اولین جلسه از دوره بیست دوم کارگاه های آموزشی عمومی ویژه مسافران و همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی کاشمر روزپنج شنبه با استادی راهنمای محترم مسافر حمید، نگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر علی با دستور جلسه «کتاب عبور از منطقه 60 درجه و تصاویر آن» در تاریخ ۲8 خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حمید هستم یک مسافر.
از نگهبان جلسه تشکر می کنم که استادی جلسه را به من واگذار نمودند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم.
امیدوارم با توجه به کمبود وقت، بتوانم مطالبی را که برای دستور جلسه آماده کردهام بصورت کلی بیان کنم، دستور جلسه «کتاب ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن» است. قبل از اینکه وارد بحث دستور جلسه بشویم، میخواهم درباره کتاب «ادمون و هلیا» صحبت کنم، این کتاب جزو نشریاتی است که در ابتدا تهیه میکنیم و احتمالاً همه شما مطالعه کردهاید. در پایان کتاب، جایی که ادمون و هلیا دیگر راهی ندارند، خسته شدهاند و نمیتوانند به خودشان و دیگران، کمک کنند یک پیام زیبا وجود دارد که میگوید: «آرام جانم، من ترنم آواز را از دورهای ناپیدا شنیدم» همه ما که اینجا نشستهایم، آن صدا را دریافت کردهایم، به هر شکلی، چه از طریق دوست، آشنا، سایت یا مثل خود من که توسط یکی از مسافران مسیر کنگره را پیدا کردم. آقای مهندس میگویند در یک جاده گودالی بود که باعث تصادف های زیاد می شد، مردم زیادی زخمی می شدند، عدهای گفتند بیمارستان بیشتری بسازیم یا پزشک و پرستار اضافه کنیم، تعدادی دیگر گفتند آمبولانسها را بیشتر کنیم یا بیمارستان را نزدیک گودال بسازیم، اما هیچ کدام جواب نداد، تا اینکه یک نفر گفت: بهترین کار این است که خود گودال را پر کنیم، وقتی گودال پر شود تعداد کسانی که آسیب می بینند کمتر خواهد شد، کتاب۶۰ درجه زیر صفر دقیقاً همین را میگوید راه پیدا شده، راهی که کمترین آسیب را داشته باشد، این کتاب شامل چهارده وادی، چهارده تصویر و حدود سیصد و بیست صفحه است.
.jpg)
در ابتدای کتاب نوشته شده: تحقیقی علمی و مستند برای شناخت صورت مسئله اعتیاد، راههای درمان و پیشگیری، برای محققان، دانشگاهها و قضات. همیشه برای من سؤال بود چرا قضات؟ بعد متوجه شدم چون قاضی حکم میدهد، کمپ اجباری صادر میکند، درباره طلاق و زندگی آدمها تصمیم می گیرد، اما اگر صورت مسئله اعتیاد را نشناسد، قضاوت هایش ناقص میشود. خدا را شکر کسی این کتاب را به رشته تحریر در آورد که خودش مصرف کننده بود و تجربهاش را به صورت مستند در اختیار ما قرار داد. برای من همیشه سؤال بود چرا ۶۰ درجه زیر صفر؟ این فقط یک عدد نیست، بلکه منطقه است از سرما و حسهای یخ زده، جایی که آدم نمی میرد، ولی یخ می زند، دیگر هیچ چیز برایش مهم نیست. زمانی که مصرف میکردم برای پدر و مادرم احترام قائل نبودم، این همان منطقه زیر صفر است؛ جایی از ناامیدی، بیپولی، خستگی، این کتاب به ما می گوید باید از این منطقه عبور کنیم ولی به مرور زمان و در طی 10 ماه صورت پذیرد. درکتاب آمده که این یک خودآموز برای درمان اعتیاد است، به نظر من منظور این نیست که هرکس کتاب را بخواند می تواند اعتیاد را درمان کند بلکه باید آموزش بگیریم، درمان شویم و بعد بتوانیم به دیگران کمک کنیم. تصویر اول کتاب، درخت پوسیده است، درختی که نه سایه دارد و نه میوه، اما هنوز ریشه دارد. مهندس دژاکام در این کتاب میگوید: هیچ کس محروم از بازگشت نیست، حتی کسی که تا عمق مرداب رفته و به ۶۰ درجه زیر صفر رسیده، باز هم میتواند برگردد، به شرطی که فرمانبردار راهنما و سیستم باشد، کسی که یخبندانها، پرتگاهها و راه عبور را بشناسد. این کتاب با تصویر یخبندان شروع میشود و با تصویر اسکی روی برف تمام میشود؛ یعنی همان جایی که زمانی محل سقوط بوده، در پایان تبدیل به محل حرکت و لذت میشود.
از اینکه سکوت کردید و به صحبت های من توجه نمودید از همگی شما سپاسگزارم.
عکاس: مسافر مرتضی
تایپ: مسافر مهدی مسافر محمد
ویراستار: مسافر امیرعباس مسافر محمد
ارسال خبر: مسافر حسین
مرزبان کشیک: مسافر مسلم
- تعداد بازدید از این مطلب :
198