English Version
This Site Is Available In English

آگاهی، چراغ راه زندگی است

آگاهی، چراغ راه زندگی است

سلام و درود بر یاران جستجوگر که دنبال حق هستند. شما خود، خطابه زنده‌اید و غرش رعدوبرق الهی شما را ویران نخواهد کرد؛ زیرا برای کسانی این بنا را نهاده‌اید که از حلقه تاریکی به روشنایی، رهسپار خواهند شد.

گروه سایت همسفران نمایندگی البرز کرج با دیده‌بان مسافر بابک مصاحبه‌ای پربار و آموزنده جهت آموزش گرفتن از تجربیات و آموخته‌های ایشان انجام داده است که ایشان از تجربیات خویش سخن بگویند. شما را به خواندن این مصاحبه زیبا و آموزنده دعوت می‌کنیم.

مسافر بابک با آنتی ایکس مصرفی تریاک، شیشه، کوکائین و حشیش وارد کنگره شدند. به روش DST و داروی اپیوم به راهنمایی مسافر محمدصادق سفر کردند. هم اکنون به مدت ۱۶ سال است که با دستان پر توان آقای مهندس از بند اعتیاد آزاد و رها شده‌اند. همچنین در سفر سیگار نیز با راهنمایی آقای مهندس حسین دژاکام درمان شده‌اند و اکنون ۱۳ سال و ۴ ماه است که از بند نیکوتین آزاد و رها شده‌اند. ایشان در حال حاضر در جایگاه دیده‌بان روابط‌ عمومی مشغول به خدمت هستند.

کدام بخش از آموزش‌های کنگره را شما سخت‌تر پذیرفتید، اما بعداً بیشترین اثر را در تغییر شما گذاشت؟

پذیرفتن آموزش‌های کنگره نیازمند یک‌سری زیرساخت‌ها و پیش‌زمینه‌هاست و همین پذیرش، بزرگ‌ترین پیش‌نیازی است که ما به آن احتیاج داریم. در مورد من، پذیرش آموزش‌ها دشوار نبود؛ هر چند بحث اجرای آن‌ها موضوع دیگری است. قاعدتاً برای عملی‌کردن هر کلمه از آموزش‌ها باید تلاش فراوانی کرد تا به نتیجه رسید؛ اما من در پذیرش آموزش‌های اولیه کنگره۶۰ یک مشکل اساسی داشتم؛ زیرا پیش از ورود به کنگره، در کلاس‌های متعدد خودشناسی شرکت کرده بودم و کتاب‌های زیادی با موضوع روان‌شناسی مطالعه کرده بودم؛ به همین دلیل تصور می‌کردم که بسیار می‌دانم. شاید بزرگ‌ترین مانع من این بود که فکر می‌کردم از دیگران آگاه‌تر هستم و با خود می‌گفتم این جمع از مصرف‌کنندگان چه چیزی می‌توانند به من آموزش دهند. به اعتقاد من، برای این‌که نور تفکر کنگره بر ما بتابد و جهان‌بینی ما را تحت‌ تأثیر قرار دهد، لازم است هنگام ورود به کنگره هر آنچه را که می‌دانیم پشت در بگذاریم و همچون دفتر سفیدی وارد شویم تا بتوانیم به‌اندازه ظرفیت خود از دریای بیکران آموزش‌های جهان‌بینی کنگره بهره‌مند شویم.

باتوجه‌به تأکیدات دکتر امین دژاکام بر این‌که «تغییر واقعی از درون و با پذیرش مسئولیت فردی آغاز می‌شود»، به نظر شما چه تفاوتی بین کسی که جهان‌بینی را فقط یاد می‌گیرد با کسی که آن را در رفتار و تصمیم‌های روزمره‌اش جاری می‌کند وجود دارد؟ و این عبور از «دانستن» به «شدن» چگونه اتفاق می‌افتد؟

آن چیزی که در طی سال‌های گذشته افتخار استفاده از آموزش‌های کنگره۶۰ و جهان‌بینی داشتم و در مورد این مطلبی که فرمودید یاد گرفتم این است که هیچ تغییری در بیرون برای ما اتفاق نخواهد افتاد، مگر این‌که در دنیای درون این تغییر در ما انجام یا آغاز شده باشد که اگر آغاز شده باشد، ذره‌ذره در بیرون هم تأثیرات آن را خواهیم دید. این‌که ما چیزی را می‌دانیم و این‌که چه قدر می‌توانیم به آن عمل کنیم، یعنی برای ما تبدیل به آگاهی شده یا فقط دانایی است. زمانی که می‌گوییم دانایی کاربردی، یعنی به آگاهی رسیدن و وقتی من به آگاهی می‌رسم می‌دانم که چگونه باید عمل کنم. زمانی که به آگاهی می‌رسم می‌دانم که بایستی حرکت کنم. خیلی وقت‌ها دانایی‌ها وجود دارند و خیلی انسان‌ها هستند که از دانایی‌های مختلف، فارغ از علم کنگره۶۰ و بیرون از کنگره، این دانایی‌ها را دارند؛ اما چه قدر می‌توانند به این دانایی‌ها عمل کنند؟ و چند درصد می‌توانند به آن چیزی که به عنوان اطلاعات در اختیارشان قرار گرفته است عمل کنند؟ یا این‌که تأثیرات این اطلاعات و آگاهی را بتوانند در زندگی‌شان مشاهده کنند؟ کنگره برای ما مکانی است که در آن تمرین می‌کنیم و زمانی برای ما ارزشمند است که این تمرینات را به بیرون از این مکان ببریم و در زندگی روزمره‌مان اجرایی کنیم و در آن زمان است که دانستن تبدیل به شدن می‌شود. یک بزرگی می‌گفت: «انسان موجودی است در حال شدن» یعنی همه ما به دنبال این هستیم که انسان شویم یا هر لحظه انسان‌تر شویم و هر کسی هم که انسان است نمی‌توانیم بگوییم به انتهای انسانیت رسیده است. قاعدتاً انسان در هر جایگاهی که هست، بوده و خواهد بود می‌تواند انسان‌تر باشد و ما هیچ موجودی را پیدا نمی‌کنیم که روباه، روباه‌تر شود یا درخت، درخت‌تر شود. فرقی نمی‌کند هر موجودی که خداوند خلق کرده باشد فقط این انسان است که در حال شدن است و شما این مبحث دانستن و شدن را بسیار زیبا مطرح کردید. چیزی را که می‌دانیم علمی است که به دست آورده‌ایم.

در سفر اول بسیاری تغییر را در جسم مشاهده می‌کنند. به نظر شما چه زمانی می‌توان گفت سفر واقعی از جسم عبور کرده و وارد جهان‌بینی شده است؟

به نظر من زمانی می‌توان از یک تغییر واقعی سخن گفت که هر سه ضلع جسم، روان و جهان‌بینی به‌موازات یکدیگر رشد کنند. اگر فقط به جهان‌بینی توجه کنیم و جسم را نادیده بگیریم، نه می‌توانیم از آموزش‌ها بهره کافی ببریم و نه به روان سالم دست پیدا کنیم. همچنین اگر تنها به جسم بپردازیم و جهان‌بینی را رشد ندهیم، باز هم‌ روان سالمی نخواهیم داشت. در آموزش‌های مهندس دژاکام همواره بر ارتباط مستقیم جسم و روان تأکید شده است. حتی مواد شبه افیونی و هورمون‌های درون بدن بر اخلاق، روحیه و وضعیت روانی ما تأثیر مستقیم دارند. از سوی‌ دیگر بسیاری از مشکلات روانی نیز می‌توانند زمینه‌ساز بیماری‌های جسمی شوند؛ بنابراین رشد واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که هر سه ضلع به تعادل برسند.

در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر مهندس دژاکام از سقوط به عمیق‌ترین تاریکی‌ها و سپس بازسازی تدریجی انسان سخن می‌گویند. به نظر شما کدام سخت‌تر است؛ پذیرفتن این‌که گم شده‌ایم یا پذیرفتن این‌که برای پیداکردن راه باید آموزش ببینیم؟

جمله‌ای معروف وجود دارد که می‌گوید: «کسانی می‌توانند اوج روشنایی را تجربه کنند که عمق تاریکی را تجربه کرده باشند.» به نظر من پذیرفتن این‌که گم شده‌ایم، راه را اشتباه رفته‌ایم یا نیاز به آموزش داریم، همگی به یکدیگر مرتبط هستند؛ البته موضوع فقط مصرف مواد مخدر نیست؛ زیرا مسئله درمان اعتیاد در کنگره سال‌هاست حل شده است. منظور من تمام بخش‌های زندگی است؛ چه برای مسافران و چه برای همسفران. برای فاصله‌گرفتن از ضدارزش‌ها و رشد در ارزش‌ها ابتدا باید بپذیریم که نیازمند آموزش هستیم و پیش از آن نیز باید قبول کنیم که در بخشی از مسیر دچار اشتباه شده‌ایم. از نظر من سخت‌ترین قسمت همین پذیرش اولیه است.

اگر امروز همه نقش‌ها، عنوان‌ها و ساختارها حذف شوند، آیا کنگره۶۰ درون شما همچنان باقی می‌ماند؟ آن چیزی که باقی می‌ماند چیست؟

این سؤال، سؤال عمیقی است. تابه‌حال به این موضوع فکر نکرده بودم که روزی کنگره۶۰ از نظر ساختاری وجود نداشته باشد؛ اما آنچه از کنگره آموخته‌ام این است که کنگره یک تفکر است. اگر ما بتوانیم به‌اندازه ظرفیت خود از این تفکر بهره‌مند شویم، حذف جایگاه‌ها، عناوین و حتی حضور فیزیکی در کنگره نمی‌تواند آن را از درون ما حذف کند. اگر بخواهم کوتاه پاسخ دهم دو چیز در وجود من باقی خواهد ماند؛ ابتدا میل به حرکت در مسیر انسانیت که آن را از کنگره آموخته‌ام و بعد عشق و علاقه‌ای که نسبت به بنیان کنگره۶۰ مهندس حسین دژاکام در دل من شکل‌ گرفته است.

عکاس: مرزبان خبری همسفر طاهره
مصاحبه، طراح سوال و ارسال: همسفر مونا نگهبان سایت
تایپیست: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر عفت (لژیون نوزدهم)
همسفران نمایندگی البرز کرج

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .