جلسه سوم ازدوره سوم کارگاه های خصوصی همسفران کنگره 60 نمایندگی تربت حیدریه به استادی راهنمای تازه واردین همسفرسمیه، نگهبانی همسفر نفیسه و دیبری همسفر مریم با دستور جلسه : " وادی چهارم، مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن است. " روز یک شنبه 31 خرداد ساعت 17:00 شروع به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
تشکر می کنم که این مسئولیت را به من واگذار کردند تا خدمت کنم؛ همچنین ماه محرم را به شما تسلیت میگویم. این ماه برای خودسازی است، چون امام حسین (ع) برای ما الگوی صبر، گذشت و ایمان هستند. من خوشحال هستم که برای این دستور جلسه انتخاب شدهام؛ چون من این گره را در خودم داشتهام و امروز دارم آموزش میگیرم.
این دستور جلسه برای من است، چون من دائماً خداوند را مسئول کارهای خودم میدانستم و دائماً دیگران را مقصر میدانستم و حاضر نبودم از نقطه امن خودم بیرون بروم و حرکت کنم.
من انسانی معتقد بودم و همیشه درگیر این بودم که چرا خداوند به من نگاه نمیکند و همیشه تصور میکردم خداوند باید مسئولیتهای من را انجام دهد و نمیدانستم خداوند من را با تواناییهای زیادی به زمین فرستاد و گفت: «حرکت کن».
اما من تصور میکردم خداوند باید برای من معجزه کند؛ در صورتی که خداوند به من توانایی داده بود و گفت: «برو و با این تواناییها حرکت کن»؛ اما این از خاطر ما رفت و درگیر زندگی دنیا شدهایم.
من تصور میکردم دانایی زیادی دارم، اما این مسئله باعث میشد راه من دورتر شود و خداوند مشکلاتی را برای من میفرستاد و به من میگفت که تو باید حرکت کنی، اما من متوجه نمیشدم.
من همیشه مسئولیتهای خودم را انجام نمیدادم و میگویند اگر مسئول نباشید، مظلوم خواهی بود. من در زندگی خودم مظلوم واقع شده بودم؛ من هیچوقت به خودم توجه نمیکردم و تواناییهای خودم را نمیشناختم.
خداوند میگوید من روح خودم را در تو دمیدم و تو را به زمین فرستادم. ما آموزشهایی میگیریم و آنها را از قوه به فعل تبدیل میکنیم و زمانی که آموزشها از قوه به فعل تبدیل میشوند، زندگی روی خوش خود را به ما نشان میدهد.
زمانی که وارد کنگره میشویم، به ما آموزش میدهند که خودمان مسئول زندگی خودمان هستیم؛ تو همسفر هستی و باید حرکت کنی. خدا را شکر که مهندس دژاکام دقت میکنند که ما درگیر چه مشکلاتی هستیم و آنها را آموزش میدهند.
بیمسئولیت بودن من باعث خیلی از مشکلات زندگی من شده و برای من این موضوع بسیار سخت بوده است؛ مهندس میگویند باید در سختیها باشیم و بعد بیرون بیاییم.
مولانا میگویند:
«منگر به هر گدایی که تو خاص از آن مایی مفروش خویش ارزان که تو بس گرانبهایی
تو هنوز ناپدیدی، ز جمال خود چه دیدی؟ سحری آفتابی ز میان خود برآیی»
تمام مشکلات من بهخاطر خودم بود. مهندس میگویند فکر کنیم که چه کسی قرار است به فرمان عقل برسد؛ الهی یا آدمی که جایگاه انسان را مشخص میکند؟ مهندس به استادهای خودشان میگفتند: «شما به من نشان دهید که این گنج کجا قرار دارد تا من به این گنج برسم و زندگی خودم و کنگره را بسازم» و استادهای ایشان میگفتند که تو باید گنج درون خودت را پیدا کنی و این گنج درون در وجود تمام انسانها است.
ما باید آن گنج درون را به دست بیاوریم. من مشکلات تنفسی داشتهام و روزی کتاب «ساختمان جسم» را خواندم و نکاتی که مهندس گفته بودند را رعایت میکنم و از آن روز وضعیت جسمی من بهتر شده است.
من همیشه منتظر بودم از بیرون معجزه شود، اما خداوند به من القا کرد که کتاب بخوانم و حال خودم را خوب کنم.
باید تمام همسفران این را بدانند که خودشان باید حرکت کنند و دنیا واقعاً زیبا است، اما ما درست به آن نگاه نمیکنیم. مشکلات همیشه وجود دارند، اما دیدگاه ما باعث میشود که آن مشکلات را پشت سر بگذاریم.

مرزبان کشیک: همسفرفاطمه و مسافر محمد
تایپ : همسفرفاطمه رهجوی راهنما همسفر طاهره( لژیون یک)
عکاس: همسفر ناهید رهجوی راهنما همسفرفریده ( لژیون دو)
ویراستاری وارسال : همسفرلیلی (مرزبان خبری)
همسفران نمایندگی تربت حیدریه
- تعداد بازدید از این مطلب :
99