English Version
This Site Is Available In English

در مسائل حیاطی به خداوند مسئولیت دادن، سلب مسئولیت از خویشتن است.

در مسائل حیاطی به خداوند مسئولیت دادن، سلب مسئولیت از خویشتن است.

«به نام خدا»

در مسائل حیاتی، به خداوند مسئولیت سپردن، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن.

سلام دوستان حسن هستم مسافر

دیگر خواسته‌هادر مسائل حیاتی، اینکه همه مسئولیت‌ها را به خداوند بدهیم، نوعی سلب مسئولیت از خودمان است. مسئولیت‌ها باید دوطرفه باشند؛ مثل رابطه استاد و شاگرد. هر مصیبتی که به ما وارد می‌شود، تا حد زیادی نتیجه کارها و انتخاب‌های خود ماست و نباید آن را گردن کسی دیگر بیندازیم و خودمان را حق‌به‌جانب بدانیم. همه این‌ها به این خاطر است که ما هنوز قدرت مطلق را به‌درستی نشناخته‌ایم. خداوند وقتی انسان را آفرید، او را بر سر دو راهی قرار داد تا هر مسیری را که انتخاب می‌کند، پیامد آن را هم بپذیرد. ما باید مسئولیت زندگی خودمان را قبول کنیم و از تلاش و کوشش دست برنداریم. اگر بخواهیم قدرت مطلق را بشناسیم، اول باید خودمان را بشناسیم تا بعد بتوانیم خدا را بشناسیم. باید مرز بین ما و خداوند مشخص باشد و بدانیم چه چیزهایی بر عهده ماست و چه چیزهایی در اختیار خداوند است. تنها چیزی که انسان را به مراحل بالاتر می‌رساند، تزکیه و پالایش است؛ یعنی خودمان را از ضد ارزش‌ها و ناپاکی‌ها پاک کنیم. وقتی می‌گوییم خودشناسی، یعنی انسان اول باید خودش را بشناسد؛ اول جنبه‌های آشکار وجودش را و بعد جنبه‌های پنهان‌تر مثل روح، نفس و عقل را. انسان باید به دنبال جواب هزاران سؤالی باشد که در ذهنش وجود دارد؛ اینکه قبل از تولد کجا بوده و بعد از مرگ کجا می‌رود. باید تا جایی که می‌تواند این مسائل را بشناسد و درباره آن‌ها فکر کند. انسان ذره‌ای از آفرینش حق تعالی است. بعضی از انسان‌ها همه چیز را فقط برای خودشان می‌خواهند؛ رفاه، آسایش، خواب راحت، ماشین خوب و زندگی بی‌دغدغه. اما بعضی دیگر فقط به خودشان فکر نمی‌کنند و از رنج و عذاب مردم هم رنج می‌برند. هستی در جهان‌های مختلف آن‌قدر گسترده و متنوع است که تصورش هم برای ما سخت است و ما فقط بخش کوچکی از آن را لمس کرده‌ایم. وقتی می‌خوابیم، حواس ظاهری ما مثل چشم و گوش از فعالیت عادی بازمی‌ایستند، اما تجربه‌های درونی دیگری برای ما اتفاق می‌افتد که علم هنوز همه آن‌ها را کشف نکرده است. این جسم به صورت امانت در اختیار ما قرار گرفته و ما در آن زندگی می‌کنیم. ما گرداننده کامل آن نیستیم؛ فقط بخشی از آن در اختیار ماست و بقیه کارهایش به صورت خودکار انجام می‌شود. هر نفسی که در وجود انسان دمیده شده، خواسته‌هایی دارد. اما وقتی وارد مرحله انسانی می‌شویم، متوجه می‌شویم که خواسته‌ها دو دسته هستند؛ یک دسته خواسته‌های معقول و دسته ی نامعقول.

با تشکر از همه عزیزان 

نگارنده: مسافر محترم آقا حسن

تایپ و تنظیم: همسفر امیررضا

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .