English Version
This Site Is Available In English

دعایی از دل خسته و راهی که خدا به نام کنگره ۶۰ نشانم داد

دعایی از دل خسته و راهی که خدا به نام کنگره ۶۰ نشانم داد

به نام قدرت مطلق الله

 

سلام دوستان، محمدرضا هستم، یک مسافر.

اول از همه خداوند را شاکرم که این اذن را به من داد تا وارد کنگره ۶۰ شوم. از جناب مهندس دژاکام، خانواده محترم ایشان و آقای دکتر امین صمیمانه تشکر می‌کنم که باعث تأسیس این کنگره شدند و امروز هم با تلاش و عشق آن را ادامه می‌دهند.

من در زندگی سختی‌های زیادی کشیدم. سال‌ها درگیر اعتیاد بودم و همین موضوع باعث شد نتوانم آن‌طور که شایسته بود در کار و زندگی عمل کنم. از کار فرار می‌کردم، از خانواده فاصله گرفته بودم و آرامش نداشتم. حتی خانه مادری‌ام هم برایم به محلی تبدیل شده بود که دوستان مصرف‌کننده می‌آمدند و مصرف ادامه پیدا می‌کرد. کم‌کم مصرفم بیشتر شد؛ از بعدازظهرها شروع می‌شد و بعد صبح‌ها هم اضافه شد و من در همان مسیر اشتباه جلو می‌رفتم.

یکی از بدترین روزهای زندگی‌ام وقتی بود که به باغ رضوان، سر مزار پدر و مادرم رفتم. با گریه گفتم: خسته شدم… یا راهی برای زندگی جلوی پایم بگذارید یا تکلیفم را روشن کنید. واقعاً به آخر خط رسیده بودم.

اما لطف خدا شامل حالم شد و مسیر کنگره ۶۰ برایم باز شد. وقتی وارد کنگره شدم، امید تازه‌ای در زندگی‌ام شکل گرفت. امروز خدا را شکر می‌کنم که توانستم سفرم را طی کنم؛ مدت‌هاست دیگر مصرفی ندارم و حال و حال زندگی‌ام کاملاً تغییر کرده است. احساس می‌کنم یک تولد دوباره را تجربه کرده‌ام.

زمان مصرف، شب‌های زیادی را با بی‌خوابی می‌گذراندم. ساعت‌ها بیدار بودم، بی‌قرار و خسته. اما امروز به لطف آموزش‌های کنگره و ورزش، صبح‌ها زود بیدار می‌شوم، با انرژی به سمت ورزش می‌روم و همان ساعاتی که زمانی در بی‌خوابی و مصرف می‌گذشت، حالا صرف سلامتی و حال خوبم می‌شود. ورزش در کنگره ۶۰ برای من فقط یک فعالیت بدنی نیست؛ بخشی از درمان و بازگشت من به زندگی است.

خانواده‌ام هم تغییر را کاملاً احساس کرده‌اند. نوه‌ام قبلاً مرا «پیرمرد» صدا می‌زد، اما حالا با عشق صدایم می‌کند «بابابزرگ». رنگ زندگی ما عوض شده و آرامش به خانه‌مان برگشته است.

از صمیم قلب برای مهندس دژاکام طول عمر باعزت و سلامتی آرزو می‌کنم. کتاب ارزشمند «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» و آموزش‌های کنگره چراغ راه ماست. وقتی سختی‌هایی را که ایشان برای رسیدن به این راه تحمل کرده‌اند می‌بینم، بهتر می‌فهمم که چرا بعد از هر سختی، آسانی می‌آید.

از راهنمای عزیزم آقا مسعود هم صمیمانه تشکر می‌کنم. ایشان واقعاً برای من زحمت کشیدند؛ چه در زمان کنگره و چه خارج از آن همیشه همراه من بودند و با صبر و محبت کمکم کردند تا از آن وضعیت نجات پیدا کنم.

از همه اساتید و خدمتگزاران کنگره هم تشکر می‌کنم که این بستر را فراهم کرده‌اند. امیدوارم خداوند کمک کند که این حال خوب در من پایدار بماند و بتوانم قدردان این مسیر باشم.

 

تهیه ، تنظیم ، عکس و ارسال : مسافر محمد لژیون نهم

پارک پیروزی نمایندگی خواجو 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .