ای پادشه خوبان
ای انسان برای تو اینگونه می نویسم که قدر بدانی بودنت را ،از آنجایی که بیابی رسیدن به خویش را بدانی قدرت مطلق تو را در صدفی جای داده است که مبادا سنگ قیمتی بدخشان تو را زنگ تزویر و ریا فراگیرد ، اگر روزی تو را موج های شیطانی در خود بلعید بدانی که این زیستن آنقدر پر صلابت است که حیفش آید از دروغ و قضاوت و حکم بر دلی نهی که پاره های آتش وجودش را به سوختن تکه تکه های جانش کند.
ای انسان بدان :((این جهان پر است از حلقه های آتشین که هر روز تو را در خود می بلعد و بدانی که جهان ریزشی است از بوییدن ستاره های نور)).
زنهار!مبادا رها کنی اصل خویش را که هر تکه از وجودت را وصل است به ملک ابدیت .
ای انسان بدان تو راهی را آماده ای که پر است از وصل کردن ،وصل عشق ،وصل جان،وصل روییدن دانه های گلنار ،نیامده ای برای فصل کردن دست های نگران،چشم های گریان،دل های شکسته و خانه های ویران .
قدرخویش را بدان ،تو را قدرت بزرگ به انگشت اشاره ای فرموده :که برخیز که تاج اشرفیت به سرت نهادم ؛اکنون وقت آن است که قدرت الوهیت برای تو خطبه شرافت را بخواند که تو را بر مسند پاکی بنشاند .بدان از شرک مبرایی ،بدان که درمانده را دستگیری .ای انسان تو شناخته شده ای برای یافتن رازها و رمزها.ای قدرت بزرگ ،ای قدرت مطلق الله ،چهارده ثانیه سکوت می کنم که حرمت جان بیابم و بدانم این وادی عشق را یافتن ،چاره اش چیزی نیست که از تو بخواهم و پناه ببرم به تو برای رهایی از جهالت و نادانی .
نویسنده :همسفرساره نگهبان سایت
ارسال و تنظیم :همسفر مرجان دبیرسایت
همسفران نمایندگی کارون
- تعداد بازدید از این مطلب :
52