی همسفر صدیقه و دبیری همسفر سوسن با دستور جلسه «وادی چهارم و تاثیر آن روی من» روز یکشنبه ۳۱ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpeg)
خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه این هفته وادی چهارم است؛ در مسائل حیاتی مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویش؛ غیر از چهار وادی اول هنوز در مرحله تفکر هستیم؛ من باید فکر کنم، مسئولیت را به چه کسی بدهم؛ بنشینم و بگویم خدایا مشکلاتم را حل کن، از مسائلی که پیش آمده من را نجات بده؟ اگر اعتیاد، چاقی، سیگار یا هر مسئلهای در زندگی من پیش آمده است، خداوند باید من را نجات دهد و من باید مدام از خدا درخواست کمک کنم.
من این جا یاد گرفتم که اینطور نیست؛ باید قدم بردارم، تلاش کنم و در ادامه خداوند، نیروهای الهی و هر چیزی که به آن اعتقاد دارم به کمک من میآیند.
دیروز که ایجنت همسفر زینب برای استادی از من خواستند در این جایگاه حضور داشته باشم، دنبال مطلبی بودم که یک متن خیلی جالب و مرتبط با وادی چهارم بین مطالب پیدا کردم و برایم خیلی جالب بود که چقدر هستی و کائنات و هر چه به آن اعتقاد داریم چگونه یک نکته را به من میفهمانند و من را متوجه میکنند که حواست را بیشتر جمع کن، امیدوارم شما هم دوست داشته باشید؛
زمانی که فقط دستها، رو به آسمان هستند و پاها حرکت نمیکنند، هیچ تغییری رخ نخواهد داد، چرا که در هستی هیچ نیرویی قرار نیست به جای انسان قدم بردارد؛ این جا است که معجزه مسیرش را در زمین پیدا میکند؛ از جایی که انسان، مسئولیت بودن خود را بپذیرد، کل مفهوم وادی چهارم که در این متن آمده فهمیده است.
مهندس در سه سیدی از وادی چهارم صحبت کردهاند که اگر ما در اعتیاد هستیم، اضافه وزن داریم، درگیر مسائل شخصی هستیم، چالشهایی در زندگی برایمان پیش آمده و با آنها دست و پنجه نرم میکنیم، نمیتوانیم بگوییم فقط خداوند.
در وادی سوم هم گفتهاند هیچکس به اندازه خودتان به خودتان فکر نمیکند، باید تلاش کنید، مسئولیت را بپذیرید و شروع به حرکت کنید؛ مرحله جدید را میدانید، اگر کار انجام ندهید مثل قبل از کنگره، هیچ اتفاقی برایمان نمیافتد.
مسافرم مسیر خودش را میرود، سفر میکند، راهنما دارد، دارو میگیرد، در سفر اول ۱۰ تا ۱۱ ماه بگذرد، دارویش قطع میشود و به رهایی میرسد اما من هنوز درگیر مشکلات خودم هستم، هنوز گرههایم را نتوانستهام حل کنم و هنوز درگیر این هستم که چرا باید این اتفاقات برای من بیافتد، چرا من باید درگیر باشم؛ خود را خیلی درگیر چراها نکنیم، جواب خیلی سوالها را قرار نیست پیدا کنیم، قرار است اگر مسئلهای در زندگیمان پیش میآید، اول آن را بپذیریم و بعد حلش کنیم، اینجا میآییم، آموزش میگیریم که بتوانیم فولاد آبدیده شویم و مسائلمان را حل کنیم، قرار نیست بیاییم در جلسات مرتب و منظم بنشینیم، استاد بیاید، صحبت کند بعد هم برویم؛ سر لژیون هم بنشینیم، راهنما و هم لژیونیها صحبت کنند و بعد هم خداحافظ خداحافظ؛ همه چیز یادمان برود تا هفته بعد که بیاییم سر جلسه بنشینیم.
اگر صحبتی این جا میشود، اگر دستور جلسه وادی چهارم است اگر دستور لژیون سیدی فلان است، من بنشینم و فکر کنم که چه دستاوردی برایم دارد، چه چیزی را میخواهد به من بگوید، آیا من مسئولیت خود را کامل پذیرفتهام، از این مرحله توانستهام رد شوم یا نه هنوز درگیر هستم؟ اگر هنوز درگیر هستم و فکر میکنم دیگران باید به من کمک کنند، اگر فکر میکنم چرا خداوند به من کمک نمیکند و هنوز طلبکار هستم پس هنوز این گره برای من باز نشده است.
در ادامه گره درونی وادی چهارم راجع به هسته خارجی و هسته جسم صحبت کرده است و هسته جسم راجع به صورآشکار و پنهان صحبت میکند؛ صورآشکار همان جسم ما است شامل دست، پا و اعضای بدن که قابل رویت هستند؛ به قول آقای مهندس ما همین را هم نمیتوانیم بگوییم که صددرصد این جسم را میشناسیم؛ چندین هزار سلول در بدن ما در حال فعالیت هستند.
سلول شبیه به یک شهر یا یک کشور است؛ پیچیده و جداگانه است که عظمت آن را نمیتوانیم درک کنیم.
درباره صورپنهان که عقل، ذهن و نفس شامل آن میشود؛ نفس همان چیزی است که تعیین موجودیت میکند؛ اینها مطالبی هستند که در وادی نوشته شده است؛ من قبل از کنگره درگیر نفس اماره بودهام و فکر میکردم که تمام دنیا باید حول محور من بچرخد و هر چیزی که من میخواهم باید اتفاق بیافتد و اگر نمیشد، فکر میکردم بقیه و دنیا دارند به من ظلم میکنند اما خب بعدها فهمیدم که این چنین نیست و این اتفاقات نمیافتد.
در اینجا یاد میگیرم اگر در این موقعیت هستم، درگیر اعتیاد یا هر مسئله دیگری هستم، یک بخش کار به عهده من است و من باید حلش کنم؛ میآیم جلوتر و متوجه میشوم که وقتی وارد نفس لوامه میشوم، مسئولیت را میپذیرم؛ نفس لوامه تماما سرزنشکننده است؛ نفسی که ما را وارد مرحله تفکر میکند، راجع به کاری که انجام دادهایم، فکر کنیم، اینکه درست است یا غلط؛ میخواهم انجامش دهم اما خواستهای که دارم معقول است یا خیر؟ اگر خواسته نامعقول را انجام داده باشم، خودم را سرزنش میکنم؛ یک جاهایی هم اشتباه را انجام میدهم که تجربه به دست آورم، راهنماها اینجا هستند که تجربیاتشان را به ما بگویند، وقتی من میدانم که فلان چیز اشتباه است اما باز میروم و انجامش میدهم یعنی هنوز درگیر نفس اماره هستم و وادی چهارم به نظرم وادی است که ساعتها میشود راجع به آن صحبت کرد.
این وادی فوقالعاده کاربردی است، این که من با چه حسی، چه کاری را انجام دهم چون حس هم شامل صورپنهان است و اگر من میخواهم به خودم و مسافرم کمک کنم، بتوانم مسائل زندگی و خانوادهام را به تعادل برسانم، یک سری چالشهایی که دارم را ازشان رد شوم؛ باید بدانم تا زمانی که مسئولیتهای این کارها را نپذیرم و حرکتی در جهتشان انجام ندهم، شاید سالها بگذرد، من به کنگره بیایم، راهنما شوم، حتی مرزبان و خدمتگزار شوم اما هنوز با مسائل زندگیام درگیر هستم و نمیدانم دلیلش چه چیزی است، هنوز یک سری مسئولیتها را نپذیرفتهام، درست است فرد به رهایی میرسد اما ما در سیدی قیاس استاد امین این را یاد گرفتهایم که اوایل سفر دوم تازه آن مسئله تسخیر شدن برای فرد اتفاق میافتد؛ اینکه فکر کنیم همه چیز تمام شده و الان باید رو به راه باشد در صورتی که این طور نیست، تلاشها باید چند برابر شود.
در سفر دوم، تازه یک سری مسائل برای ما پیش میآید که لازمهاش این بوده است که اعتیاد کنار برود تا این حسها و چشمهای ما بازتر شود و گوشهای ما شنواتر شود تا بتوانیم این مسائل را ببینیم، بشنویم تا برایمان قابل لمس باشد و یک توان جسمی داشته باشیم که بتوانیم آنها را حل کنیم زیرا زمانی که اعتیاد بود، همه مسائلمان حول محور اعتیاد بود و فکر میکردیم که همه مشکلاتی که درگیرش هستیم، مربوط به اعتیاد است اما وقتی که اعتیاد کنار میرود، میبینیم که اعتیاد خیلی چیز خاصی نبوده است، این مشکل بزرگتر است، انگار من باید تمرکز کنم اما وقتی اعتیاد کنار میرود، هر مسئله و مشکلی کنار میرود و تازه آسان و حل میشود؛ به قول آقای مهندس معما چو حل گشت آسان شود؛ وقتی حل میشود، آسان به نظر میآید اما ما را آماده میکنند که به مسائل دیگر بپردازیم.
اگر سختی را پشت سر میگذاریم، این آمادگی را برای چالش و سختی بعدی پیدا میکنیم؛ امیدوارم بتوانیم درکمان را از وادیها مخصوصا وادی چهارم بالا ببریم و بتوانیم آن چیزی که لازم است را برداشت کنیم تا بتوانیم برای سفری که میخواهیم انجام دهیم، آمادهتر باشیم.
.jpeg)
مرزبانان کشیک: همسفر لیلا و مسافر مهرداد
تایپیست: همسفر یاسمین رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر شکریه رهجوی راهنما همسفر مولود (لژیون یازدهم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر فرحناز
همسفران نمایندگی اروند آبادان
- تعداد بازدید از این مطلب :
187