به نام قدرت مطلق اللّه
دیده بانی در کنگره60 جایگاهی است که در آن تجربه،عدالت و نگاه بلند، همچون چراغی مسیر حرکت جمع را روشن می کند، گفت وگو با یک دیده بان فرصتی از برای لمس این افق وسیع. امیدواریم این گفت وگو دریچه ای ساده و روشن در مسیر تغییر باشد.
گروه سایت شعبه نمایندگی دکترعلیرضا (مبارکه) در این گفت وگو افتخار دارد در خدمت دیده بان محترم مسافرمهدی باشد تا در مورد دستورجلسه «وادی چهارم و تاثیر آن روی من» از تجربیات و آموزش های ارزشمند ایشان بهره مند شویم.
با سلام خدمت شما دیدبان محترم. از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید از شما متشکریم.
در ابتدا لطفا به رسم کنگره60 خود را معرفی کنید.
ـ سلام دوستان، مهدی هستم مسافر. آنتیایکس، شیره و تریاک،با ۱۳سال سابقه تخریب وارد کنگره شدم. با راهنمایی آقای مهندس دژاکام سفر نمودم. رشته ورزشی در کنگره شنا و راگبی. مدت 14سال است که آزاد و رها هستم.
1.وادی چهارم میگوید سپردن امور به خداوند، بهمعنای سلب مسئولیت از خویش است. با این حال در کنگره بر موضوع "توکل" تاکید و توصیه میشود. لطفا در مورد تفاوت «واگذاریِ نادرست» که به انفعال میانجامد، و «توکلِ درست» که همراه با حرکت و تلاش است، توضیح دهید و بفرمایید چگونه این دو حالت توکل را از هم تشخیص دهیم؟
ـ پیش از ورود به کنگره، همانند بسیاری از افرادی که اکنون با انبوهی از مشکلات وارد میشوند، من نیز با سرگشتگی و دشواریهای فراوان روبهرو بودم. پیش از آشنایی با آموزشهای کنگره، هرگاه مسئلهای برایم پیش میآمد، در ذهن من و در فضای فکری خانواده و جامعه، این باور حاکم بود که خداوند همه چیز را درست میکند. به ما میگفتند نگران نباش؛ هرگاه نزد فرد بزرگتری مشکل خود را مطرح میکردم، پاسخ میشنیدم که «مشکلات هست، اما توکل به خدا کن، خداوند درست خواهد کرد، یا دعای خاصی بخوان، نمازی بهجا آور، زیارتی انجام بده، قرآن بخوان کن تا کارت حل شود». ما بهدلیل نبود آگاهی، از سخنان بزرگترها پیروی میکردیم، اما مشکل من حل نمیشد. تا اینکه کنگره شکل گرفت و من وارد آن شدم. کنگره، بزرگترین آموزشهای جهانبینی را برای همه افراد، بهویژه در وادی چهارم، ارائه کرده است. در سفر اول، وقتی به وادی چهارم رسیدم، آموزش بزرگی به من دادد: مسئولیت کار خود را به گردن خدا نینداز. اکنون اگر مشکلی در زندگی داری، مسئول خودت هستی و اولین مسئلهای که میتوانی حل کنی، مسئله اعتیاد است؛ خداوند نیز با قرار دادن کنگره در مسیرت، به تو کمک کرده است که بتوانی آن را حل کنی. در کنگره، مسئولیت اعتیادت را بپذیر، راه درست را آغاز کن، در مسیری حرکت کن که مسئولیت همه کارهایت را بر عهده بگیری؛ آنگاه خداوند در جایی که با مشکلات دستوپنجه نرم میکنی، تو را یاری میکند، نه اینکه در گوشهای بنشینی، دعا بخوانی و از خدا بخواهی که کارت را بدون حرکت خودت حل کند. این را در کنگره آموختم که هر مشکلی پیش آید، به خود بازمیگردم، خطای خود را مییابم و مسئولیت را میپذیرم؛ سپس با تفکر درست، راهحل را جستوجو میکنم. ممکن است این فرایند یک ماه، یک سال یا حتی ده سال طول بکشد. من هنوز پس از سالها آموزش در کنگره، برخی مشکلات دارم و ۸۰ درصد آنها را حل کردهام، اما در جاهایی که ناتوانم، از خداوند یاری میخواهم و توکل میکنم؛ اما تفاوت میان توکل همراه با حرکت و نشستن و صرفاً دعا کردن، روشن است. زمانی که در مسیر حرکت میکنی اما در تصمیمگیریهایت مردد هستی، خداوند راه درست را نشان میدهد. بنابراین، مسئولیتپذیری، حرکت و پذیرش نقش اول توسط خود انسان، شرط اصلی است؛ آنگاه دیگر طلبکار خدا نخواهی بود و در مسیر درست، با توکل بر خدا، حرکت خواهی کرد.
۲.وادی چهارم میگوید ما گاهی خداوند را با «غول چراغ جادو» اشتباه میگیریم. از نگاه شما، لحظهی طلاییای که ما در این دام سقوط میکنیم چه زمانی است؟ با چه ابزار یا تفکری میتوانیم ذهنمان را برای آن لحظهی طلایی آماده و هوشیار نگه داریم؟
ـ ریشه بسیاری از مشکلات زندگی، عدم آگاهی ماست. ما گاهی خداوند را همچون غول چراغجادو در افسانهها تصور میکنیم که هر درخواستی را بی درنگ برآورده کند، در حالی که خداوند خواستههای انسانها را اجابت میکند، اما نه به شکل آنی و بدون تلاش. برای رسیدن به خواسته، باید مسیرهایی را طی کنی، حرکت کنی و خودت اقدام نمایی. همانگونه که آقای مهندس بر پارامترهای «زمان و حرکت» در مسیر درست تأکید دارند، اگر این اصل را درک کنی، متوجه میشوی که برای مثال خداوند برای خریدن خانه، ناگهان خانهای برایت نمیخرد؛ بلکه تو درخواست خود را میفرستی، فرکانس آن را ارسال میکنی و بهسوی هدف حرکت مینمایی؛ در این مسیر، آگاهیات را افزایش میدهی، مراحل لازم را طی میکنی و زمان مشخصی سپری میشود تا به خواست خود برسی. خداوند را نباید با غول چراغجادو یکسان پنداشت که هرچه بخواهی، فوری صادر کند؛ باید خود را به حرکت واداری، از ظرفیت وجودیات استفاده کنی، زمان بگذرد و تلاش کنی تا به مقصود برسی.
"باید خود را به حرکت واداری و از ظرفیت وجودیات استفاده کنی"
۳.در وادی چهارم با درجات سه گانه نفس آشنا میشویم. میتوان گفت که شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت خواستهی مطلوب آدمی است که در نفس امّاره ساکن است. لطفا بفرمایید چگونه پذیرفتن بار مسیولیت ما را به درجات بالاتر نفس ارتقا میدهد؟
ـ کلید صعود انسان در مراتب نفس «آگاهی» است. زمانی که نسبت به موضوعی آگاه میشوی، از نفس لوّامه خارج شده و به نفس امّاره وارد میشوی و برای خروج از نفس امّاره به سوی نفس لوّامه، باید آگاهی خود را افزایش دهی. پیش از این، هنگامی که آگاهی نداشتی، مسئولیتی نمیپذیری و یا شانه از بار مسئولیت خالی میکردی و یا بهانهای میجستی تا مسئولیت را بر دوش دیگران، چه در این دنیا باشند یا نه، بیندازی. این خصوصیت نفس امّاره است. اما در کنگره، با بالا بردن آگاهی از طریق «جهانبینی»، متوجه میشوی که در چه درجهای از نفس قرار داری و خودشناسی می رسی. برای خروج از نفس امّاره که پایینترین مرحله نفس است، باید آگاهی را افزایش دهی و نفس را پرورش دهی. هدف از دانایی، پرورش نفس و افزودن بر داشتههای عقل است. وقتی آگاهی و داشتههای خود را بالا ببری، درمییابی که آنچه انجام میدادی، خواسته نفس امّاره بوده و اکنون باید به سوی نفس لوّامه حرکت کنی. در آن هنگام، در تمام زمینهها، مسئولیت را میپذیری و درمییابی که تقصیر خودت بوده، عدم آگاهی خودت بوده و اکنون به نقطه تشخیص و آگاهی رسیدهای؛ حرکت به سمت درجات بالاتر نفس به صورت پله پله انجام می شود. برای مثال، زمانی که مواد مصرف می کردی، عذاب وجدانی نداشتی چون اکثر زمان را در نفس امّاره ساکن بودی، اما پس از چند ماه آموزش در کنگره، آگاهیت بالا میرود، از نفس امّاره خارج شده و به نفس لوّامه میرسی؛ بهگونهای که اگر لغزشی رخ دهد، عذاب وجدان شدیدی خواهی داشت. این قاعده در همه امور جاری است.

۴. گاهی در جامعه میبینیم که آدمهای عادی و سالم و بهظاهر سالم، منظور کسانی است که دچار تخریب و آسیبهای بیماری اعتیاد نیستند، به درستی بار مسئولیت خود را به عهده نمیگیرند و همواره سعی میکنند با انواع و اقسام فریبکاریها از زیر بار مسئولیتهای خود شانه خالی کنند. بفرمایید در کنگره۶۰ چه تغییر و تحولاتی در مسافری که درگیر تخریب و آسیبهای اعتیاد است انجام میشود که آرام آرام شروع به پذیرش بار مسیولیتهای فردی و اجتماعی خویش میکند؟
ـ کنگره۶۰ دانشگاهی است که ویژه افراد کنگره احداث شده و ورود به آن، نیازمند پیشینهها و اقداماتی است تا بتوان وارد آن شد و سطح آگاهی را بالا برد. یک ماه آموزش در کنگره، برابر با هزاران سال آموزش بیرون از آن است. افرادی که در بیرون از کنگره، مسئولیت خود را به گردن دیگران میاندازند، بهدلیل نبود بستری برای درک مسئولیت شخصی است؛ اما ما در کنگره، این آموزش را به واسطه فرمان خداوند دریافت کرده و میپذیریم. در بیرون از کنگره آنان استادی نداشتهاند که به آنها بیاموزد مسئولیت کارشان با خودشان است و به خداوند یا دیگران ربطی ندارد؛ اما تو در اینجا لین مسائل را یاد میگیری و هنگامی که بیرون میروی و دیگران را میبینی، عظمت کنگره را درمییابی و قدر این آموزشها را بهتر میفهمی. اگر آن افراد نیز جای ما بودند و وارد کنگره میشدند، همین آموزشها را میدیدند و تغییر میکردند. امید که بستری مهیا گردد تا آموزشهای کنگره برای همه، حتی غیرمعتادان، نیز اتفاق افتد؛ قطعاً این اتفاق خواهد افتاد، مسئله زمان است.
"به بالاترین عمل نمره داده میشود، نه بالاترین دعا"
"بهترین شما کسی است که عمل سالم انجام دهد"
۵. اگر توجه کافی نداشته باشیم ممکن است موضوع "دعا کردن" باعث گریز زدن به سمت "به خدا سپردن مسائل حیاتی" شود. می دانیم که چاره "دعای همراه با عمل" است اما موضوع به این سادگی نیست، آموزشهای کنگره۶۰ چه راهکار با کلیدی برای باز نمودن این قفل به ما داده است؟
ـ اگر آموزشهای کنگره را بهدرستی دریافت کنی، متوجه میشوی که دعا نیکو و ارزشمند است؛ همان دعا بود که مسیر کنگره را برای ما گشود. ما از خداوند درخواست کردیم و او با فرمان خود، ما را به کنگره رساند. اما پس از ورود به کنگره، اینجا دانشگاهی است که باید درس خواند و امتحان داد. در برخی نقاط، سختی را نمیپذیریم و میگوییم که وارد بستر شدهایم و با توکل بر خدا، یا موفق میشویم یا شکست میخوریم، اما این اشتباه است. نقطه تلاقی آنجاست که تو به واسطه دعا وارد شدهای، اما اکنون برای کمک راهنما شدن یا خدمتگزاری، تنها با دعا نمیتوانی به مقصد برسی؛ بلکه باید با عمل خود به آن نقطه برسی. در کنگره آموختهایم که «ای برادر تو همه اندیشهای، مابقی استخوان و ریشهای»؛ یعنی اندیشه تو است که بستر را میسازد، دعا نقش خود را قبل از این ایفا کرده است و تو را وارد کنگره نموده، اکنون تنها حرکت، تفکر سالم و عمل درست، تو را به هدف میرساند. نشستن و دعا کردن برای کمک راهنما شدن، یا رسیدن به جایگاه های بالاتر، اثری ندارد؛ در اینجا به بالاترین عمل نمره داده میشود، نه بالاترین دعا. خداوند نیز نمیفرماید بهترین شما کسانیاند که دست بلند کرده و دعا میکنند یا به مسجد و مکه میروند؛ بلکه میفرماید بهترین شما کسی است که عمل سالم انجام دهد. در کنگره، نظام راهنمایی بر اساس ظرفیت و شایستگی است؛ ظرفیت با نشستن و دعا به دست نمیآید، بلکه با حرکت در مسیر، زمین خوردنهای مکرر، شکستها و سختیها، تصفیه و پالایش درون شکل میگیرد و تازه به نقطه شروع میرسی؛ سپس پلههای بعدی آغاز میشوند و هر پله، سکوی جدیدی است و پایانی برای این مسیر نیست.
"اگر آگاهی خود را بالا نبریم، قادر به پذیرش جهانبینیِ درست تر نخواهیم بود"
۶. میدانیم که اگر جهانبینی اصلاح نشود، درمانی رخ نداده است. میدانیم که "پذیرش بار مسئولیت" قطعا به اصلاح جهانبینی کمک میکند؟ اما چگونه و طبق چه فرآیندی؟
ـ بار دیگر به نقطه ابتدای گفتگو بازمیگردیم: «آگاهی». اگر آگاهی خود را بالا نبریم، قادر به پذیرش جهانبینیِ درست تر نخواهیم بود. کسی که شروع به تغییر کند و آگاهی خویش را افزایش دهد، جهانبینی میپذیرد و با پذیرش جهانبینی، تغییرات درونی و بیرونی رخ میدهد. اگر این اتفاق نیفتد، مثال میزنم در خود کنگره: یک تازه وارد برای عبور از سه جلسه مشاورۀ تازهواردان، باید جلسه اول و دوم را بپذیرد و در جلسه سوم، پیراهن سفید بپوشد که نشان از پذیرش جهانبینی و شروع تغییرات است. اگر جهانبینی پذیرفته نشود، فرد در جلسه اول یا دوم متوقف میشود. ورود به لژیون و آموزش جهانبینی، برای ایجاد تغییرات درونی است؛ چرا که ابتدا باید جهانبینی تغییر کند، تا در ادامه دارو کاهش یا افزایش یابد. اگر شخص به کنگره بیاید ولی خواستۀ تغییر جهان بی را در خود ایجاد نکند تنها زمان خودش از دست میدهد. بدون تغییر جهانبینی، فرد فقط مواد مصرف نمی کند که البته این هم خوب است اما در مقایسه با آن کار بزرگ که همان تغییر جهان بینی و درمان است، کار بزرگی انجام نداده است. تغییر جهانبینی، زمینهساز انجام کارهای بزرگ است و اگر این تغییر رخ ندهد، فرد روی یک پله متوقف میماند؛ زیرا آگاهی و داناییاش ثابت شده و چیز جدیدی نمیآموزد. اما کسی که جهانبینیاش بالا میرود، تغییرات درونی و بیرونی را آغاز میکند، داروی خود را کاهش میدهد و جهانبینی را بهمثابه ابزار مبارزه با تفکرات نادرست بهکار میگیرد.
و کلام آخر
ـ در پایان از شما سپاسگزارم. از شرایط شعبه دکترعلیرضا مبارکه لذت بردم. زحمات شما در بخش سایت تاثیرات بزرگی دارد. بسیاری از افراد از طریق مطالعه مطالب سایت کنگره60 با کنگره آشنا و وارد کنگره شدهاند؛ شما نقش انتقالدهنده اطلاعات و آموزش های کنگره را در سطح وسیع فضای مجازی انجام میدهید. یک راهنما میتواند ده تا بیست رهجو داشته باشد، اما شما که در سایت فعالیت میکنید، علم و آموزش های منگره را به انبوهی از مردم منتقل میکنید. مطمئن باشید وقتی که یک نفر به واسطه مطلب یا مصاحبهای که شما تهیه میکنید و در سایت کنگره می گذارید وارد کنگره میشود، تا زمانی که سفر کند، رهایی یابد، خدمت کند و در سیستم باشد، منفعت آن به شما هم میرسد. کار شما هم به نوعی مانند چراغ راه است. خدا خیرتان دهد، سلامتی عنایت فرماید و با تمام توان ادامه دهید، اما درجا نزنید؛ حرکت کنید و پلهها را طی نمایید.
خسته نباشید. از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید از شما ممنونم.
طراح سوال و مصاحبه کننده: همسفر پیمان
عکس: مسافر احمد
تایید و ارسال: مسافر حسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
160