English Version
This Site Is Available In English

کنگره ۶۰پلی است میان دوزخ و فردوس با۱۴ستون مستحکم از وادی های جاری در هستی

 کنگره ۶۰پلی است میان دوزخ و فردوس با۱۴ستون مستحکم  از وادی های جاری در هستی

هشتمین جلسه از دوره سیزدهم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی رضا مشهد، به استادی دستیاردیده بان محترم  مسافر جواد نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر جواد با دستور جلسه وادی چهارم تاثیر آن روی من.روز یکشنبه مورخ 31خرداد ماه راس ساعت17آغار به کار کرد.

سخنان استاد:

خیلی متشکرم. کنگره ۶۰ پلی است میان دوزخ و فردوس، با ۱۴ ستون مستحکم از وادی‌های جاری در هستی که برای بنا شدنش تلاش‌های بسیار و رنج‌ها کشیده شده، میان حلقه‌های آفرینش. سلام دوستان، من جواد هستم، یک مسافر. خداوند را شاکر و سپاس به جهت توفیق خدمت و حضور در جمع شما عزیزان. از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم برای فراهم کردن بستر، از ایجنت محترم، گروه مرزبانی، نگهبان و دبیر و  از همه شما سپاسگزارم که اجازه دادید در خدمتتان باشم و آموزش بگیرم. خب، پیام اول را که خواندند، من توی دستور جلسات وادی‌ها واقعاً خودش می‌آید، نمی‌توانم، دلم نمی‌آید پیام را نخوانم. همه ما این تجربه را داریم، هم بازی کردن تو دنیای نبایدها، تو دنیای بی‌قانونی و یاد نگرفتن قوانین و هم بازی کردن توی دنیای بایدها و اجرای قوانین. قبل از اینکه بیایم کنگره، بازی کردن تو دنیای نبایدها، یعنی یاد نگرفتن قوانین و عمل و اجرای آنها را به بهترین شکل ممکن بازی کردم، در حالی که شاید هر کسی، اینکه می‌گویم هر کسی، تک‌تک ما این تجربه را داریم، نتواند راه صد ساله را به ۶ ماه برود و با اینکه خیلی‌ها به من گوشزد می‌کردند که این کار خوب نیست، ولی من انجامش می‌دادم. نتیجه‌اش هم مشخص شد، غرق در تاریکی، گمراه. در ادامه این راه هم مستأصل و درمانده، به انجام ندادن هیچ کاری. بر اساس یک سری از اتفاقات که واقعاً من نمی‌دانم چه شکلی شد و چه شکلی اتفاق افتاد، خداوند دستم را گرفت و من را در دنیای بایدها انداخت، یعنی متوجهم کرد که جواد، اگر قرار است فرد خوبی برای خودت و زندگیت و اطرافیانت بشوی، دلیلش این بوده که قوانین هستی و جاری در هستی را رعایت نکردی. دنبال دلیلش هم نگرد، خواسته یا ناخواسته‌اش مهم نیست، مهم این است که الان تو را انداخته توی بستر و مسیر آموزشی و قرار است تو آموزش بگیری و به تو یاد بدهند و تو انجام بدهی. با کتاب عشق همه ما آشنا هستیم، ۱۴ وادی برای رسیدن به خود. همه آدم‌ها هر آنچه که دارند، به نظر من این که به چی برسند، به خودشناسی برسند. اولین پله برای رسیدن به مرحله خداشناسی، شناختن خودت هست. اگر جایگاه و آدرس خودت را پیدا کردی و تونستی سر جای خودت بایستی، مطمئن باش اجرای قوانین برای تو آسان می‌شود. توی وادی یک، مبدأ که من بدانم کجای کار هستم، از چه مسیری باید بروم و به چه هدفی باید برسم. وادی دوم، امید و ناامیدی را به من یاد داد؛ فهمیدم که قرار نیست بی‌هیچ باشم و حتماً نقش‌هایی در هستی و زندگی برای خودم دارم. وادی سوم؛ آقای مهندس درباره وادی‌ها نمی‌گوید شهر آبادی؛ باید وقتی داخل یک شهر می‌روی، کوچه به کوچه‌اش و خیابان‌ها را بگردی،باید وقتی داخل یک شهر می‌روی، کوچه به کوچه و خیابان‌ها را بگردی؛ امکان ندارد از کمربندیِ یک شهر بروی و تمام دیدنی‌های یک شهر را ببینی. وادی‌ها به این شکل است؛ باید داخلش بروی، خط به خط بخوانی و با همه کوچه‌ها و پس‌کوچه‌ها آشنا شوی تا بتوانی انسانِ کارآزموده از کار دربیایی. تو وادی سوم، باور است؛ وادی صلح و وادی رسیدن به این است که تو انسان صالحی بشوی. اینکه بفهمی چه مصلحتی قرار است برای تو اتفاق بیفتد، اگر در درون با خودت در جنگ نباشی و به صلح رسیده باشی میتوانی کارهای بزرگی هم انجام دهی، و در وادی تیر خلاص را هم میزند؛ همین‌طور که تو جواد مواد مصرف کردی و درگیر اعتیاد شدی، همین‌طور هم باید بیایی، سفر کنی، درمان شوی، شانه زیر کار بدهی و از پس مشکلاتت بربیایی. وادی چهارم یکی از بهترین وادی‌هاست؛ بعد از وادی‌های تفکر و زیرمجموعه‌هایش برای خود من خیلی جالب بود. سرتیتر وادی (( مسائل حیاتی)) است؛ در مسائلی که مربوط به حی و زنده بودن من است. در سفر اول چه مسائلی برای من حیاتی است؟ به تو چند سوال و مسئله می‌دهند و می‌گویند آن‌ها را حل کن. مسئله اول نظم و انضباط و حضور داشتن است؛ سه وعده دارو طبق فرمان راهنما، خواب شب و سی‌دی نوشتن. در سفر اول مسائل حیاتی جواد این بود: اگر قرار بود من حی شوم و از هر روز مردن و زندگی کردن تبدیل شوم،  بایستی ۱۰ الی ۱۱ ماه این کار را بکنم؛ حل مسائل من این بود. یعنی ۱۰ ماه دیگر از تو سوال می‌پرسند جواد؛ برایت معلم گذاشتیم و یادت دادیم، حالا این مسائل را حل کن. در قبال سوال و مسائلی که به تو می‌دهند مسئولی که جواب بدهی. دقت کنید در سفر اول وقتی راهنما، استادت به تو چند مسئله می‌دهد و راه حل را هم به تو یاد می‌دهد، تو مسئولی که انجام بدهی؛ اما تو انجام نمی‌دهی، چه اتفاقی می‌افتد؟ در مسیر آموزشی این اتفاق می‌افتد که نمره ۱۸، ۱۹ یا ۲۰ نداریم؛ یا باید صفر بگیری یا بیست. این‌طور نیست که گلچین کنیم، چندتا را انجام بدهیم و چندتا را انجام ندهیم؛ مثلاً شب دیر می‌خوابی، وعده صبح را منظم نمی‌خوری ولی در لژیون‌ها شرکت می‌کنی و سی‌دی هم نمی‌نویسی. در قبال این مسائل مسئولی اما جوابی نداری؛ چه اتفاقی می‌افتد؟ نقطه، سره، خط؛ باید برگردی و دوباره سفر کنی.نمی‌توانی رهایی بگیری چون مسئولیت خودت را نپذیرفتی؛ دنبال این بودی که کسی دیگر سفر کند و تو رها شوی. گران‌بهاترین و باارزش‌ترین کالا در هستی به نظر من رهایی است که این اتفاق در سفر اول می‌افتد؛ اگر مسئولیت انجام وظایفت را پذیرفتی، آدم قانون‌مندی خواهی شد و به قوانین احترام می‌گذاری و در قبالش سوال‌کننده که صاحب هستی باشد، پاداش و جوایز بسیار خوبی به تو می‌دهد. کمی که بیایی و سفر اول تمام شد و بالاتر آمدی، مطلب مهم دیگری که در وادی چهار برای من مشخص شد، آشنایی با صور آشکار و پنهان است که «این من نیستم»؛ من وظایف و مسئولیت‌های دیگری هم دارم غیر از جسمم که باید از پس آن‌ها بربیایم. اگر جسم من در صور آشکار به علت عدم رعایت قوانین مصرف‌کننده شده، اینجا فهمیدم که مثلث درمان من جسم، روان و جهان‌بینی است. مربوط به چه چیزی است؟ اگر من مراتب نفس را شناختم، اگر فهمیدم که یکی از نشانه‌های نفس این است که تعیین موجودیت می‌کند؛ من به عنوان اینکه بگویم من موجود هستم، من جواد هستم، چه را باید موجودیت کنم؟همین که مواد نمی‌زنم، سیگار نمیکشم، همین که من در دنیای اعتیاد سفر کردم ک از تاریکی خارج شدم از حقارت ازاد شدم از سر خم بودن سربلند شدم کفایت میکند؟نه من درقبال چیزای دیگری هم مسئول هستم خداوند من رو انتخاب کرد و اجازه حضور در بستر اموزشی به من داده شد بهترین تیم های مرزبانی و ایجنت  در اختیار من قرار داد و بهترین بندگان خداوند رو به عنوان رب و مربی در اختیار من گذاشت و بهترین مشورت ها رو به صورت صددرصد تضمینی به من میدهند ایا در قبال اینها مسئول نیستم؟؟باز هم از من سوال خواهد شد باز هم روزی در جایی از من ازمون خواهد گرفته شد در قبال این بستر و امکاناتی که برات فراهم شد چه کار انجام دادی؟ ایا نمره قبولی گرفتی یا نه گرانبها ترین کالا رو گرفتی و رفتی.به اساتید و راهنماها نگاه کنید اونهام میتونستن برن اما چرا نرفتند؟چون مسئولیت خودشان رو پذیرفتند و در قبالش دارن خدمت میکنن همه جا هستند یک سری از مراتب طی یک مراحلی در تک تک ما نوشته شده من هستم که باید اونهارو انجام بدهم منم که خودم را در قبال خدمتی که دیگران به من کردند مسئول میدانم بر من واجب و ضروریست که در دنیای تازه حالا که اجازه داده شده قدم بگذارم از سخن به نقطه عمل حرکت کنم دیگه لق لق زبان نباشه همه جای کنگره باشم.کنگره در هم هست و انهایی که همه چیزو باهم خواستند موفق شدند اما انهایی که گلچین کردند رهایی رو خواستند و رفتن پشت سرشان رو هم نگاه نکردند به جایی نرسیدند من میخوام بگم امروز که خدمت شما هستم نظرات خودم رو به این صندلی ها به چشم صندلی رهایی نگاه نکنید.اگر صرفا به خاطر رهایی اومدین خوش اومدین بسیار هم عالی و تمام خدمت گذارهای کنگره هم به شما خدمات و سرویس هم میدهند و شما هم رها میشوید اگه قوانین را رعایت کنید اما من میگم به این صندلی ها به عنوان صندلی خوشبختی نگاه کنید من میخوام رها بشم،مرزبان بشون، راهنما بشوم، پول دار بشومکم خواستم اگر همه اینهارو ازین صندلی نخواهم پس  در قبال خدمت‌هایی که به من میشود و در قبال در اختیار گذاشتن امکاناتی که به من میدهند باید به بهترین شکل ممکن مسئله ها رو حل کنم.راه حل هم قرار گرفتن در مسیر اموزشی هست و تماماولین چیزی که مسئولیت پذیر میکند انسان را سپاسگذار بودن در قبال خدمت هایی که بهش میشود خود حضور در کنگره بزرگترین خدمت هست داشتن راهنما هرکسی نمیتواند راه و راهنما داشته باشد شاید همین اطراف نمایندگی خیلی‌ها هستند که هنوز راه را بلد نیستن نمیدانند که اینجا یک راه بلد هست که انهارا به سلامت عبور میدهد ازین راه امیدوارم من به سهم خودم نسبت به چیزایی که از کنگره دریافت کردم خودم را مسئول بدانم و مسائلی که در اختیار قرار میگیرد که فردا در مورد انها از من سوال میشود با یاد گیری قوانین جاری در هستی بتوانم انها را حل کنمبزرگترین مسئولیت سفر اولی چقدر گوش به فرمان راهنما بوده و چقدر حضور داشته و فرامین را انجام داده ازینکه به حرفای من گوش کردین از همتون سپاس گذارم.

تایپ :مسافر مجیدلژیون یازدهم
ویرایش: مسافر مجیدلژیون پنجم
ارسال خبر: مسافر احمدلژیون چهارم
تایید خبر: مسافر محمد لژیون پانزدهم
مرزبان خبری: مسافر مصطفی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .