هنگامی که در تلاطم این مسیر پر پیچ و خم، عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر حسهایمان یخ زده و غبار ناامیدی بر چهره زندگیمان نشسته بود، گمان نمیبردم که روزی بتوانم طعم شیرین رهایی را با تمام وجودم لمس کنم؛ آن زمان، رهایی در نگاه من تنها به معنای پایان یک مسیر سخت بود؛ اما اکنون دریافتهام که رهایی، فراتر از تغییر شرایط، یک تحول درونی و بازگشت به خویشتن خویش است. همیشه گمان میکردم رهایی یعنی تمام شدن یک درد، یعنی پاک کردن صورت مسئلهای که سالها با آن درگیر بودم.
اما حال که در این نقطه ایستادهام، میبینم رهایی، پرواز پرندهای است که یاد گرفته دیگر به میلههای قفس تکیه نکند؛ رهایی، طعم شیرین بازگشت به خویشتن است؛ بازگشت به همان انسانی که سالها زیر آوار تاریکی گم شده بود. این سفر، به من آموخت که چگونه صبور باشم و به جای تغییر جهان پیرامون، دنیای درون خویش را ترمیم کنم و طعم حقیقی رهایی را در آزاد شدن از بندهای ضدارزش درون خودم پیدا کنم.
از راهنما همسفر فاطمه سپاسگزارم که دستم را گرفت، زمانی که خودم از ادامه راه ناامید بودم؛ سپاسگزارم که با عشقی بلاعوض، راه عشق ورزیدن را به من نشان دادید؛ رهاییام را مدیون آگاهیهایی هستم که بیدریغ در اختیارم گذاشتید. خداوند را شاکرم که این توفیق را نصیب من کرد تا تحت آموزشهای جناب مهندس دژاکام و رهنمودهایِ شما، طعم شیرین تولدی دوباره را تجربه کنم و تا همیشه در قلبم جایگاهی به بلندای این رهایی دارید.
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
رابط خبری: همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
ویرایش و ثبت: همسفر هانیه رهجوی راهنما همسفر فتانه (لژیون چهاردهم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
133