کتاب عشق (وادی) قوانین درست زندگی کردن را به انسان میآموزد. یکی از مهمترین و اساسیترین وادیها، وادی چهارم است که میگوید: در مسائل حیاتی مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن است.
این وادی به ما میگوید که ما نمیتوانیم مسئولیتهای خود را در اثر تنبلی و ناآگاهی و سهل انگاری خود به عهده خداوند بگذاریم و خود با خیال راحت و آسوده بنشینیم و منتظر باشیم که مسائل خود حل شود. اینجا باید مسئولیتها دو طرفه باشد و حد و مرز داشته باشد. ما نباید خداوند را گریزگاه و یک راه دررویی قرار بدهیم و حق به جانب انتظار داشته باشیم که مشکلات و مسائل حل شود و خداوند را گویی چراغ جادو بدانیم تا برای ما کاری انجام بدهد.
ما میتوانیم فقط روی خود، فکر و اندیشه خود، تلاش و کوشش خود تکیه و حساب کنیم و با آموزش گرفتن، سطح دانایی و آگاهی خود را بالا ببریم و درست فکر کنیم و نتیجه کار را بررسی و بعد تصمیم بگیریم. وقتی ما روی خودمان حساب کنیم و وظایف خود را درست انجام بدهیم و در مسیر درست حرکت کنیم میتوانیم از خداوند یاری و کمک بخواهیم.
خداوند وقتی انسان را خلق کرد او را سر دوراهی قرار داد، راه خیر و راه شر و انسان میتواند با قوه اختیار هر راهی را انتخاب کند. خداوند هر یک از مسیرها را علامت گذاری کرده و نتیجه آن را مشخص نموده و این انسان است که کدام راه را انتخاب میکند. مسئولیت هر کاری و هر عملی به عهده خودمان است و نباید از زیر بار مسئولیتهای خود فرار کرد. دادن مسئولیت به خداوند، این نشان میدهد که انسان هنوز از خود و خداوند شناختی ندارد و در جهل و نادانی قرار دارد؛ ولی زمانی که انسان شروع به آموزش گرفتن و حرکت کرد میتواند با سعی، تلاش و اندیشه صحیح مسائل و مشکلات خود را یکی یکی حل نماید و در نهایت به آرامش برسد. زمانی که مشکلات زیادی برای انسان به وجود میآید افکار و اندیشه انسان هم در آرامش نیست حتی روی جسم انسان هم تاثیر میگذارد و کمکم دچار بیماریهای روحی و روانی میگردد.
ما باید با آموزش گرفتن و آموختن علم و دانش درست از مسائل جلوتر باشیم و در هر زمینهای و در سطح زندگی حد تعادل را نگه داریم، نه اینکه افراط و تفریط کنیم و یا تعصب و تصور کنیم. انسان با تفکر و تعمق صحیح، هر موضوعی را میتواند رد یا قبول کند مثلاً در جهان هستی خیلی چیزها وجود دارد که ما نمیتوانیم آنها را ببینیم پس وقتی چیزی را که قابل رویت نباشد نمیتوانیم بگوییم که وجود ندارد الان که ما روی کره زمین زندگی میکنیم و ایستادهایم؛ ولی آن را نمیتوانیم ببینیم پس نمیتوانیم بگوییم که کره زمین نیست.
قدرت مطلق جهان هستی را از روی حساب و کتاب دقیق و قوی آفریده است که ما نمیتوانیم آن را درک کنیم؛ ولی با شناخت درست و اصولی میتوان کمی به این نیروی قدرتمند خداوند پی ببریم. برای شناخت این نیرو باید اول از دروازه خودمان عبور کنیم یعنی باید خودمان را بشناسیم تا بتوانیم درباره آن نیروی قدرتمند قدرت مطلق شناخت پیدا کرد.
برای شناخت انسان باید هسته انسان را شکافت که هسته انسان دارای دو صور آشکار و پنهان است. صور آشکار، از جسم او و اجزای آن که قابل رویت است تشکیل میگردد؛ ولی صور پنهان انسان که اجزای آن قابل رویت نیست عبارتند از روح، حس، ذهن، جان و نفس. نفس قسمت اصلی و اساسی خود موجودیت انسان است و نفس هر انسانی بر مبنای خواسته و دانایی او در درجه و رتبهای قرار دارد که عبارت است از نفس اماره، نفس لوامه و نفس مطمئنه که نفس مطمئنه از ارزش و اهمیت فوق العاده بالایی برخوردار است.
در نهایت منظور خداوند از فرستادن ما به پایینترین نقطه خلقت این است که بایستی انسان خودش با داشتن اختیار و پذیرش مسئولیت حیات خود، خود را به بالاترین نقطه تکامل و فرمان عقل همراه با صلح و آرامش برساند.
اگر انسان در هر مسئلهای شناخت داشته باشد دیگر ترسی ندارد میتواند در مسیر درست حرکت کند و خداوند بر همه چیز آگاه است. وادی چهارم خط و خطوط مسئولیت را نشان میدهد و مسئولیت دو طرفه است و انسان در قبال خود و خداوند مسئولیتهایی دارد اگر انجام ندهد باعث به وجود آمدن مشکلات در زندگی است که باید خود انسان حل کند.
در زندگی انسان دچار مشکلات زیادی میشود و این مشکلات را به گردن دیگران و تقدیر و سرنوشت میاندازد ولی در صورتی که از خود انسان غافل است که چگونه و چه مسیری را انتخاب کرده و این انتخاب در سرنوشت انسان موثر است. ولی انسان باید تغییر کند و دیدگاه خود را گسترش بدهد و این تغییر با حرکت انجام میگیرد تا رشد کند و این رشد با آموزش، سعی و تلاش، صبر و مراقبت انجام میگیرد.
منبع : اپلیکیشن دژاکام
نویسنده : راهنما همسفر معصومه ( لژیون هشتم )
ویرایش و ارسال : همسفر وجیهه نگهبان سایت
نمایندگی ساوه
- تعداد بازدید از این مطلب :
97