«در مسائل حیاتی؛ به خداوند مسئولیت دادن، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن». همیشه فکر میکردم توکل یعنی اینکه من هر کار دلم میخواهد انجام بدهم، بعد بگویم خدا بزرگ است و همهچیز را به او بسپارم؛ اما وادی چهارم کنگره۶۰ این باور را در من زیر و رو کرد. این وادی به من فهماند که بسیاری از ما اسم فرار را توکل گذاشتهایم و با اینکار نه تنها به خود کمک نمیکنیم، بلکه بزرگترین ضربه را به زندگی خود وارد میکنیم. وادی چهارم یک جمله کلیدی دارد که شاید ساده به نظر برسد؛ اما اگر عمیق به آن فکر کنیم تمام زندگی ما را عوض میکند؛ «در مسائل حیاتی؛ مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن». اگر من در مهمترین مسائل زندگی همهچیز را به خدا واگذار کنم و دست روی دست بگذارم این توکل نیست، این یک فرار بزرگ است که لباس مذهبی به تن کرده است.
چندین بار پیش آمده که یک مشکل بزرگ در زندگی داریم و بهجای اینکه فکر کنیم که چه کاری میتوانیم انجام دهیم، گفتهایم انشاءالله درست میشود یا خدا بهتر میداند، این جملهها زیبا و آرامشبخش هستند؛ اما اگر ما هیچ اقدامی در جهت حل مشکل خود انجام ندهیم این حرفها تبدیل به یک تله بزرگ میشوند. وادی چهارم این تله را به ما نشان میدهد و میگوید که انسان ذاتاً دوست دارد از زیر بار مسئولیت خود شانه خالی کند؛ زیرا قبول کردن مسئولیت یعنی اگر شکست خوردم دیگر فردی نیست که او را مقصر بدانیم؛ بنابراین یک راه میانبر پیدا میکنیم و همهچیز را به خدا نسبت میدهیم که اینکار باعث میشود نه تنها خود را گول بزنیم، بلکه از هر گونه تلاشی هم دست میکشیم. حتماً این قصه تکراری اما همیشه تازه را شنیدهاید که از پیامبر پرسیدند آیا شتر را در بیابان رها کنیم و به خدا توکل کنیم یا ابتدا زانوی او را ببندیم و بعد توکل کنیم؟ پاسخ شنیدند که با توکل زانوی شتر را ببندید.
این مثال کوچک اما عمیق، دقیقاً روح وادی چهارم است. اکنون بیایید این قصه را به زندگی خود بیاوریم. شتر ما میتواند هر چیزی مانند بیماری، اعتیاد، بحران مالی، رابطه شکستخورده یا حتی یک تصمیم بزرگ در زندگی باشد. وادی چهارم به ما میگوید؛ اگر ما زانوی شتر را نبندیم یعنی اگر برای حل مشکل خود هیچکاری نکنیم، حق نداریم ادعای توکل کنیم. نشستن و منتظر ماندن توکل نیست، بیتفاوتی است. یکی از چیزهایی که در وادی چهارم بسیار به آن تأکید میشود این است که خداوند ما را موجودی بیکار و بیدست و پا نیافریده است. او به ما عقل داده تا فکر کنیم، جسم داده تا حرکت کنیم و اختیار داده تا تصمیم بگیریم، اگر قرار بود همهچیز بدون تلاش ما درست شود دیگر این همه عقل و اختیار چه معنایی داشت؟
وادی چهارم میگوید؛ قانون هستی بر این پایه گذاشته شده که هر فردی نتیجه کار خود را میبیند. در قرآن هم به صراحت آمده است؛ برای انسان چیزی جزء حاصل تلاش خود نیست؛ بنابراین ما باید ابتدا تلاش کنیم و بعد از تلاش، نتیجه را به خدا بسپاریم نه اینکه از ابتدا دست از تلاش برداریم و توقع معجزه داشته باشیم. مرز بین توکل واقعی و سهلانگاری بسیار باریک است. بعضی افراد فکر میکنند اگر زیاد دعا کنند یا الله بگویند یعنی متوکل هستند؛ اما وادی چهارم میگوید توکل یعنی تلاش کردن و بعد سپردن. انسان متوکل فردی است که ابتدا تمام ابزارهای خود را به کار میگیرد، همه راهها را میرود و هوشمندانه تصمیم میگیرد سپس با خیال راحت نتیجه را به خدا میسپارد؛ اما انسان سهلانگار فردی است که هیچ کاری نمیکند و خود را متوکل میداند.
وادی چهارم این دو را از هم جدا میکند و به ما هشدار میدهد که در دام گروه دوم گرفتار نشویم. یک مسافر برای رهایی از اعتیاد باید کارهای بسیاری انجام دهد؛ در جلسات شرکت کند، داروی خود را در زمان مشخص مصرف کند، با راهنمای خود صادق باشد، رفتارهای اشتباه خود را بشناسد و تغییر دهد، به فکر آینده باشد و برای خود برنامه داشته باشد. اگر یک مسافر بیاید، در جلسه بنشیند و بگوید؛ خدا همهچیز را درست میکند و کاری انجام ندهد یعنی او مسئولیت را به خدا سپرده و از خود سلب مسئولیت کرده است. وادی چهارم این مسافر را به چالش میکشد و به او میگوید که باید از همه توان خود استفاده کند. خداوند فقط به افرادی کمک میکند که به خود کمک کرده باشند. وادی چهارم فقط برای درمان اعتیاد نیست، این یک اصل کلی برای همه جنبههای زندگی است. وادی چهارم نمیگوید که فقط دعا کنید و بنشینید، بلکه بیان میکند؛ برو بازار را بررسی کن، مشتریهای خود را بشناس، کیفیت کار خود را بالا ببر، تبلیغ کن و بعد از اینکه تمام این کارها را انجام دادی، بگو خدایا مابقی با تو.
وادی چهارم بیان نمیکند که فقط بگویید خدا خود اصلاح میکند، بلکه به شما میگوید؛ برو صحبت کن، اشتباهات خود را بپذیر، طرف مقابل را درک کن، میانجیگری بگیر و بعد از تمام این تلاشها، نتیجه را به خدا بسپار. اگر فردی از وادی چهارم درست عبور نکند در یک چرخه معیوب گرفتار میشود و هر روز از خدا کمک میخواهد؛ اما هیچ کاری برای بهتر شدن خود انجام نمیدهد. روزها، ماهها و سالها میگذرند و زندگی او همان جایی میماند که قبلاً بود. او فکر میکند خدا او را فراموش کرده است؛ درحالیکه او خود را فراموش کرده است. وادی چهارم مثل یک آینه است و به ما نشان میدهد که آیا واقعاً در مسیر درست حرکت میکنیم یا اینکه خود را با توجیهات مذهبی گول زدهایم. این وادی عنوان میکند؛ خداوند کمک خود را از اشخاصی که تلاش میکنند دریغ نمیکند، اگر ما تلاشی نکنیم نه تنها کمکی نمیرسد، بلکه آرامآرام اعتمادبهنفس و اراده خود را هم از دست میدهیم.
وادی چهارم کنگره۶۰ یک درس بزرگ و اساسی به همه یاد میدهد، این وادی میگوید؛ بین مسئولیت و توکل نه تنها تضادی نیست، بلکه آنها مکمل یکدیگر هستند و تا زمانیکه ما مسئولیت کارهای خود را نپذیریم و برای حل آنها تلاش نکنیم، توکل ما توهمی بیش نیست. شخصی که از این وادی عبور میکند دیگر هیچوقت نمیگوید چرا خدا به من کمک نمیکند؛ زیرا میداند که ابتدا باید خود فرد به فکر خود باشد. او میداند که خداوند بندههای تنبل را دوست ندارد و افرادی که تلاش میکنند در دنیا نتیجه میگیرند و از پشتیبانی الهی برخوردار میشوند. در نهایت وادی چهارم به ما یادآوری میکند که ما مسافر این دنیا هستیم، برای رسیدن به مقصد باید گام برداریم و به راهنمای خود اعتماد کنیم. گام برداشتن مسئولیت ما است و اعتماد به راهنما همان توکل میباشد، این دو را نباید از هم جدا کنیم.
منبع: سیدی وادی چهارم ۱ و ۲
نویسنده: همسفر عارفه رهجوی راهنما همسفر محدثه (لژیون پنجم)
رابط خبری: راهنما همسفر ثریا (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر آیدا رهجوی راهنما همسفر آذر (لژیون چهارم)
ویرایش: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول) دبیر سایت
ارسال: همسفر شیوا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی چرمهین
- تعداد بازدید از این مطلب :
61