English Version
This Site Is Available In English

حس شیرین رهایی

حس شیرین رهایی

خدا را شکر می‌کنم برای وجود آقای مهندس و کنگره۶۰ که برای ما همسفران و مسافران نعمت بزرگی است. خدا را شاکرم برای رهایی و ان‌شاءالله بتوانم قدردان، خدمتگزار و شکرگزار باشم. ۲۲ سال پیش، وقتی فهمیدم که پسرم مصرف‌کننده مواد شده است دنیا به یکباره بر سرم خراب شد؛ نمی‌خواستم واقعیت تلخ را بپذیرم و انکار می‌کردم؛ ولی مجبور بودم بپذیرم.

حالا به دنبال درمان بودم و به هر دری چنگ می‌زدم، از همه کمک می‌خواستم؛ به همه جا رفتم ولی بی‌نتیجه بود؛ هیچ‌ کس نمی‌توانست به من کمک کند؛ من تمام تلاشم را کردم ولی شرایط او بدتر می‌شد. اگر همه دنیا یک مصرف‌کننده مواد را رها کند و به او بی‌اعتنا باشد، یک مادر نمی‌تواند چون از وجود خودش است و می‌بیند که فرزند او مثل شمع آب می‌شود ولی نمی‌تواند کاری بکند.

هیچ کس حق ندارد مادری را به خاطر اعتیاد فرزندش قضاوت یا سرزنش کند؛ چون مادر همه وجودش درد و رنج است. ۵ سال پیش وقتی به کنگره آمدم، می‌دیدم که مادران حالشان خوب است و تولدها برایم پیام امید بود. من امیدوار شدم که مسافرم رها می‌شود و با گرفتن آموزش فهمیدم که باید رها کنم تا رها شوم؛ باید خودم از بندهایی که بر وجودم زده بودم رها می‌شدم؛ رهایی از منیت، غرور، خود‌خواهی و ...

روز جمعه ۲۲ خردادماه که به پارک برای رهایی رفته بودم خیلی حس و حال خوبی بود؛ در یک لحظه تمام ۲۲ سال درد و رنج جلوی چشمانم ظاهر شد؛ ولی آخر این دردها لحظه شیرین رهایی بود که بی‌نظیر است؛ احساس کردم به یک مرحله جدیدی از زندگی وارد شدم؛ مشکلات وجود دارند ولی من قوی‌تر شدم. تشکر و سپاس‌گزاری از راهنمایانی که در این سفر همراه بودند؛ (همسفر مریم، همسفر فاطمه و همسفر لیلا) بهترین ها را از خداوند برایشان خواستارم و از گروه سایت کمال تشکر را دارم.

نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه
ویرایش و ثبت: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر الهام نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شادآباد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .