جلسه هشتم دور اول سری جلسات لژیون سردار کنگره ۶۰ نمایندگی علی عصارزاده، با نگهبانی موقت راهنمای محترم مسافر علیرضا، استادی راهنمای محترم تازهواردین مسافر عباس و دبیری راهنمای محترم تازهواردین مسافر محسن، با دستور جلسه «کتاب ۶۰ درجه و تصاویر آن»، روز یکشنبه ۳۱ خردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۵:۳۰ آغاز گردید.
خلاصه سخنان استاد:
یاد الله در هر کجا، یاد خود از قطره به اقیانوس است.
سلام دوستان، عباس هستم مسافر.
تقدیر و تشکر میکنم از اعضای لژیون سردار، نگهبان، دبیر، خزانهدار، ایجنت محترم و گروه مرزبانی شعبه که اجازه حضور به بنده را در این جایگاه دادند تا خدمت کرده و آموزش بگیرم.
سخنان خود را با بیتی از سعدی آغاز میکنم که میگوید:
«اگر مجنون لیلی زنده گشتی
حدیث عشق از این دفتر نبشتی»
دستور جلسه کتاب ۶۰ درجه است. از سال گذشته جناب مهندس تهیه این کتاب را به تازه واردین تکلیف کردند تا با خواندن آن متوجه آموزشهای کنگره ۶۰ شوند.
طبق فرمایش جناب مهندس، انسان از دو بخش صور آشکار و صور پنهان تشکیل شده است که به نظر من کتاب نیز از این قاعده مستثنی نیست. بخش اول، سفر و چگونگی نحوه سفر جناب مهندس است؛ اما در پس پرده، تعریف صراط مستقیم قرار دارد که یک فرد در حین تیپر کردن مواد باید خلقوخو، افکار و اندیشه خود را نیز تغییر دهد و این اتفاق روی نمیدهد مگر بر پایه جهانبینی که اعلام شده است.

در ابتدای کتاب توضیح داده شده که هدف از نوشتن این مجموعه، باز کردن و مطرح کردن صحیح صورتمسئله اعتیاد است. به عبارت دیگر، کتاب ۶۰ درجه خودآموزی است جهت درمان اعتیاد.
در کتاب، یکسری اعداد و ارقام، وعده مصرف، تعداد دفعات مصرف در روز، تصاویر، صوت، نور و حس جاری وجود دارد که باید با آنها ارتباط برقرار کرد.
در اینجا میخواهم از یکی از لحظات دشوار خودم در سفر بگویم. من با مصرف ۶ گرم شیره خوراکی وارد کنگره شدم و تصویر رهایی برای من به نوعی غیرقابل باور بود. فقط بهصرف مصرف شربت و اینکه دیگر اطرافیان با مصرفی که انجام میدادم کاری نداشتند، وارد این جریان شدم.
زمانی که تهیه و مطالعه کتاب ۶۰ درجه به من تکلیف شد، به جایی رسیدم که سردار در پیامی فرمودند: «از ذرات جرقه میتوان به نوری وسیع رسید.» کنجکاو بودم که چه زمانی این ذرات جرقه در من شکل خواهد گرفت؟
در ادامه مطالعه کتاب، به صفحه ۲۲۲ رسیدم که سرکار خانم آنی از جناب مهندس سؤال میپرسند: «حسین جان، از لحاظ جسمی در چه حالی هستی و کموکاستی نداری؟»
جناب مهندس پاسخ میدهند: «الان سه روز است که مصرف نکردهام و هیچگونه خللی در بدنم نیست و بسیار هم حالم خوب است.»
این سخنان به قدری ساده و رسا بیان شده بود که هرگز آن لحظه را فراموش نمیکنم. ساعت ۲ شب بود که شروع به گریه کردم و در همان لحظه آن جرقه در من ایجاد شد. متوجه شدم کنگره چه کاری انجام میدهد و من قرار است در کنگره چه کاری انجام دهم.

این شد همان جمله صفحه ۲۲۱ با عنوان «باوری در ناباوری». این شد پیوند محبت بین من و کنگره ۶۰ و اعضای آن.
ما در کنگره به نوعی از یکدیگر انرژی دریافت میکنیم؛ از راهنما یک نوع انرژی، از تصاویر کتاب ۶۰ درجه نوع دیگری از انرژی و حتی با خوردن چای نیز انرژی دریافت میکنیم.
طبق فرمایش جناب مهندس، انسان از دو بخش صور آشکار و صور پنهان تشکیل شده است که به نظر من کتاب نیز از این قاعده مستثنی نیست. این مسئله در ۱۴ وادی یا قوانینی که جناب مهندس در کتاب میفرمایند، به صورت یک راز نهفته است و در ادامه، در کتاب عشق به این مسئله میرسیم.
یک نفر در اعماق تاریکی خودش میشود خالق کتاب ۶۰ درجه، «حال شما چطور است» ، «ادموند،هلیا» ، «تغذیه سالم» ، «چهارده مقاله» ، « کتاب عشق» و یک نفر هم در اعماق تاریکی خودش میشود ... عباس.
ممنونم از اینکه سکوت کردید و به سخنان من گوش دادید.
تصویربردار: مسافر یدالله - لژیون پنجم
تایپ: مسافر عطا - لژیون چهارم
ارسال خبر: مسافر عطا
مرزبان خبری: مسافر مرتضی
نمایندگی علی عصارزاده
- تعداد بازدید از این مطلب :
102