به نام قدرت مطلق الله
جلسه ششم از دوره چهاردهم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی شوشتر، به استادی راهنمای محترم مسافر اکبر، نگهبانی مسافر امین و دبیری مسافر محمد، با دستور جلسه «کتاب60 درجه زیر صفر و تصاویر آن» در روز پنجشنبه مورخ 1405.03.28 رأس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، اکبر هستم، مسافر، خدا را شکر میکنم که بار دیگر در این جایگاه حضور پیدا کردهام تا خدمت کنم و آموزش بگیرم. رهاییهای شعبه را در وهله اول به آقای مهندس، ایجنت محترم شعبه، راهنمای عزیزم آقا علی، و همچنین به تمامی مسافران و همسفران تبریک عرض میکنم.
هر فردی که به رهایی میرسد، حاصل تلاش یک نفر نیست؛ نه فقط کار راهنماست، بلکه نتیجه تلاش و همکاری تمامی اعضایی است که در این جلسات حضور پیدا میکنند. همه در کنار هم کمک میکنند تا یک نفر به رهایی برسد. حتی همین کودکان کوچکی که در جلسات حضور دارند، به سهم خود در این امر سهیم هستند و کمک میکنند تا فردی بتواند این مسیر را با موفقیت طی کند، امیدوارم همیشه صندلیهای جلسات پر باشد تا بتوانیم در این مسیر، موفقتر عمل کنیم.
اما در مورد دستور جلسه، کتاب ۶۰ درجه و تصاویر آن؛ کتاب ۶۰ درجه کتابی است که آقای مهندس با نگارش آن، نقشه راه درمان را برای همه ما ترسیم کردند تا بتوانیم در این مسیر علامتگذاریشده، مانند یک اتوبان آماده، بهدرستی سفر کنیم، میخواهم تجربه خودم را در مورد کتاب ۶۰ درجه بیان کنم. اولین باری که این کتاب را گرفتم، همان شب که به خانه رفتم، حدود ۸۰ صفحه از آن را مطالعه کردم. این کتاب آنقدر برایم جذاب بود که نمیتوانستم مطالعهاش را متوقف کنم؛ زیرا سالها بود که نه مطالعه کرده بودم و نه چیزی نوشته بودم. آقا علی میدانند که من انس شدیدی با کتاب ۶۰ درجه داشتم و مرتب آن را مطالعه میکردم، تصاویر کتاب نیز برای من بسیار آموزنده بود و هر کدام را به نوعی تمثیل زندگی خودم میدانستم. برای مثال، تصویر دوم که یک ماشین قدیمی را نشان میدهد؛ ماشینی که نه شیشه دارد، نه لاستیک، نه برفپاککن و نه بخاری. این تصویر برای من نمادی از جسم یک مصرفکننده بود که تقریباً همه چیز خود را از دست داده است، عزیزانی که در برف رانندگی کردهاند میدانند که اگر سرعت زیاد باشد، خودرو دچار لغزش میشود و اگر متوقف شود، حرکت دوباره سخت خواهد شد. این تصویر نشان میدهد که یک مسافر باید دقیقاً طبق مسیر تعیینشده کنگره و فرمان راهنما، بهآرامی و با حوصله سفر خود را طی کند. من خودم وقتی تصویر درخت پوسیده را میدیدم، به جسم خودم رجوع میکردم. در زمان مصرف، حدود بیست کیلوگرم بیشتر از الان وزن داشتم، اما در درون خودم را دقیقاً مانند همان درخت پوسیده میدیدم؛ ظاهراً سالم و خوب، اما در باطن مانند چوبی که موریانه آن را خورده باشد؛ از بیرون سالم، اما با کوچکترین ضربهای از هم فرو میپاشد، باور کنید در ادامه سفر، روزی نبود که کتاب ۶۰ درجه را مطالعه نکنم. در نیمه دوم سفرم، اگر بگویم بیش از صد بار بخش «باوری در ناباوریها» را خواندم، اغراق نکردهام. هر بار که آن را میخواندم، اشک از چشمانم جاری میشد؛ زیرا سی سال مصرفکننده بودم و واقعاً برایم باورکردنی نبود که روزی بتوانم بدون مواد زندگی کنم، اما آقای مهندس این مسیر را به گونهای طراحی کردهاند که اگر مصرفکننده تحت فرمان راهنما باشد و حتی پنجاه درصد از آموزشها و توصیههای کنگره را اجرا کند، با آرامش کامل سفر خود را ادامه میدهد و از آن بهترین لذت را میبرد، هر آنچه آقای مهندس بیان میکنند، کاملاً دقیق و بدون نقص است. وقتی میگویند سفر اول، لذتبخشترین فصل زندگی انسان است، حقیقتاً همینطور است. حتی پس از کمکراهنما شدن نیز انسان حسرت روزهای سفر اول را میخورد؛ روزهایی که سرشار از انرژی، نشاط و حال خوب بود، در سفر اول، تغییرات به سرعت اتفاق میافتد و انسان بهوضوح احساس میکند که از آن بیحالی، کسالت و پژمردگی فاصله گرفته و تکتک سلولهای بدنش دوباره در حال زنده شدن هستند، حیف است که یک سفر اولی کتاب ۶۰ درجه را در اختیار داشته باشد اما هر روز آن را مطالعه نکند؛ زیرا مطالعه این کتاب، سفر را بسیار سهلتر و آسانتر میکند.
امیدوارم همه ما به نقطهای برسیم که «باوری در ناباوریها» را با تمام وجود تجربه کنیم و به رهایی برسیم.
- تعداد بازدید از این مطلب :
57