در مسائل حیاتی سپردن بار مسئولیت به خداوند به معنای رها کردن وظایف انسانی خویش است؛ چنانکه از عنوان این وادی نیز بر میآید. ما نمیتوانیم به بهانه سهلانگاری، تنبلی یا نادانی، وظایف خود را به دوش او بگذاریم و با خیالی آسوده در کناری بنشینیم و چشم به راه معجزه باشیم؛ میدانیم که این مسئولیتها باید دوطرفه باشند، برای نمونه، میان شاگرد و معلم یا راهنما و رهجو، هر دو طرف در قبال یکدیگر مسئولیت دارند. حالا پرسش اینجا است که حد و مرز این مسئولیتها در کجا است و چه میزان را شامل میشود؟ خداوند را نباید گریزگاهی یا راه فراری برای خود بدانیم و با اتکاء به حق، انتظار حل یکباره تمام کاستیها را داشته باشیم؛ گویی او غول چراغ جادویی ما است. بلکه ما تنها بر خویشتن، بر اندیشه خویش، بر کوشش و آموختن خویش میتوانیم تکیه کنیم؛ یعنی با ارتقاء آگاهی، هر کاری را نیک بسنجیم، پیامدهای آن را دریابیم، در راه تحققش بکوشیم و از فراگیری علم و دانش لحظهای روی نگردانیم. تنها زمانیکه وظایف خویش را به نیکی بهجا آوریم و در مسیر ارزشها گام برداریم و از زشتیها دوری جوییم، میتوانیم بر یاری خداوند و دیگران نیز امید ببندیم.
قدرت مطلق، انسان را بر سر دو راهی قرار داد و با نیروی اختیار، راه پندار، گفتار و کردار نیک را در مقابل راه فسق و فجور قرار داد؛ خداوند هر مسیر را نشانهگذاری کرده و فرجام و فرازونشیب آن را برای ما آشکار ساخته است. در کتب آسمانی نیز آمده که بار مسئولیت هر عملی بر دوش خود شخص است و واگذاری آن به دیگری، نوعی گریز از زیر بار وظیفه است. متأسفانه ریشه بسیاری از گرفتاریهای ما، به نشناختن درست این قدرت مطلق بازمیگردد؛ چه اگر او را آنگونه که شایسته است میشناختیم، در صلح و آرامش میزیستیم و با جهل خویش، رنج و دشواری برای خود نمیآفریدیم. افکار و اندیشههای ما تأثیر زیادی بر تن ما دارند؛ هر چه اندیشه منفیتر باشد، بدن بیمارتر میشود و گاه برای جلب توجه، خود را به بیماری میزنیم و شگفت آنکه همان بیماری را نیز در خود پدیدار میسازیم؛ این خود گواهی بر نیروی اندیشه است، پس بهتر آن است که با مثبتاندیشی و پرهیز از تظاهر، ذرهذره بیماریهای تن را بزداییم و از دامن زدن به ناخوشیهای تازه نیز بپرهیزیم. باید کوشید تا همیشه از مسائل روز فراتر رفت و این جزء با آموزش و دنبالکردن علم و دانش ممکن نیست؛ لازم است حداعتدال را در هر عرصهای نگاه داریم؛ نه تعصب و نه گمانپردازی، که هر دو نادرست هستند و آدمی باید تأمل و تعمق کند و هیچ موضوعی را کورکورانه نپذیرد و نسپارد.
قدرت مطلق هستی چنان بالاست که با چشم سر دیده نمیشود، همانند کره زمین که بر آن ایستادهایم اما درک کامل آن با چشم ممکن نیست؛ ولی با شناختی درست و اصولی میتوان بهوجود چنین قدرتی پیبرد و برای این مهم، باید از دروازه خویشتن عبور کرد؛ یعنی نخست خود را بشناسیم تا او را بشناسیم، چه اینکه وجود ما، ذرهای از هستی او است و برای شناختی عمیقتر، باید به درون هسته راه یافت تا به بخارات و حقیقت هستی دست یابیم. با یاری و کمک عقل میتوانیم به مجهولات راه یابیم و به هستهای فراتر از ماده دست پیدا کنیم و متوجه شویم که جهانیانی غیر از این جهان خاکی نیز وجود دارند؛ این برای دیدگاهی که تسلیم نیروی الهی است، از یقین به عینالیقین بدل میشود، البته که این مقام جزء با لطف ایزدی و همراهی فرِّ الهی میسر نیست و باید تزکیه و پالایش را از خویشتن آغاز کرد. هرگاه انسان بر هر مسئلهای شناخت کافی یابد، ترس از آن میزداید و به آرامشی عمیق دست مییابد؛ شاید خشمگین شود، اما کینه به دل نمیگیرد، به راه خود میرود و برای خویش دوست برمیگزیند. نکته بنیادین وادی چهارم، ترسیم خطوط مسئولیتها است؛ اینکه خداوند در برابر بندهاش مسئولیت دارد و آدمی نیز در برابر او وظایفی بر عهده دارد؛ همچنین ما در قبال خویشتن مسئولیم و مسبب بسیاری از دشواریهای زندگی خود هستیم و باید خود نیز آنها را بگشاییم.
منابع: کتاب عشق و سایت
رابط خبری: همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون اول)
نویسنده: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون اول)
عکاس: همسفر نازیلا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی وحید
- تعداد بازدید از این مطلب :
132