دهمین جلسه از دوره پنجاه و چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی شفا مشهد، با استادی مسافر رضا، نگهبانی مسافر داریوش و دبیری مسافر ایمان با دستور جلسه "وادی چهارم و تاثیر آن روی من " ، یکشنبه سی و یکم خردادماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان رضا هستم مسافر.
ازایجنت محترم، گروه مرزبانی، نگهبان جلسه و آقا رسول تشکر میکنم که این جلسه را برای خدمت به من سپردند.
شعبه شفا جایی بود که برای درمان اعتیاد وارد آن شدم و در همین شعبه متولد شدم. از آقا رسول نیز سپاسگزارم؛ چرا که حدود یک سال پیش از ایشان درخواست این خدمت را کرده بودم و امروز این مسئولیت را به من واگذار کردند.
دستور جلسه وادی چهارم است:
{ درمسائل حیاتی؛ به خداوند سپردن، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن}
سه سال پیش، زمانی که در سفر اول بودم، آقا رسول پیامی به من دادند که هنوز در ذهنم مانده است. رهجویان ایشان هم حضور داشتند. عکسی را نشان دادیم و درباره آن صحبت کردیم. ایشان فقط یک جمله گفتند:
<آدم راهی را که شاید ده سال طول بکشد تا طی کند، در کنگره میتواند در سه سال طی کند>
آن زمان من یک فرد ورشکسته بودم که وارد کنگره شدم. تلاش من بیشتر برای مسائل مالی بود. ابتدا در پرتال خدمت گرفتم و سپس در موضوع کلینیکهای اوتی وارد خدمت شدم. آنجا بود که فهمیدم خدمت کردن برای حال خوب است؛ برای اینکه حال انسان خوب شود. وقتی حال خوب شد، تلاش و کوشش هم به سراغ انسان میآید.
اینکه بعد از3سال، فردی که ورشکسته شده بود، کار بهتری پیدا کند، اتفاق کوچکی نیست. قبل از ورود به کنگره، مصرف مواد من روزی پنج گرم بود. تا نزدیک ظهر خواب بودم. زمانی که مردم برای ناهار میرفتند، من تازه مغازه را باز میکردم. دوباره به خانه برمیگشتم و شب هم زود مغازه را تعطیل میکردم. مدام دنبال دعا و دعانویس بودم که مثلاً مشتری جذب شود. باز هم نتیجهای نداشت. چک میکشیدم، ازاین و آن قرض میکردم و به آنها بدهکار میشدم.
تلاش واقعی وجود نداشت. مغازه بسته بود و من فقط دنبال پول بودم. میگفتم: «خدایا، خودت دندان دادی، نانش را هم بده.» در حالی که اگر به گرگ هم دندان بدهند، باید برای به دست آوردن روزی خودش حرکت کند، نه اینکه در محل خود بنشیند و منتظر باشد برهای خودش وارد شود.
اینها خواستههای نامعقولی بود که در زندگی من وجود داشت.
در سفر اول، آقا اسماعیل استاد جلسه بودند و درباره تلاش و کوشش صحبت میکردند. یک جمله از ایشان و از وادی چهارم برای همیشه در ذهن من ماند: «لَیسَ لِلإِنسانِ إلّا ما سَعی»؛ یعنی انسان به اندازه تلاش و کوشش خود بهره میبرد.
اما من فقط آرزوی فتح قله را داشتم، بدون اینکه حتی یک قدم بردارم. میخواستم نان چربی بخورم، بدون اینکه زحمتی بکشم. دنبال راههای نادرست کسب درآمد بودم و فکر میکردم با زرنگی و دور زدن دیگران میتوانم به جایی برسم.
تا اینکه وارد کنگره شدم. کنگره را به من معرفی کردند،. وقتی وارد کنگره شدم، اولین چیزی که آقا امین به من گفت این بود: «مغازه را جمع کن؛ اگر جمع نکنی، شرایطت از این هم بدتر میشود»
وقتی حساب و کتاب کردم، دیدم درست میگوید. من از عرش به فرش نرفته بودم؛ بلکه از فرش هم پایینتر رفته بودم و زیر فرش بودم. در تاریکیهایی قرار داشتم و فقط به دنبال روشنایی میگشتم.
من به کنگره آمدم و کمکم راه برایم باز شد.
.jpg)
یک روز برای تفریح به سمت شاندیز رفته بودیم. در مسیر، درختانی را دیدم که در دره رشد کرده بودند. بعضی از آنها 30 تا 40متر کاملاً صاف بالا رفته بودند. تمام تلاششان این بود که خودشان را به نور برسانند. رشد آنها حتی از درختانی که بالای تپه بودند بیشتر بود؛ چون برای رسیدن به نور تلاش کرده بودند.
ما هم در کنگره دقیقاً همین مسیر را طی میکنیم؛ از تاریکیها به روشناییها سفر میکنیم و راهش این است که خدمتگذار بمانیم.
برداشت من از وادی چهارم این است که تغییر واقعی از ذهن آغاز میشود. اگر ذهن تغییر کند، رفتار تغییر میکند و اگر رفتار تغییر کند، زندگی نیز تغییر خواهد کرد.
در بحث اعتیاد هم موضوع فقط ترک مواد نیست. ترک مواد مثل این است که زیر باران برویم ولباس خیس را عوض کنیم، اما دوباره زیر همان باران برویم و مجدد خیس شویم. تا زمانی که افکار تغییر نکند، مشکل همچنان باقی خواهد ماند.
واقعاً نوع نگاه اطرافیان به ما تغییر کرده است. چند سال پیش اگر یکی از نزدیکانمان در حسابش100 هزار تومان داشت، حاضر نبود کارت بانکیاش را به من بدهد؛ چون میترسید که اشتباهی از من سر بزند. اما امروز با خیال راحت اعتماد میکند و این نشان میدهد که تغییر واقعی اتفاق افتاده است.
درمان، فقط درمان اعتیاد نیست؛ درمان افکار و شیوه زندگی است. وادی چهارم به من میآموزد که اگر فکر تغییر کند، رفتار تغییر میکند و اگر رفتار تغییر کند، زندگی نیز دگرگون میشود. زندگی من واقعاً تغییر کرد.
ممنون که با سکوت زیباتون به حرف های من گوش کردین
مرزبان خبری: مسافر احمد
صوت: مسافر مجید ل4
عکاس: مسافر حسین ل۱
تایپ: مسافر احمد ل۱۱ و مسافررضا ل 1
ارسال خبر: کوروش ل17
- تعداد بازدید از این مطلب :
157