English Version
This Site Is Available In English

انسان برای چه به این جهان آمده است؟

انسان برای چه به این جهان آمده است؟

به‌نام قدرت مطلق الله
چهاردهمین جلسه از دوره هفدهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی دکتر علیرضا (مبارکه)، با استادی راهنمای محترم مسافر اسماعیل، نگهبانی مسافر مجتبی و دبیری مسافر فرهاد با دستور جلسه «وادی چهارم و تاثیر آن روی من» در تاریخ یکشنبه 31خردادماه 1405 راس ساعت 17:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، اسماعیل هستم یک مسافر.
ابتدا از خداوند سپاسگزارم که یک بار دیگر توفیق حضور در این مکان و آموزش را نصیبم کرد. همچنین از ایجنت محترم، مرزبانان، نگهبانان عزیز و آقامجید که اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم و تجربه کسب کنم تشکر می‌کنم.
دستور جلسه امروز، وادی چهارم است که می‌گوید «در مسائل حیاتی، به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن».
این وادی را اگر تقسیم‌بندی کنیم، ابتدا مرز مسئولیت ما و خداوند را مشخص می‌کند، سپس درباره اختیار و مسیر درست سخن می‌گوید، بعد به نفس و مراحل آن می‌پردازد، و در نهایت به این پرسش پاسخ می‌دهد که اصلاً "انسان برای چه به این جهان آمده است؟
این وادی، همچون وادی‌های پیشین، تفکر را به ما می‌آموزد و تأکید دارد که مسئولیت زندگی بر عهده خود انسان است. اما گاهی ما در پی گریزگاهی می‌گردیم تا این مسئولیت را به گردن خدا بیندازیم؛ مثلاً می‌گوییم «خدایا تو مرا خلق کرده‌ای، پس مشکل مرا حل کن»، یا نذر می‌کنیم که اگر خانه یا ماشینی به ما برسد، پولی به هیئت بدهیم. در حقیقت می‌خواهیم خود را کنار بکشیم و خدا را متولی کارها کنیم.


در حالی که این وادی می‌گوید چنین کاری اشتباه است. مسئولیت زندگی بر عهده خودت است. ما می‌توانیم از خداوند کمک بگیریم، اما به شرط آنکه خودمان نیز تلاش کنیم. دعا و توکل لازم است، اما نه به این معنا که خدا را همچون چراغ جادو بپنداریم و حل هر مشکلی را به او نسبت دهیم. خداوند نظامی بر اساس قوانین و روابط آفریده است؛ اگر کار نیک کنیم، نتیجه نیک می‌بینیم و اگر بد کنیم، نتیجه بد. خداوند به ما عقل داده، راه را نشان داده و اشتیاق درونمان را برانگیخته تا مسیر خود را بیابیم.
در ادامه، وادی درباره اختیار می‌گوید که انسان بر سر دوراهی قرار گرفته است: راه فسق و فجور یا راه صراط مستقیم. این ما هستیم که با عقل و اختیار خود، یکی از این دو مسیر را برمی‌گزینیم و سرانجام هر راه نیز روشن است.


سپس نوبت به بحث نفس می‌رسد. نفس آن چیزی است که موجودیت انسان را در ظاهر و باطن تعیین می‌کند و هر خواسته و نشانه‌ای از آن سرچشمه می‌گیرد. شاید در ابتدا این پرسش پیش آید که شناخت نفس چه کمکی به درمان اعتیاد می‌کند، اما پاسخ این است که هر چه انسان خود را بیشتر بشناسد، بهتر می‌تواند با مشکلات روبه‌رو شود. همان‌طور که شناخت اجزای ماشین به تعمیر آن کمک می‌کند، شناخت ابعاد آشکار و پنهان وجودی نیز به حل مسائل زندگی یاری می‌رساند.
مراحل نفس شامل نفس امّاره، نفس لوّامه و نفس مطمئنّه است که نشان‌دهنده یک سیر تکاملی هستند. انسان همچون کوهی یخ‌زده است که فقط قله‌اش پیداست؛ ظاهر انسان نیز همین قله است، اما ریشه و ابعاد پنهان او، مانند روح، نفس، کالبدهای دیگر، حس، ذهن، عقل و آرشیو، در زیر سطح قرار دارند. در کنگره، ما این صور پنهان را می‌شناسیم و متوجه می‌شویم که مواد مخدر چه تأثیری بر آنها و بر جسم می‌گذارد. همین شناخت، مسیر درمان را هموارتر می‌کند.
از اینکه به سخنانم گوش دادید، سپاسگزارم.

تایپ و ویرایش: همسفر پیمان، مسافر محمدعلی
عکس: مسافر مهدی
تایید و ارسال: مسافر حسین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .