برداشت من از سیدی «شکلگیری نیروها» اینگونه بود که استاد امین درباره ترس و اضطراب، بهویژه در زمان امتحان، صحبت کردند. ایشان فرمودند که ترس و اضطراب تا حدی میتواند مفید باشد و تأثیر مثبتی بر عملکرد انسان بگذارد، اما اگر از حد تعادل خارج شود، دردسرساز شده و مشکلاتی را به وجود میآورد. در واقع، هر چیزی در تعادل، مطلوب و سازنده است. ترس از نوعی احساس از دست دادن سرچشمه میگیرد؛ فرقی نمیکند که این از دست دادن مادی باشد یا معنوی. ما همواره در حال از دست دادن هستیم؛ ممکن است آدمها، پول، موقعیتها و یا چیزهای دیگر را از دست بدهیم و این موضوع گاهی میتواند زمینهساز افسردگی شود. اما زمانی که این باور را بپذیریم که از دست دادن بخشی از زندگی است و وابستگیهای خود را کاهش دهیم، میآموزیم که در برابر خواست خداوند تسلیم باشیم. در نهایت، حتی این تن خاکی را نیز از دست خواهیم داد.
ترس و تاریکی معمولاً در کنار یکدیگر ظاهر میشوند و به دنبال آن، نفرت و ناامیدی نیز به وجود میآید. این احساسات میتوانند نشانهای از وجود بندهای منفی در انسان باشند. زمانی که تاریکی وارد زندگی انسان میشود، نیروهای حیاتی مانند روح، عقل و اختیار را دچار اختلال میکند. در حقیقت، هدف تاریکی گرفتن اختیار انسان است و این کار را از راههای مختلف انجام میدهد. در نتیجه، حق انتخاب انسان محدود شده و فرد بیشتر در جهت حسهای خود عمل میکند. وقتی اختیار کاهش پیدا میکند، نیروهایی مانند محبت، ایمان، تمرکز، شهامت و قدرت تجزیه و تحلیل نیز تضعیف میشوند. در چنین شرایطی، انتخابهای انسان محدود شده و او به حالت جبر نزدیک میشود. البته نیروهای انسان از بین نمیروند، بلکه ضبط یا مصادره میشوند. بنابراین، اگر نیروهای درونی انسان تحت فرمان خودش باشند، ترس نمیتواند بر او غلبه کند.
همچنین دو نوع ترس وجود دارد: ترس بازدارنده و ترس نگهدارنده. ترس بازدارنده باعث حفظ ایمنی انسان میشود و ترس نگهدارنده از آسیب دیدن یا تخریب شدن او جلوگیری میکند. تا زمانی که نیروهای از دسترفته به انسان بازنگردند، نمیتوان گفت که او از تاریکی خارج شده است. نیروهایی مانند تمرکز، حافظه، قوای فیزیکی و نیروی جنسی، اگر دوباره در اختیار فرد قرار گیرند، نشاندهنده خروج از تاریکی و بازگشت به نقطه تعادل هستند. اما اگر این نیروها بازنگردند، خروج از تاریکی کامل نشده است.
از طرف دیگر، داستان سقوط انسان بیان میکند که انسان مجموعهای از رذایل و فضایل است؛ همانند مفهوم یین و یانگ. انسان هر چیزی را از طریق ضد آن میشناسد و درک میکند. در واقع، من تنها چیزی را میفهمم که ضد آن را نیز تجربه کرده باشم. بنابراین، تجربه تاریکی میتواند برای انسان به یک سرمایه ارزشمند تبدیل شود. همچنین گفته شد که کبر صفت خداوند است. کبر به معنای برتری در ماهیت و موجودیت است و هیچ انسانی نمیتواند خود را در جایگاه خداوند قرار دهد. اینکه ما بخواهیم با قانون جذب و تصویرسازی ذهنی به خواستههای خود برسیم، امکانپذیر است؛ اما تنها زمانی که ظرفیت و شایستگی آن خواسته را در خود ایجاد کرده باشیم. منظور از پالایش و تزکیه نیز فراهم کردن شرایطی است که انسان بتواند نیروهای از دسترفته خود را دوباره در اختیار بگیرد.
اگر انسان به رنجها و سختیهای زندگی به چشم سرمایه نگاه کند، میتواند بسیار راحتتر از آنها عبور کند. حتی نسبت به افرادی که باعث رنج او شدهاند نیز دیدگاه متفاوتی پیدا میکند؛ زیرا آنها مأمور بودند تا زمینه آن تجربه و آموزش را برای او فراهم کنند. زمانی که موانع کنار میروند، زندگی دوباره معنا و مفهوم خود را پیدا میکند. در واقع، هر زمان که بیداری و آگاهی در انسان شکل بگیرد، او وارد زندگی واقعی میشود.
منبع: سیدی شکل گیری نیروها
نویسنده: همسفر عاطفه رهجوی همسفر مهتاب(لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر سمیه.م رهجوی همسفر مهتاب (لژیون دوم)
ارسال: همسفر فهیمه رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون دوم) نگهبان سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
25