English Version
This Site Is Available In English

با حل مسائل خود به فرمان عقل می‌رسیم

با حل مسائل خود به فرمان عقل می‌رسیم

آقای مهندس در وادی چهارم سعی کردند که حد و مرز مسئولیت‌ها را برای ما مشخص کنند، در بین همه موجودات و مخصوصاً انسان مسئولیت‌ها دو طرفه هستند، هیچ وقت مسئولیت یک طرف نیست، یک پدر نسبت به فرزندان و همسر خود مسئولیت‌هایی دارد، فرزندان و همسر هم نسبت به پدر مسئولیت‌هایی دارند؛ ولی بیاییم کلمه مسئولیت را کمی بررسی کنیم که اصلاً مسئولیت یعنی چه؟

مسئولیت از ریشه کلمه سئل می‌آید، سئل به معنی سوال شد، از چه کسی سوال شود؟ از کسی که تعهدی دارد و باید در قبالش از آن سوال شود و او نیز باید پاسخگو باشد، راستی من همسفر چه مسئولیت‌ها و چه تعهداتی دارم؟ در مقابل چه چیزهایی باید از من سوال شود؟ من نقش همسفر، مادر یا فرزند را برعهده دارم، من در قبال این تعهدات و مسئولیت‌هایی که دارم باید جوابگو باشم؛ باید مسئولیت‌های خود را در قبال وظایف و تعهدات خودم بپذیرم.

خداوند بزرگ هم در مقابل مخلوقاتش مسئولیت‌هایی را قبول کرده است برای آن‌ها آب، باد، باران و غذا را فرستاده است و تعهداتش را تمام و کمال انجام داده است، آیا من انسان هم مسئولیت‌های خود را قبول کرده‌ام یا نه؟ در اینجا یک گریزگاه و یک راه در رویی هست که انسان با یک حرکت نمادین و عرفانی می‌خواهد، مسئولیت‌هایش را گردن خداوند بیندازد و به جای قبول مسئولیت‌ها و تلاش و کوشش به سمت دعا و راز و نیاز می‌رود و دست روی دست می‌گذارد و از خداوند می‌خواهد که تمام نواقص شخصیتی و تمام مشکلاتش را برایش حل بکند؛ ولی ما در اینجا فراموش کرده‌ایم که به دنیا آمده‌ایم تا روش حل کردن مسائل را بیاموزیم تا با حل کردن مسائل‌مان به فرمان عقل برسیم.

گاهی اوقات ما برداشتمان از خداوند و نیروهای مافوق اشتباه است، فکر می‌کنیم آن‌ها فرمانبرداران ما هستند و هر صبح به آن‌ها برنامه و دستور می‌دهیم تا برای ما اجرا کنند، پس مسئله مهمی که اینجا هست این است که این خط و خطوط مسئولیت‌ها برای ما آشکار شود. 

ما انسان‌ها اگر مسئولیت‌های خود را بپذیریم و تمام وظایفمان را در مقابل انسان‌های دیگر و خداوند انجام دهیم و تمام تلاش خود را بکنیم، قطعاً خدا و نیروهای مافوق هم به ما کمک خواهند کرد؛ ولی گاهی اوقات ما از خدا خواسته‌های غیر معقول و غیر منطقی داریم و این شاید به دلیل آن باشد که ما به درستی قدرت مطلق را نشناخته‌ایم، اگر ما انسان‌ها تا حدودی قدرت مطلق را بشناسیم و تا حدودی به یک درکی برسیم، از یک آرامش نسبی برخوردار می‌شویم و در زندگی حداقل مشکلات را داریم و از اضطراب و نگرانی کمی فاصله می‌گیریم. 

بعضی مسائل هست که آنقدر بزرگ اند که ما قادر به دیدن آنها نیستیم از جمله خدا، ما اگر بخواهیم خدا را بشناسیم؛ باید اول خود را بشناسیم؛ باید یک شناخت کلی از انسان داشته باشیم، ما هیچ شناخت و کنترلی روی جسم خود نداریم، اداره شهر وجودی ما حتی دست ما نیست، اگر دست ما بود که ما یادمان می‌رفت نفس بکشیم، این‌ها مربوط به صور آشکار یا هسته جسم هستند، یعنی همان قسمت‌هایی که برای ما قابل رویت و قابل لمس هستند؛ اما انسان‌ها یک صور پنهان هم دارند، همان بقایایی که در هنگام خواب یا موقع مرگ از انسان جدا می‌شوند، مثل ذهن، آرشیو، نفس، روح و ...

نفس قسمت اصلی و اساسی یک موجود است و خواسته‌هایی دارد، برای انسان این خواسته‌ها هم معقول و هم غیر معقول هستند، نفس یک انسان بر مبنای دانایی و خواسته‌هایش در سه مرتبه ۱- نفس اماره ۲- نفس لوامه ۳- نفس مطمئنه درجه بندی می‌شود.

نویسنده: همسفر وجیهه رهجوی راهنما همسفر نفیسه (لژیون بیست‌و‌یکم)
رابط خبری: همسفر شیوا رهجوی راهنما همسفر نفیسه (لژیون بیست‌و‌یکم)
عکاس: همسفر وجیهه رهجوی راهنما همسفر نفیسه (لژیون بیست‌ویکم)
ویرایش و ارسال: همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون نهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی امام قلی خان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .