آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است
سومین جلسه از دوره سوم لژیون سردار نمایندگی شوشتر به استادی پهلوان، مسافر اکبر، نگهبانی مسافر منصور ، دبیری مسافر احمد و خزانه داری پهلوان، مسافر محمد حسین در روز یکشنبه مورخ 1405.03.31 راس ساعت 15:30 با دستور جلسه وادی چهارم آغاز به کار نمود.
سخنان استاد جلسه:
سلام دوستان اکبر هستم یک مسافر، از تمامی عزیزانی که اجازه دادند استادی جلسه را بر عهده بگیرم، صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم. ما همواره مدیون همه عزیزانی هستیم که پیش از ما این مسیر را پیمودهاند و تجربیات خود را در اختیارمان قرار دادهاند، زمانی که وارد کنگره شدم، در شرایط بسیار سختی قرار داشتم. مصرف بالایی داشتم و به دلیل تخریبهای ناشی از اعتیاد، شیرازه خانوادهام از هم پاشیده بود. فشارهای روحی و روانی شدیدی را تحمل میکردم و راهی برای رهایی پیدا نمیکردم. اعتیاد به جایی رسیده بود که دیگر توان خارج شدن از آن را نداشتم. وقتی میگوییم لطف خدا شامل حال انسان میشود، واقعاً همینگونه است. نمیدانم چه کاری انجام داده بودم که خداوند کنگره ۶۰ را در مسیر زندگیام قرار داد. با حال بسیار خرابی وارد کنگره شدم، اما پس از اولین جلسات، انرژی و امیدی دریافت کردم که باعث شد کنگره برایم به خانوادهای بزرگ و دوستداشتنی تبدیل شود؛ بهگونهای که امروز بخش بزرگی از فکر و ذهنم معطوف به خدمت در کنگره است، همیشه گفته میشود که برای خدمت کردن، ابتدا باید خداوند اذن آن را صادر کند. حضور در لژیون سردار نیز لطف بزرگی از جانب خداوند بود. واقعاً لژیون سردار، لژیونی بینظیر است و خدا را شاکرم که در جمع این بزرگان قرار گرفتم تا بتوانم خدمت کنم، ما تا پایان عمر مدیون کنگره هستیم. اگر کمکی هم میکنیم، نباید تصور کنیم کار بزرگی انجام دادهایم؛ زیرا همه چیز از آن خداوند است. جسمی که در اثر مصرف مواد مخدر نابود شده بود، به لطف آموزشهای کنگره، روش درمان DST و راهنماییهای ارزشمند، دوباره بازسازی شد.

کنگره به ما فرامین، سنتها و قوانین را آموزش داد و نشان داد که جهنمی که در زندگی خود ساخته بودیم، حاصل عملکرد خودمان بوده است. امروز نیز خداوند لطف کرد و ما را به کنگره رساند تا بتوانیم خدمت کنیم و در مسیر ارزشها حرکت نماییم، همیشه میگویم خداوند دو بار در حق من لطف بزرگی کرد؛ یک بار زمانی که وارد کنگره شدم و بار دوم زمانی که پس از مدتی دوری، دوباره به کنگره بازگشتم. من همواره دوست داشتم در لژیون سردار حضور داشته باشم؛ زیرا عظمت کنگره را با تمام وجود درک کردهام، زمانی که از کنگره دور شدم، تأثیر نیروهای بازدارنده را به خوبی حس کردم. همانطور که نیروهای الهی وجود دارند و به انسان کمک میکنند، نیروهای بازدارنده نیز وجود دارند و اگر انسان در تاریکی زندگی کند، حضور آنها را به وضوح احساس خواهد کرد. اما خداوند دوباره به من فرصت داد و مرا از زمین بلند کرد تا بار دیگر به کنگره بازگردم.
امروز خانواده و اطرافیانم میگویند که اکبر تغییر کرده است. فردی که روزی به شدت درگیر مصرف مواد بود، امروز به لطف خداوند و آموزشهای کنگره تغییر کرده است. همانطور که در کنگره میآموزیم، «صفت گذشته در انسان صادق نیست، چون جاری است». انسان میتواند تغییر کند و به انسانی بهتر تبدیل شود، تمام این دستاوردها را کنگره به ما هدیه داده است و ما نمیتوانیم نسبت به آن ناسپاس باشیم. گاهی با افرادی که هنوز درگیر مصرف هستند صحبت میکنم. وقتی از حالشان میپرسم، میگویند هیچ حالی ندارند. اما امروز اگر حتی مقدار زیادی مواد مخدر را رایگان در اختیارم قرار دهند، حاضر نیستم به آن نگاه کنم؛ زیرا بازسازیای که کنگره در وجود من انجام داده، بینظیر بوده است.
شربت OT و روش درمان DST شاید جسم را بازسازی کنند، اما اگر جهانبینی و صور پنهان انسان اصلاح نشود، احتمال بازگشت وجود دارد. این آموزشها و جهانبینی کنگره است که باعث میشود انسان دیگر به سمت ضد ارزشها بازنگردد، امروز میدانم که خدمت کردن در کنگره یک جهاد واقعی است. همانگونه که در گذشته جهاد در میدانهای دیگری انجام میشد، امروز جهاد ما خدمت در مسیر درمان اعتیاد و کمک به انسانهاست.آقای مهندس و تمامی عزیزانی که در کنار ایشان قرار گرفتهاند، با تلاشهای خود این مجموعه عظیم را بنا نهادهاند. شاید سالهای آینده ما در این دنیا نباشیم، اما بدون شک کنگره ۶۰ همچون الماسی درخشان در سراسر جهان خواهد درخشید، در پایان، بار دیگر از تمامی عزیزانی که فرصت خدمت در این جایگاه را در اختیار من قرار دادند، صمیمانه تشکر میکنم و برای همه آرزوی موفقیت و سربلندی دارم.
- تعداد بازدید از این مطلب :
124